ارتباط با ضمیر ناخودآگاه – نیروی ادراک درونی

نیروی ادراک درونی

نیروی ادراک درونی

امشب مى خواهم شما را از نیروى عظیمى که در درون خودتان است، آگاه کنم. آن چیست؟ ضمیر ناخودآگاه؟ خیر! نیرویى که مى خواهم شما را با آن آشنا کنم در ارتباط با ضمیر ناخودآگاه است.این نیرو، نیروی ادراک درونی است. در واقع، اگر ضمیرناخودآگاه را یک سیستم در نظر بگیریم؛ مى توان گفت، فرایندى در ضمیر ناخودآگاه انجام مى شود که این نیرو یکى از خروجى هاى آن فرایند است. اجازه بدهید با یک مثال شروع کنم و به واسطه ی بهره مندی از آن مثال، این نیروی شگفت انگیز را معرفی کنم.

یک نفر بود که بازپرس FBI بود، او براى بازجویى از متهمین، مظنونین و مجرمین از یک دستگاه بسیار پیشرفته استفاده مى کرد! دستگاهى فوقِ مدرن که یکى از کارهاى آن دروغ سنجى بود! این دستگاه براى هر احساس و هر وضعیت احساسى، سنسورهاى منحصر به فردى داشت. به واسطه بهره مندى از این سنسورهاى حساس و قدرتمند، تمام حالات ذهنى، روانى و احساسىِ مخاطب را تجزیه و تحلیل مى کرد. یک روز که این بازپرس بازنشسته شد، آن دستگاه را به خانه آورد (احتمالا شماره اموال نداشته و دستگاه را پیچانده 🙂 !!
در اولین روز بازنشستگی، در یک آسودگی ذهنی، فکر عجیبی به ذهنش خطور کرد. او با خود فکر کرد آیا این دستگاه براى موجودى غیر از انسان هم مفید است یا خیر؟ آیا مى توان با آن، احساسِ حیوانات و گیاهان را هم مورد سنجش قرار داد؟ او سنسورهاى دستگاه را به گیاهى که در خانه داشت وصل کرد. سپس یکی از برگ¬های آن را کَند تا ببیند آیا نمودارى روى کاغذ که نشانگر احساس درد باشد ظاهر مى شود یا خیر؟
هیچ علامتی ظاهر نشد. اویکى از ساقه ها را شکست ولی باز هم اتفاقى نیفتاد و هیچ نمودارى ظاهر نشد!
او با خود فکر کرد که شدیدترین صدمه¬ای که به یک گیاه میتواند بزند چیست؟!
ناگهان تصویرِ آتش¬زدن گیاه در ذهنش ظاهر شد! در عین ناباورى، دقیقاً همزمان با ظاهرشدن این تصویر ذهنى، نمودارهایى هم، روى کاغذ نمایان شد که سیگنالهاى دریافتى گیاه از احساسِ سوختن بود.
در حالیکه هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده بود!!
او یکبار دیگر، تصویرِ سوزاندن گیاه را در ذهنش مجسم کرد. دقیقاً مشابه نمودارهای قبلی ظاهر شد!
او بسیار شگفت زده شده بود.


نتیجه ى این مثال:

گیاه قبل از اینکه فرایند سوختن را تجربه کند، آن را درک کرد و واکنشى که مى توانست را از خود نشان داد!
پس چگونه است که ما انسانها حتماً باید، یک رویداد را تماماً تجربه کنیم و پس از وقوع رویداد و تجربه کردنِ آثار آن، از خود واکنش نشان دهیم؟؟!!! ما برتریم یا گیاه؟!
ما که خود را اشرف مخلوقات می دانیم؛ چرا در این زمینه از گیاه عقب تریم؟!
ما انسانها ابتدا با شرایط موجود، احساسى برخورد مى کنیم و پس از گذشت یک مقطع زمانى، حقیقت موضوع را درک مى کنیم. به عبارتِ ساده¬تر:
ما اجازه مى دهیم هر رویدادى را تجربه کنیم و پس از آنکه پیامدهاى آن را * احساس * کردیم، به * ادراک * می¬رسیم.
بله عزیزانِ من؛ نیروى عظیمى که می خواهم به شما معرفى کنم نیروى ادراک است.
اگر ما بتوانیم این نیرو را در وجودمان فعال کنیم، از نظر احساسى، آسیب هاى کمترى را تجربه مى کنیم.
ما برتریم یا گیاه؟
مسلماً ما که انسان هستیم ، و پیچیده ترین مخلوق خداوند! اما اگر از نیروى ادراک استفاده نکنیم ،از گیاه هم کمتریم!
انسان در پایین ترین و تنزل یافته ترین حالت زندگى، زندگى نباتى ( گیاهى ) را تجربه مىکند!!
پس چگونه است که او از ما سبقت گرفته؟
فقط به خاطر این ست که گیاه از قدرت ادراک استفاده مى کند و قبلاً وقوع رویداد، بهترین واکنش ممکن را از خود بروز مى دهد. ما شاید لازم باشد در این زمینه، شاگردِ گیاهان شویم!


یک تجربه شخصی:
یک شب، به تنهایی، در طبیعت مشغول مراقبه بودم. یک شمع روشن کرده بودم که بادِ نسبتاً شدیدی شروع به وزیدن کرد.
در کمالِ شگفتی مشاهده کردم که شمع چندین بار تا سر حد خاموشی رفت، شعله اش به کوچیکترین حد ممکن رسید، اما باز هم رقصید..
جان گرفت و شعله ورتر شد! و من مقاومتِ شمع را تحسین کردم.


 

آن لحظه گفتگوی درونی ام این بود:
آه خداى من ! من چقدر کوچکم! یک شمع می تواند استاد من باشد!
آن شب، مراقبه نکردم اما از شمع درسِ مقاومت گرفتم. همانطور که دیدید، از یک گیاه ِظاهرا ًناچیز، یادگرفتم که چگونه قدرت ادراکم را فعال کنم!
ما اجازه مى دهیم سوختن را تجربه کنیم! بعد فریادهاى جانسوز خود را سر دهیم و از شرایط و اتفاقاتى که پیش آمده شکایت کنیم. در صورتی¬که خداوند، این حالت را در ما پیش بینى کرده و قدرت ادراک را درون ما قرار داده است!
خب دوستانِ خوبم؛ ببینید در کجاهاى زندگى مى¬توانستید واکنشِ ادراکى داشته باشید و احساسى عملکرده اید؟
با خود فکر کنید که اگر واکنش تان ادراکى بود، الان زندگی تان چگونه بود؟


سؤال: چگونه مى توان قدرت ادراک را فعال کرد؟
بسیارساده است!
به محض اینکه در شرایطى قرار گرفته اید که باید واکنش یاز خود نشان دهید، کافی ست اولین واکنشى را که به ذهن تان مى رسد را فراموش کنید و به ذهن تان زمان دهید تا واکنش هاى دیگرى را به شما معرفى کند.
فقط کافیست ٢٠ ثانیه به خود زمان بدهید، تا از فاز احساسى وارد فاز ادراکى شوید!

در هر مذاکره اى، در هر گفتگویى، در هر تصمیم گیرى و … کافی ست ٢٠ ثانیه به ذهن خود زمان بدهید تا تمامى حالات ممکن را به شما معرفى کند.
آنگاه شما از بین حالات معرفى شده ،بهترین را انتخاب کنید و آن واکنش را نشان دهید.
کسانی که با من تماس تلفنی داشته اند می دانند که من در مقابل هر پیشنهادى، حداقل ٢٠ ثانیه زمان مى خرم و بعد از ٢٠ ثانیه جواب قطعى مى دهم.


یک مکانیسم جالب
وقتى که ما چندین بار اینکار را کردیم تا واکنش مان ادراکى باشد، ضمیرناخودآگاهِ ما، از این حرکت استقبال مى کند. این مکانیسم بطور اتوماتیک فعال مى شود و پس از مدتى متوجه مى شویم که واکنشِ ما نسبت به تمام مسائل، ادراکى شده است.
اشتباه نکنید! واکنشِ ادراکى به معناى تعطیل شدن احساس نیست. بلکه بر اثر رعایت واکنش ادراکى، احساساتِ ما واقعى تر مى شود و از فاز هیجانات مقطعى هم فاصله مى گیریم.


منظورِ ما از واکنشِ ادراکی این ست:
ابتدا شرایط را درک کنیم و سپس متناسب با همان شرایط، احساسات خود را نشان دهیم.
در وافع متناسب با شرایط موجود از ذخایر غنى و ارزشمند احساسى خود ،سرمایه گذارى کنیم.

ما فقط جای این دو را تغییر می دهیم تا به شرایط مطلوب¬تر برسیم.
یعنی اول ادراک! بعد احساسِ متناسب با شرایط.

 

 

بیشتر بخوانید:

 

[تعداد: ۸    میانگین: ۴/۵]

درباره نویسنده

محمد کریمائی (مرآت)

من ثروتمندم! همه ثروتمند هستيم!! ثروت حقيقى و اصيل ما زمان است ثانيه هاى بى بازگشت زندگى فقط بايد ياد بگيريم اين ثروت را چگونه سرمايه گذارى كنيم تا بيشترين سود نصيبمان شود به نظرم ان ال پى مسير خوب و كاملى هست

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *