استراتژی های بازاریابی هوشمند برای رشد کسب و کار

استراتژی های بازاریابی هوشمند که برای رشد کسب وکارتان در سال ۲۰۱۷ باید اتخاذ کنید

 

استراتژی های بازاریابی هوشمند برای رشد کسب و کار

 

استراتژی های بازاریابی

 

بازاریابی موفق یعنی تلاش برای حفظ تعادل بین عرضه ی دیجیتال و تعامل مثبت انسانی
در سال ۱۹۶۴، Marshall McLuhan نظریه پرداز رسانه ها و ارتباطات، اصطلاح “دهکده جهانی” را برای توصیف “پدیده کوچک شدن و گسترش همزمان فرهنگ در جهان بخاطر پیشرفت فراگیر تکنولوژیکی که امکان به اشتراک گذاری سریع و آنی فرهنگ را فراهم می کند” ابداع کرد.
اما من شک دارم که او تصور کرده باشد که مرزهای جهان تا چه حد کوچک خواهند شد و از نظر مدیریت و برآورده کردن خواسته ها و انتظارات مصرف کنندگان چه معنایی خواهد داشت. ما در دنیای اسباب و وسایل الکتریکی زندگی می کنیم، دنیایی که در دستگاه ها، برنامه ها و تجربه های آنلاینِ آن غوطه ور شده ایم.
داشتن یک کمپین بازاریابی موفق در جهان امروز بدان معنی است که تلاش های بازاریابی باید بین عرضه های دیجیتال و تعامل مثبت انسانی تعادل برقرار کنند. با بمباران اطلاعاتی که از نوتیفیکیشن ها، اخبار و حتی توییت ها می آید مدت زمان توجه را کاهش داده است.
افزایش یافتن مسدود کننده های آگهی بدین معنی ست که تاکتیک های بازاریابی سنتی دیگر موثر نیستند. بنابراین، باید ماهرانه مشتریان را در عرصه هایی که با آنها بسیار آشنا هستند و حس راحتی بیش تری دارند، درگیر مسئله کرد. در اینجا به ۴ استراتژی بازاریابی بسیار خطرناک می پردازیم:

 

۱- استفاده حداکثری از رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی می تواند باعث موفقیت یا شکست یک محصول باشد. رسانه های اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی همه هستند؛ از اینستاگرام گرفته تا بخش زنده فیسبوک! هر کسی که شامل مخاطبان شما می شود، در رسانه های اجتماعی حضور دارد و این همانجایی است شما باید آنها را هدف قرار دهید. باید حساب های Google Trends و توییتر، صفحات فیس بوک را دنبال کنید و در لینکداین به گروه ها ملحق شوید تا دیدگاهی از مشتریان خود و دیگر افراد حاضر در صنعت به دست آورید. محتوای خوب در رسانه های اجتماعی به شما اجازه می دهد تا با بازار هدف خود تعامل داشته باشید و آنچه را که برای آنها مهم است، ارزیابی کنید.
به عنوان مثال، بیش از ۵۰۰ میلیون حساب فعال در اینستاگرام وجود دارد. محتواهای موجود در اینستاگرام روزانه ۴.۲ میلیون لایک دریافت می کنند. iHerb ارائه دهنده ی مکمل های طبیعی، از اینستاگرام برای رسیدن به افرادی استفاده می کند که محصولات را به سبد خرید آنلاین خود اضافه کرده اند اما آنها را نخریده اند. به طوری که در هر نمایش عمومی، بازگشت هزینه ی مصرف شده برای تبلیغات، ۲۰۰ برابر بوده است. به همین نحو، Volvo خودروساز سوئدی، از اینستاگرام برای کمپین های تبلیغاتی ویدیویی جهت رسیدن به ۸.۷ میلیون خریدار آماده ی خرید استفاده کرده است.
ممکن است در سال ۲۰۱۷، پلت فرم های رسانه های اجتماعی حتی تاثیر عمیق تری بر جای بگذارند – برای مثال، قابلیت کلیک بر روی آیتم های موجود در تصاویر و انجام خرید درون برنامه ای. این موضوع شبکه های اجتماعی را به میزان بیش تری در معرض توجه قرار می دهد، نه تنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به مشتریان بلکه به عنوان پلت فرمی هایی برای فروش!

 

۲- توجه به مصرف کنندگان در حال حرکت

تلفن های همراه و دستگاه های مشابه، ابزاری کلیدی برای ارتباط با مصرف کنندگان می باشند. تقریبا این روزها همه صاحب یک گوشی هوشمند هستند. این موضوع باعث می شود تا بازار تلفن همراه برای هر نوع کسب و کاری بیش از حد ضروری باشد، به طوری که عدم توانایی در همراهی با بازاریابی موبایلی شما را در معرض خطر شکست در برابر رقبایتان قرار می دهد.
عوامل بسیاری را باید در بازاریابی موبایلی در نظر گرفت. برای تازه کارها، وب سایت شما باید سازگار با تلفن همراه باشد که در آن محتوا و منوی نمایشی با صفحه نمایش های کوچک و ظرفیت پهنای باند محدود موبایل ها و شبکه های مختلف تطابق پیدا می کند. به یاد داشته باشید که مردم تمایل دارند در هنگام حرکت از دستگاهشان استفاده کنند، بنابراین باید محتوایی بسازید که در حین حرکت به راحتی قابل خواندن باشد. زبانه ها، لینک ها و صفحاتی مانند درباره ما چندان برای محتوای تلفن همراه ضروری نیستند.
به خاطر داشته باشید که دستگاه های تبلت بالاترین میزان اضافه کردن به سبد خرید را در وب سایت های تجارت الکترونیک با نرخ ۸.۶ درصد دارند. اگر شما یک خرده فروش آنلاین هستند، به طراحی و تجربه ی کاربر نسخه ی تبلتِ وب سایت خود بیش تر توجه کنید.

 

۳- استفاده از ربات ها

رباتهای گفتگو، سرویس هایی هسستند که کاربران می توانند با آنها از طریق یک رابط گفتگو، باهم تعامل داشته باشند، رابطی که توسط الگوریتم ها و گاهی نیز با هوش مصنوعی تقویت شده است. دو نوع ربات اصلی گفتگو وجود دارد: آنهایی که به طور معمول در برنامه های پیام رسانی پیدا می شوند مانند ربات گفتگوی ۱-۸۰۰-Flowers در فیس بوک مسنجر که کمک می کند تا مصرف کنندگان به صورت گلچین انتخاب کنند، و نوع دیگر دستیاران مجازی مانند Apple’s Siri ، Google Assistant ، Amazon’s Echo و Microsoft’s Cortana هستند.
این ربات های گفتگو به جای آنکه صرفاً در تعامل با مارک های خاص به مصرف کنندگان کمک کنند، به کابرانی با انواع اطلاعات و دیگر نیازها کمک می کنند. ربات های دارای هوش مصنوعی از پردازش زبان طبیعی متن و یا صدا برای درک خواسته ی کاربر استفاده می کنند. نمونه هایی از این قبیل از Cortana می خواهند تا آخرین اخبار را نشان دهد و یا از Siri می خواهند تا یک پیام متنی را به همسر شما ارسال کند.
Siri در عرض یک هفته بیش از یک میلیارد درخواست دریافت می کند که اهمیت ربات های گفتگو را در بازاریابی نشان می دهد. آنها نه تنها با پاسخ به سوالات مشتری به صرفه جویی در وقت کمک می کنند، بلکه داده ها را جمع آوری کرده و نقطه ای را برای اتوماسیون بازاریابی جهت تعامل با محتوای مرتبط ایجاد می کنند. به ویژه در میان مصرف کنندگان جوان، ربات های گفتگو به طور گسترده ای استفاده می شوند تا موجب تشویق به خرید، افزایش تعداد آیتم ها در سبدهای خرید و ساده کردن خرید آنلاین شوند. از سفارش یک تاکسی در Uber گرفته تا دنبال کردن مد، ربات های گفتگو به طور گسترده ای برای پیش بردن تجارت الکترونیک استفاده می شوند.
الگوهای نظارت و ردیابی خرید، با توجه به اینکه کدام محصولات به شکل متفاوت به بازار عرضه می شوند، کدام محصولات بازار بیش تری دارند، و کدام یک باید دوباره در بازار عرضه شوند، داده هایی را در اختیار شرکت ها قرار می دهند. ربات های گفتگو را می توان برای جلب نظر مصرف کنندگان به منظور امتحان کردن محصولات مختلف، به کار گرفت.
اگرچه استفاده از رباتهای گفتگو بسیار شایع شده است، اما نمی توانند به طور کامل جایگزین تعامل انسانی واقعی – که برای روابط مصرف کننده قوی لازم است- شوند. این مسئله منجر می شود تا ما به گام چهارم تجربه ی بازاریابی تجربی بپردازیم.

 

۴- تاکید بر تجربه

خارج شدن از عرصه دیجیتال جهت متقاعد کردن مصرف کنندگان برای خرید بخشی از بازاریابی تجربی است. رویدادها، واقعیت مجازی و تعامل های بین فردی می توانند محتوایی را ارائه دهند که می توان در رسانه های اجتماعی در قالب تصاویر، فیلم ها، گزارش ها، رتبه بندی و بررسی ها مورد استفاده قرار داد.
این قبیل رویدادهای بازاریابی تجربی، به خریداران بالقوه اجازه می دهد تا به لحاظ عاطفی با محصول و خدمات شما ارتباط بر قرار کنند. چشم اندازها مدام دانش و آگاهی عملی را از نام تجاری شما جمع آوری می کنند و در عین حال با احساس در مورد رویدادها سخن می گویند و در نهایت باعث ایجاد شایعات در زندگی واقعی و پلت فرم های رسانه های اجتماعی می گردند.
استراتژی های بازاریابی سال ۲۰۱۷ ، وجود تعادل بین بهره برداری بی نهایت از جهان آنلاین و در عین حال تزریق اعتماد به نفس به مشتریان با ارائه تعامل انسانی است. تمامی این چهار استراتژی بازاریابی ابزارهایی هستند که پشت سر هم با یکدیگر کار می کنند.

 

 

 

استراتژی بازاریابی

استراتژى بازاریابى

در ادامه ی این مقاله به برخی از استراتژی های بازاریابی از نگاه مایکل پورتر اشاره می کنیم:

خیلی مهم است که بدون استراتژی بازاریابی وارد بازار نشوید! برای موفقیت باید استراتژی مناسب داشته باشید تا بتوانید در مقابل فشارهایی که در بازار موجود است مقاومت کنید. مایکل پورتر به استراتژی که می توان در جهت ایجاد مزیت رقابتی از آنها استفاده نمود پرداخته است.

استراتژی مایکل پورتر

استراتژی رهبری قیمت

در این استراتژی عرضه کنندگان کالا و یا تولید کنندگان کالا، کالای خود را با پایین ترین قیمت به مصرف کنندگان عرضه می کنند و از این طریق سهم قابل قبولی از بازار را برای خود ایجاد می کنند. در این استراتژی با رهبری قیمت، خود بخود هزینه تولید با افزایش تولید و تقاضای بالا کاهش پیدا می کند، رقبای ضعیف حذف می شوند، امکان ورود رقبای جدید کاهش پیدا می کند، نفوذ در بازارهای دیگر افزایش پیدا می کند.

با توجه به مزیت هایی که از رهبری قیمت ایجاد می کند هر کسب و کاری به راحتی نمی تواند رهبری قیمت را به عهده بگیرد این استراتژی زمانی با حداقل ریسک همراه است که شرکت توان مالی خوبی داشته باشد مجهز به تکنولوژی جدید باشد و قدرت توزیع گسترده ای داشته باشد و بتواند مواد اولیه ارزان تهیه نماید.

استراتژیِ تمرکز، دومین استراتژی مورد بحث است. در این استراتژی عرضه کننده کالا یا تولید کنندگان روی بخشی از بازار تمرکز می کنند. مثلاً روی قشر خاصی از جامعه و با شناخت نیازها و خواسته های آنان می توانند خواسته های این قشر را شناسایی کنند و کالا با خواسته آنان تولید قیمت گذاری و عرضه نمایند. در این استراتژی چون روی قشر خاص تمرکز شده، تقاضا افزایش یافته می توان فروش قابل قبولی داشت البته در این استراتژی بازار محدود می شود ولی هزینه تبلیغات کاهش می یابد و هزینه توزیع نیز کاهش می یابد.

استراتژی سوم، استراتژی متمایز سازی است. در این استراتژی تولید کنندگان کالا را متمایز با دیگر تولید کنندگان رقیب تولید می کنند و این متمایز سازی می تواند کیفیت کالا باشد در نتیجه بالاترین قیمت را روی کالا می گذارند و معتقد هستند بالاترین کیفیت باعث بوجود آمدن قشر خاصی از مصرف کنندگان می شود و اغلب برای این قشر، قیمت مهم نیست بلکه کیفیت کالا است که در درجه اول اهمیت می باشد. این استراتژی باعث می شود بازار محدود به قشر خاصی از جامعه شود و عرضه آن نیز محدود شود و هدف افزایش سود از طریق متمایزسازی است.

جمع بندی

بکار گیری هر کدام از استراتژی های فوق، مزیت ها و مشکلات و محدودیت هایی را ایجاد می کند ولی تجربه نشان داده است بکارگیری حتی یکی از این استراتژی ها فشارهای موجود را کاهش داده و می توان مزیت رقابتی برای کسب و کار ایجاد کند و بکارگیری دو استراتژی بطور همزمان نیز امکان پذیر می باشد.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

درباره نویسنده

آسیه محمدی

مترجمی زبان خوندم. علایق زیادی دارم که مترجمی یکی از آنهاست. برای شروع اینکار مباحث بازاریابی (بهترین راه اثبات توانایی ها) رو انتخاب کردم. امیدوارم بتونیم با توسعه دانش در کسب و کار و زندگی شخصی مون بهتر عمل کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *