اصول هدف سازی : ایجاد رابطه ی مکملی بین انسان و هدف

در ادامه اصول هدف سازى باید بگم که؛ بین ما و هدف باید یک رابطه ى دو جانبه برقرار باشد.

یعنی چه؟

خوب دقت کنید؛

اصول هدف سازی : ایجاد رابطه ی مکملی بین انسان و هدف

اصول هدف سازی


هدف، موضوعى است که در محیط  زندگى ما  وجود دارد.  موضوعى که  وجود  دارد  و  ما  هنوز  به  آن  نرسیده ایم! پس باید بین ما و هدف یک رابطه ى دو جانبه برقرار شود تا ما به هم برسیم.

رابطه ى بین ما و هدف چه مى تواند باشد؟


 

بین ما و هدف رابطه ى مکملى باید وجود داشته باشد یعنی چه؟

یعنى اینکه ما   هنگام  رسیدن   به هدف، احساس  کنیم  در  آن   زمینه نقص­ مان  برطرف   شده و به تکامل رسیده ایم.

خوب دقت کنید:

اگر این رابطه را  درک کنیم و درست و دقیق براى خود تعریف کنیم،  فرایند   جالبى در   محیط رخ مى دهد و آن اینکه

علاوه بر اینکه ما به سمت هدف حرکت مى کنیم، هدف هم به سمت  ما حرکت مى کند.

تعریف و ایجاد رابطه ى مکملى بین ما و هدف، موجب تحرک و پویایى مى شود و ما به سمت   یکدیگر (ما و هدف) حرکت مى کنیم.


 

جلسه گذشته درباره هیجانات مقطعی صحبت کردیم، امروز هم درباره نیاز. حال، نتیجه:

اهداف   خود  را  بر  مبناى  نیازهاى  واقعى  خود  تعیین  کنید  و  هنگامى  که دچار  هیجان  هستید (مثبت یا منفى)  از  تعیین  اهداف  و  تصمیم گیرى  هاى  مهم بپرهیزید.


 

تعیین اهداف بر مبنای نیازها، موجب مى شود ما استراتژى دقیقى براى رسیدن به هدف تعیین کنیم. این نیازهاى واقعى ماست که در وجود ما خلأ ایجاد مى کند. ایجاد این خلأ، موجب فعال شدن فرایند تکامل مى شود. طبق فرمایش حضرت مولانا:

آب کم جو تشنگى آور به دست

تا بجوشد آب از بالا و پست

حقیقتاً هر یک از ابیات ارزشمند حضرت مولانا مى تواند راه گشا و تأثیر گذار باشد.

نیاز  یعنی  همان  تشنگی! شما تشنگى را ایجاد کنید.

آب، خودش به سمت شما حرکت مى کند و شما را سیراب خواهد کرد.

ایجاد نیاز، نقص هاى واقعى ما را نمایان مى کند و احساس نقص و کمبود ما را به سمت تکامل سوق مى دهد.

هر هدفى باید ما را به سطح بالاترى ارتقاء دهد.

خوب  دقت کنید؛  سیرِ تکاملى ما از دیدگاه NLP   به شرح زیر است:

  1. محیط
  2. رفتار
  3. قابلیت ها و توانایى ها
  4. ارزش ها و باور ها
  5. هویت
  6. رسالت
  7. دنیاى معنوى***

این مراحلى است که رابرت دیلتز به عنوان روند موفقیت، و سیر تکاملى تعریف مى کند.

از مباحث بنیادین است که در آینده به تفصیل درباره آن صحبت خواهم کرد.

خب موضوع مهم دیگری را مطرح می کنم. خوب دقت کنید:

یک تجربه شخصی؛ من تا قبل از فراگیرى این علم و قبل از آشنایی با دانشمند معظم جناب دکتر معدلى، واقعاً اعتراف مى کنم که معناى واقعى هدف را  نمى دانستم!

مرز باریکى بین کلمه *هدف* و * ارزش* وجود دارد.

در واقع یکى از دلایلى که ما به اهداف مان نمى رسیم این ست که به جاى اهداف به دنبال ارزش ها مى رویم. ارزش ها یک مفاهیم کلى هستند که براى ضمیر ناخودآگاه، جایگاه خاصى دارند؛ اما محرک نیستند!

ارزش ها باید به واحدهاى کوچکتر تقسیم  شوند تا براى ضمیر ناخودآگاه انگیزه ایجاد کنند و براى ضمیر خودآگاه هم قابل دسترس به نظر برسند.

 

من  قبل  از  ان  ال  پى  به  دنبال  ارزش ها  بودم، اما  بعد  آموختم  که  چگونه  باید  ارزش ها  را  تبدیل  به  هدف  کرد  و  چگونه  باید  به  اهداف  رسید!


یک  تجربه  شخصی  با  موضوع  جذاب  ثروت:

ثروت  یک  ارزش  است  و  هر  کدام  از  ما  مشتاق  دستیابی  به  آن  هستیم. البته  منظور  من  از  واژه ی  ثروت  در  این  مثال،  پول  است  که  یکی  از  مصادیق  ثروت  می باشد.

می خواهم  برایتان  تعریف  کنم  چگونه  درآمدم  را  به  چهار  برابر  افزایش  دادم!

خوب  دقت  کنید؛ من  براى  ضمیر ناخودآگاه  دو  مفهوم  را  تعریف  کردم.

١- پول  را  به  شکل  یک  تراول ۵٠  هزار  تومانى  برایش  تعریف  کردم  و  تصویر  ذهنی  به  او  دادم.

٢- زمان  (یک روز) را  تعریف  کردم، به  او  گفتم  هر بار  که  خورشید  طلوع  و  غروب  می کند  یک روز  محسوب  مى شود.

٣- در  انتها  به  او  گفتم  من  روزى  ۶  عدد  تراول ۵٠  هزار  تومانى  براى  خودم  مى خواهم.

و  این  اتفاق  در  کمال  ناباورى  در  مدت  کوتاهى  رخ  داد!

یک  نکته  ظریف  اینکه:  حتماً  باید  بگویید “برای  خودم”.

زیرا  ممکن  است  پول  در  حساب  شما  باشد  اما  متعلق  به  شما  نباشد!

من  یک  وکیل  را  می شناسم  که  همیشه   حداقل  ۶٠٠  میلیون  تومان  در  حساب  جاری  خود  دارد، اما  نمی تواند  برای  خود  برداشت  کند. از  افرادی  این  پول  را  قبول  می کند  و  با  کد  اقتصادىِ  خود  برای  آنها  معامله  انجام  می دهد  و  در  سودشان  شریک  است.

خوب  دقت  کنید  جمله  اى  که  درباره  ثروت  به  ضمیر  ناخودآگاه  مى دهید،کاملاً  مطابق  با  آنچه  مى خواهید،  باشد!


ارزشها را باید با نمادها و سمبل هاى قابل درک براى ضمیر ناخودآگاه تعریف کنید.

مى توانست این هم باشد:

” من ثروتمند هستم + تصویر ۶ تراول ۵٠ تومنى در یک روز”

” من ثروتمند هستم + تصویر ۶ تراول ۵٠ تومنى در یک روز”

 

نتیجه گیری:

١- با شناخت نقایص و کمبود هاى خود،   نیاز  ایجاد  کنید   و  با  ایجاد  نیاز،  بین خود  و  هدف، رابطه  مکملى  به   وجود  آورید.

٢- ارزشهاى   خود  را   شناسایى کنید و آنها  را  تا حد  امکان به واحدهاى کوچک (که آنها را هدف مى نامیم) تقسیم کنید.

[تعداد: ۱۱    میانگین: ۳.۵/۵]

درباره نویسنده

Avatar

من ثروتمندم! همه ثروتمند هستيم!! ثروت حقيقى و اصيل ما زمان است ثانيه هاى بى بازگشت زندگى فقط بايد ياد بگيريم اين ثروت را چگونه سرمايه گذارى كنيم تا بيشترين سود نصيبمان شود به نظرم ان ال پى مسير خوب و كاملى هست

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar