الویت بندی اهداف به چه شکل صورت می پذیرد؟

همین حالا در دوره آموزش مجازی “کسب ثروت” ثبت نام کنید

الویت بندی اهداف

خب در درس چهل و یکم  مبحث  اولویت  بندی  اهداف  را  ادامه  می دهیم.
جلسه  پیش  به  این  نتیجه  رسیدیم  که  همواره  باید  هر  کارى  را  در  زمان  مخصوص  به  خودش  انجام  دهیم.

الویت بندی اهداف
موفق ترین افراد دنیا (که تجربه کردن لحظه اى از زندگى آنها، آرزوى ماست) فقط از همین اصل پیروى مى کنند.
در قالبِ کلام آسان به نظر مى رسد. اما در عمل آنچنان هم ساده نیست!
چکار کنیم که اینگونه باشیم؟ آیا واقعا امکان پذیر است؟ از کجا بفهمیم که چه کارى را چه زمانى انجام دهیم تا بهترین نتیجه براى ما حاصل شود و موفقیت واقعى را تجربه کنیم؟
خوب دقت کنید:
این جمله ى معروف من است که در کلاسهاى حضورى هم بارها گفته ام :
اگر این جمله را جایى دیدید فوراً به من اطلاع دهید زیرا سرقت ادبى صورت گرفته است  🙂


ما در دنیاى پیام ها و نشانه ها زندگى مى کنیم، هر رویداردى براى ما یک نشانه است و هر نشانه اى براى ما حاوى یک پیام!
این پیام در سه قالب ظاهر مى شود: تصویر – صدا – احساس
مرآت


براى اینکه هر کارى را در زمان مخصوص خودش انجام دهید، کافیست دقت خود را بالا ببرید. سعى کنید دیدگاه خود را عمیق کنید. سعى کنید با دید عمیق خود از ظاهر هر پدیده اى عبور کنید و به باطن آن نفوذ کنید.
این دید عمیق را که من از آن صحبت مى کنم، چگونه مى توان ایجاد کرد؟
فقط با این دید عمیق مى توانیم پیامهایى که قرار است زندگى ما را متحول کند، دریافت کنیم!
پیوسته، در همه حال، در هر زمان و مکان، مُتِرَصِّد دریافت پیامهاى درونى و بیرونى باشید.
به این مى گویند: اصل خود هوشیارى!!
مانند اینست که لحظه به لحظه در حال اکتشاف هستیم و به زودى قرار است به گنج باارزشى دست یابیم.
دوستان آنچه در اختیار شما مى گذارم عین حقیقت و گنج زندگى من است.
من معتقدم بسیارى از پیشرفتهاى خیره کننده اى که در زندگى افراد موفق، صورت مى گیرد، بر اثر دریافت یک پیام ساده بوده است!! اما نکته مهم اینکه، زمانى که آن پیام به او رسیده درحالت خود هوشیارى بود است.
همیشه هوشیار باشید و آگاه! به تمام دنیاى درون و محیط بیرون، اِشراف داشته باشید تا پیام هاى سرنوشت ساز را دریافت کنید.
مثال: قبل از هنرى فورد، اتومبیل وجود داشت. اما وسیله اى بسیار خاص و لوکس محسوب مى شد.  در انحصار طبقه ى اشراف بود.
هنرى فورد این را بارها دیده بود ولى دقت نکرده بود. اما یکبار که در حالت هوشیارى کامل بود به مزایاى اتومبیل دقت کرد و بعد از آن متوجه گفتگوى درونى خود شد.
نداى درونش مى گفت: چرا همه نباید اتومبیل داشته باشند؟!
این پیام سرنوشت ساز او بود!
هنرى فورد با دریافت این پیام به کسى تبدیل شد که اتومبیل را در اختیار عموم قرار داد.
او اتومبیل را عمومى کرد.
کامپیوتر قبل از بیل گیتس وجود داشت. اما او کسى بود که کامپیوتر را عمومى کرد!
علم NLP وجود دارد، مرآت کسى است که مى خواهد آن را عمومى کند  🙂
فکر مى کنید مولانا چگونه مولانا شد؟ او قبل از دیدار با شمس هم آدم مشهور و قابل احترامى بود. او ۳۸ ساله بود (قابل توجه ٣٨ ساله ها! شاید این سن آغاز تحول شما باشد) در قونیه می زیست.
مجلس هاى پربار و پرطرفدارى داشت. اما شعر نمى سرود!!
زمانى که شمس را ملاقات کرد، در حالت هوشیارى کامل بود و پیام شمس را با تمام سلول هاى وجودش درک کرد.
شمس فقط پرسید: تو کیستى؟ مولانا هم دریافت که آنچه باید باشد تاکنون نبوده است! و نتوانست جواب دهد.
بعد از آن دیدار، مولانا مولانا شد! غزلیات دیوان کبیر را سرود و به شمس تقدیم کرد. و بعد از وقفه اى پس از غیاب شمس ٣۶٣۶٠ بیت مثنوى را سرود!!!
منظور شمس این بود: تو هنوز آنچه باید باشى نیستى! همین.
در زندگى همه ى ما شمس وجود دارد. مى آید و پیام خود را مى دهد و مى رود.
ما نمى دانیم شمس زندگى ما کجاست و کى قرار است بیاید! خدا کند که هنوز دیر نشده باشد. نکند آمده و رفته و ما متوجه نشده باشیم؟!
قضیه ى شمس و مولانا، هر روز در هرجایى ممکن است رخ بدهد.
یک پیامى هست که قرار است زندگى ما را متحول کند. مترصد دریافت آن باشید.
شمس زندگى ما به هر شکلى مى تواند ظاهر شود. حتما منتظر یک انسان نباشید!
از امشب، دقت خود را چندین برابر قبل کنید. سعى کنید از هیچ موضوعى ساده عبور نکنید.
همواره با هر چیزى که مواجه مى شوید از خود بپرسید: این موضوع حاوى چه پیامى براى من هست؟
این گونه است که قادر خواهید بود، هر کارى را دقیقاً در وقت مخصوص به آن انجام دهید.
می توانیم نام درس امشب را بگذاریم: شمس زندگى من کجاست؟


پرسش و پاسخ:
سوال: استاد، گاهی ما کاری رو شروع می کنیم و احساس خیلی خوبی داریم که نمی دونیم منشا آن دقیقا چی هست! اما زمان ثابت می کنه اون احساس اشتباه بوده. حالا سوال بنده اینه که پیام های حقیقی و کاذب رو چطور تشخیص بدیم و چطور به سطح هوشیاری که فرمودین برسیم؟!

پاسخ: ما گفتگوهاى درونى زیادى را تجربه مى کنیم که عبارتند از: عقل، دل، ضمیر ناخودآگاه، نفس و فطرت! هر کدام عملکرد مخصوص خود را دارند. عدم هماهنگى بین این ارکان وجود ما، باعث مى شود ابتدا یک موضوع، خوب به نظر برسد و در انتها، نتیجه برخلاف انتظار ماست.
اولویت هم با فطرت است که پیامش همیشه قابل اعتماد است.
سوال: استاد میشه چندین شمس در زندگی ما بیایند و هر کدام قسمتی از مسیر را روشن کنند؟
پاسخ: بله امکان دارد.

 

 

 

بیشتر بخوانید:

 

همین حالا در دوره آموزش مجازی “کسب ثروت” ثبت نام کنید
[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

درباره نویسنده

Avatar

من ثروتمندم! همه ثروتمند هستيم!! ثروت حقيقى و اصيل ما زمان است ثانيه هاى بى بازگشت زندگى فقط بايد ياد بگيريم اين ثروت را چگونه سرمايه گذارى كنيم تا بيشترين سود نصيبمان شود به نظرم ان ال پى مسير خوب و كاملى هست

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar