بازاریابی داستان چیست و چه تاثیراتی بر بازاریابی دارد ؟

بازاریابی داستان

بازاریابی داستان

بازاریابی با داستان ها، زمانی که ما احساس می کنیم اشیاء بی جان صحبت می کنند

همیشه ایده های جالبی پشت فرایندهای بازاریابی بوده تا باعث شود مردم به محصول مورد نظر دلبسته شوند!

آیا به یاد دارید در زمان کودکی از پدربزرگ ها می خواستیم برای ما داستان تعریف کنند؟ آیا به یاد می آورید چگونه برای شنیدن ابن قصه ها اشتیاق فراوانی داشتیم؟  داستان ها اثرات سحرآمیزی و تخیلی دارند که مربوط به قهرمانان و راوی قصه می شود.

امروز می خواهیم درباره ی بازاریابی از طریق داستان ها و تاثیرات آن ها با شما صحبت کنیم. پس ما همراه باشید.

داستان های بازاریابی

بازاریابان افرادی هستند که برای مردم داستان های خود مطلع می سازند که این  عنوان، مشهورترین کتاب بازاریابی در جهان است و تاکنون در دانشگاه های سراسر دنیا تدریس می شده است. داستان ها باعث می شوند انسان ها عاطفی تر با امور برخورد داشته باشند.
تفاوت ما انسان با سایر چیزها در این است که ما داستان های فراوانی داریم که باعث می شوند دیگران ما را احساس کنند و دوست مان داشته باشند.

می خواهم درباره یک “صندلی” که پدربزرگم آن را با دست خود ساخته و من خیلی آن را دوست دارم برای شما صحبت کنم. پدربزرگم می گوید یک ماه طول کشید تا توانست این صندلی را بسازد، هنگام ازدواجِ پدرم صندلی را به او هدیه داده بود، من همیشه روی آن می نشستم، با آنکه ارتفاع زیادی داشت و من بچه بودم نشستن روی آن را دوست داشتم چون احساس می کردم مرد بزرگی شده ام.

ما سال ها آن را در انبار گذاشته بودیم، و با اینکه رطوبت و خاک خورده بود اما هنوز هم سالم بود، وقتی آن را از انبار خارج کردیم، هنوز هم عطر دوران کودکی من را می داد، آن را در وسط خانه قرار دادیم، همیشه احساس می کردم که مرا صدا می زند تا او را در آغوش بکشم، چشمانش با عشق به من می نگریست. بله احساس می کنم چشم دارد، من نام او را “ابر” گذاشته ام، پدر بزرگم تمام عشق خود را در رگ های او تزریق کرده بود، و امروز همسرم قبول نمی کند که آن را در خانه مان بگذارد، نظر شما چیست؟
آیا از میان شما کسی برای این صندلی احساساتی شد؟ فکر می کنم برخی احساس کنند که او زنده است! در صورتی که من تمام داستان را خلق کردم.
چه زمان با او همدرد شدید؟  زمانی که گفتم چه کسی او را ساخت؟ یا زمانی که از عشق و علاقه ای که به او داشتم گفتم؟
این یک داستان بود!

داستانِ یک صندلی معمولی، اگر در هر زمانی به آن نگاه می کردید شاید هیچ ارزشی برای شما نداشت، اما اکنون اگر تصویر آن را به شما نشان دهم حتماً دوست دارید بیشتر درباره آن بدانید، مانند رنگ آن، و زیبایی آن با وجود اینکه آن فقط یک صندلی است.

تاثیرات داستان ها

حسی که در مثال سابق احساس کردید دقیقا چیزی است که برای شما نام بردیم، پس داستان ها تخیلات را در ما ایجاد می کنند، و باعث می شوند که بیشتر از ظاهر هر چیز، درون آن را ببینیم. این چیزی ست که بازاریابان را راوی و هنرمند جلوه می دهد، تا مردم را با داستان های خود جذب کنند.

آیا تبلیغات شکلات TWIX را دیده اید؟ دو برادر که قالب های شکلات را می سازند. آیا احساس کردید که این نوع شکلات نسبت به بقیه شکلات ها برتری دارد؟ شکی نیست که این داستان تاثیرات زیادی در شما گذاشته است.

یا تبلیغات کوکاکولا، دقیقاً به ما نشان می دهند که چگونه آن را با عشق می سازند، تا به این شکل به دست ما برسد، این تبلیغ مثال خوبی برای داستان است.

اینترنت

در اینترنت نیز انواع مدل های ساده را می بینید که از آن ها در داستان های بازاریابی استفاده می شود، ما به آن ها روح و عاطفه می ببخشیم تا در دیگران اثر داشته باشند.

قواعد و اصول

از داستان ها در بازاریابی استفاده کنید اما اول بیش تر این داستان ها را بخوانید، هر چیزی قواعد و اصولی دارد.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

درباره نویسنده

Avatar

انسان باید توانایی های خودش را در علاقه مندی هایش امتحان کند. آشنایی با رموز موفقیت در کسب و کار هم از جمله علاقه های بنده برای آغاز این مسیر هست. از کنار انسانها به راحتی رد نشویم! شاید هریک نشانه ای باشد برای تغییر آینده ی ما

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar