باورها در کارآفرینی چه نقشی ایفا می کنند ؟

نقش باورها در کارآفرینی

 

نقش باورها در کارآفرینی

با خانم گلیج مدرس و مشاور کارآفرینی و مدیرعامل موسسه کارآفرینان توسعه هزاره سوم همراه هستیم تا در خصوص نقش باورها در کارآفرینی صحبت کنیم. امیدواریم که مفید واقع شود.


خانم گلیج لطفا بفرمایید باورها و نگرش کارآفرینان چه نقشی در کارآفرینی ایفا می کند ؟

تغییر نگرش یا باورها یکی از مقوله هایی ست که در کارآفرینی نقش مهمی دارد. مهارت های کارآفرینی هم مهارت های عمومی است هم مهارت های تخصصی که منحصر به یک رشته خاص می شود. اما الان می خواهم به یک گام قبل تر از کارآفرینی اشاره کنم که آن هم بحث باورهاست. یعنی باورها اگر مثبت باشند افراد را هدایت کرده و انگیره لازم را برای حرکت ایجاد می کنند. وقتی که ایده ای به ذهن فرد می رسد به دلیل باور قوی ای که دارد در مسیر حرکت می کند. برعکس آن هم هست. یعنی باورهای منفی و بازدارنده عامل اصلی منع پیشروی و حرکت می باشد. خیلی وقت ها این باورها می تواند نتیجه تجربیات قبلی فرد باشد. به این دلیل که کارهای قبلی را به شیوه درست انجام نداده و شکست خورده. در نتیجه این باور در ذهنش به وجود آمده که قادر به انجام آن کار نیست. یا می تواند از ریشه های فرهنگی ما و ریشه های خانوادگی ما نشات بگیرد. به عنوان مثال یکی از باور های غلطی که وجود دارد این است که برای شروع یک کار سرمایه کلانی نیاز است. وقتی فردی چنین باوری دارد به راحتی نمی تواند حرکت کند و منتظر می شود فردی پیدا شود که این سرمایه را در اختیارش قرار دهد. بارها افراد این موضوع را مطرح کرده اند و گفته اند که می خواهند کاری را شروع کنند ولی پول کافی ندارند.

نمونه های متعددی وجود دارد که افراد توانسته اند بدون سرمایه و با یک ایده خلاقانه شروع کنند و آن ایده آنها را به مبالغی که مد نظرشان بوده رسانده است. یا اینکه افراد می گویند که ما احتیاج به حمایت داریم. در خیلی موارد گفته شده که  “من در کاری مهارت دارم مثلا در تولید یک محصول خاص توانایی و کیفیت لازم را دارم اما در مورد فروش و بازاریابی آن ضعف دارم و به دلیل این ضعف احتیاج به حمایت دارم. این نگاه که یک نفر باید باشد من را حمایت کند برمی گردد به آن باورها، باوری که من به تنهایی توانایی انجام کار را ندارم. حتما عوامل خارجی لازم است. این عوامل خارجی می تواند بحث مالی باشد یا کمک های غیر مالی یا حمایت یک فرد باشد. یعنی باور اولیه و اصلی است که مسیر را برای رسیدن به هدف تعیین شده هموار می‌کند.

راهکار تغییر باور و جایگزین کردن با باورهای صحیح، این است که ما نمونه های موفق را ببینیم و افرادی که دقیقا باور های ما را نقض کرده اند مشاهده کنیم. ممکن است فردی این باور را داشته باشد که من سرمایه کافی ندارم یا تحصیلات کافی ندارم یا سنی از من گذشته و دیر شده باید از ۲۰ سالگی شروع می کردم و … اینها همه باور های منفی و بازدارنده ست. خیلی باور ها هستند که با برچسب ها و کلیشه هایی که گفته می شود مثلا افراد ثروتمند ، افراد خوبی نیستند و هر کس ثروت دارد از راه غیر صحیح بدست آورده و … همه باور هایی هستند که تاثیر گذارند.  اینها همه موانعی هستند که قبل از ورود به هر کسب و کاری وجود دارد.

یکی از مثال هایی که می توانم بگویم خانمی بود که سواد نداشت و به دلیل اینکه شوهرش ورشکست شده بود با کار کردن در منزل افراد دیگر توانست سرمایه ای جمع کند. بعد از این سرمایه استفاده کرد و آشپزخانه ای ایجاد کرد. در ابتدا از کسانی استفاده کرد که در خانه شان کار می کرد و چون غذاهایش کیفیت لازم و قیمت مناسبی هم داشت به واسطه آن کارش رونق پیدا کرد و حتی لازم شد که شعبه بزند. این مساله ای است برای رد کردن باور بسیاری که شاید بگویند من خانم هستم نمی توانم، یا این کار را نمی کنم یا سواد ندارم.

نمونه دیگر فردی بود که حدود ۲۵ سال تاجر و در آسیای میانه موفق بوده است. ایشان تجربه خود را اینطور بیان کرد که زمانی که اولین بار توانست نمایندگی شرکت مینو را بگیرد دفتر کارش در شهرستان بود. از یک شهرستان دور افتاده ای درخواست داد که بتواند نمایندگی را بگیرد. همزمان با ایشان افراد دیگری هم بودند که درخواست نمایندگی کردند ولی او موفق و انتخاب شد ، او می گوید برای خودم هم جای سوال بود. از رئیس شرکت سوال کردم که چه اتفاقی افتاد که شما با افراد دیگری که نزدیک شما و با شرکت هایی با ابعاد بزرگ و سرمایه زیاد بودند آنها را قبول نکرده و من را انتخاب کردید؟ جواب رئیس شرکت این بود که : زمانی که شما آمدید و با من صحبت کردید در پاسخ سوال اینکه شما چقدر خواهید فروخت بسیار صادقانه جواب دادید و گفتید که ” من در این کار تازه وارد هستم و تمام تلاشم را می کنم که حتی بتوانم یک کارتن بیشتر بفروشم، از تلاش نایستم و گفتید پیشنهاد می کنم به مدت ۶ ماه به من فرصت بدهید و ببینید آیا من از عهده این کار بر می آیم یا خیر؟ و برای این کار یک قرارداد آزمایشی با من ببندید. اگر هم موقعیت های دیگری پیش آمد به آن افراد بگویید که الان من  گزینه ای آزمایشی دارم تا آن فرصت ها را هم حفظ کنید. من به شما این قول را می دهم که تلاشم را برای گسترش بازار انجام دهم ولی نمی توانم قول حجم بالایی بدهم چون من باید به اندازه سرمایه ای که دارم بار خریداری کنم “

مدیر شرکت مینو گفتند که من این سوال را از افراد دیگر هم پرسیدم و هر کدام عدد بزرگی را اعلام کردند. من با خود فکر کردم که پاسخ شما هم منطقی بود و هم منفعت خودتان را در نظر گرفتید هم من و همچنین یک فرصت تست و آزمایش را برای دو طرف فراهم کردید. پاسخی که دادید بر اساس تجربه بیان کردید، ولی افراد دیگر بر اساس واقعیت صحبت نمی کردنند و برای اینکه بتوانند امتیازی بگیرند آمار و ارقام دروغ ارائه می دادند.

این مثال ها بیان شد برای افرادی که تازه کارند و می خواهند کاری را شروع کنند و انتظار دارند که حتما سرمایه ای وجود داشته باشد، دفتر کار مجهزی باشد، این مسایل به افراد کمک می کند تا باور هایشان را اصلاح کنند و فعالیتشان را شروع کنند و منتظر سرمایه و حمایت خارجی نباشند .

اصل و ریشه کارآفرینی برمی گردد به فکر آن فرد. یعنی فکر مولدی که دارد و فکری که می تواند برای چالشی که با آن مواجه شده راهکاری پیدا کند.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

محمد سیفی

مهندسی صنایع، علاقه بسیاری به بازاریابی و فروش دارم. درسی که از زندگی یاد گرفتم این است که از گذشته تجربه کسب کنیم از زمان حال لذت ببریم و برای آینده مطالعه و تلاش کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *