برای فروش بیش تر چه کارهایی باید انجام دهیم؟

فروش بیش تر

 

فروش بیش تر

هنوز هم در امر فروش از کار خود رضایت ندارید؟ فروش بیش تر برای شما رخ نمی دهد؟

ما در وب سایت حاضر “پدیده فکر مهتر” تکنیک های فروش بسیاری را قرار داده ایم که می توانید با مطالعه ی آنها با روش های نوینی آشنا شده و در کسب و کار خود مورد استفاده قرار دهید. اکنون در این پست سعی کردیم به یک سری عوامل که در فروش تاثیر بسزایی دارند از دریچه های متفاوت و جدیدی نگاه کنیم. با ما همراه باشید.

۱- سعی کنید مشتاق تر باشید

به عنوان اولین مورد، راهی را می گویم که Frank Bettger در کتاب “چطور توانستم خودم را از طریق ‘فروش’ از شکست به موفقیت برسانم” عنوان کرده است. او می گوید: مشتاق تر شوید. دقت کنید که مشتاق بودن، لزوما به معنی مسرور و شاد و خونگرم بودن نیست! بسیاری از مسئولان فروش خودشان را مجبور به این کار می کنند و غافلند از اینکه تا چه حد دورو به نظر می رسند. مشتاق بودن یعنی به خودتان اعتماد داشته و دقیق باشید. این نه تنها شما را صادق تر نشان می دهد بلکه باعث می شود تا جلسات فروش دلپذیرتری را نیز تجربه کنید.
بسیاری از کارآفرینان بسیار خجالت زده و یا بسیار جدی و رسمی هستند برخی هم بسیار بیش از حد تلاش می کنند. اگر خود شما یا هر یک از افرادی که می شناسید از چنین ویژگی های حادی برخوردارید باید یاد بگیرید که با مشتریان تان به گونه ای حرف بزنید که انگار دوستان تان هستند. -این همیشه طبیعی نیست –  در حقیقت، فقط با تمرین می توان به چنین مهارتی دست یافت.

 

۲- با پرسیدن سوال با اعتراضات شان روبرو شوید

یک بخش ضروری برای اینکه بیش تر دقیق تر باشید این است که بدانید چه زمانی باید سوال بپرسید. بهترین زمان برای سوال پرسیدن در طول فروش، موقعی ست که ارتباط شما با مخاطب در حال سرد شدن باشد.
سوال پرسیدن به شما کمک می کند تا از بحث و جدل دوری کنید، مسائل اصلی و کلیدی را بیابید. به مخاطب خود احساس مهم بودن دهید و کشف کنید که او دقیقا به دنبال چه چیزی ست.
بطور مثال سوالی که همیشه از آنها می پرسم این است: در حال حاضر با محتوای خود مشغول انجام چه کارهایی هستید؟
اگر گفت که برنامه ی خاصی را پیاده نمی کند کار شما ساده است و همین حرف کافی ست تا شما بتوانید به مکالمات خودتان جهت موردنظر را بدهید تا منجر به فروش شود. اما اگر بیان کند که برنامه ی خاصی را پیش رو دارد و به نحوی درخواست کمک ما را رد کرد؛ با پرسیدن یک سوال دیگر، صحبت هایم را ادامه می دهم و آن سوال این است: کارهایی که در حال حاضر انجام می دهید برای رسیدن به اهداف تان کافی ست؟

 

۳- درک کنید که مخاطب شما دقیقا چه چیزی می خواهد، سپس به او کمک کنید تا به خواسته اش برسد

مرحله ی بعدی این است که بعد از آنکه متوجه شدید او واقعا به دنبال چه چیزی می گردد او را قانع کنید که ایده و راهکار شما همیشه همراهشان خواهد بود.  -این بطور طبیعی رخ نمی دهد –  شما باید بتوانید فرصتی را خلق کنید تا با انعطافی که در روش تان هست منجر به رخ دادنش شوید.

 

۴- همیشه به دنبال شان باشید.. حتی اگر امیدی نباشد!

اگر شما فکر می کنید که در امر فروش ناموفقید در اینجا آماری را به اطلاع شما عزیزان می رسانیم که باعث شود درباره ی فرضیات تان کمی تغییر نگرش داشته باشید.

۴۴ درصد از مسئولان فروش تنها بعد از یک تماس با مشتری بالقوه خودشان را می بازند.
نیمی از مسئولان فروش تنها با دو بار تلاش کردن می خواهند که به نتیجه ی مطلوب برسند.
۸۰ درصد از مخاطبان، نیاز دارند که تا قبل از فروش، ۵ بار با آنها ارتباط برقرار شود.
این حقیقت را هم به این آمار اضافه کنیم که بیش تر کسب و کارها دیگر به ایمیل ها پاسخ هم نمی دهند! و این به وضوح نشان می دهد که مسئولان فروش خیلی زود خودشان را می بازند.
اگر هیچ بازخوردی از مشتری که فکر می کردید برای خرید آماده است دریافت نکردید کاملا طبیعی ست!

۶۳ درصد از کسانی که امروز از شما اطلاعاتی را درخواست می کنند حداقل تا ۳ ماه آینده قصد خرید آن را ندارند!

۲۰ درصد از آنها هم در بیش از ۱۲ ماه آینده اقدام به خرید خواهند نمود.

 

۵- صداقت را فراموش نکنید!

هنوز هم بسیاری افراد گمان می کنند بخش زیادی از فروشندگی را ریا و اتفاقات غیرواقعی تشکیل می دهد! در حالیکه چنین نیست. اگر موفق ترین مسئولان فروش را درنظر بگیرید خواهید دید که در کارشان بسیار صادق هستند. بسیاری از ما فروش را راهی می بینیم که خودمان را ثروتمند و غنی سازیم تا اینکه فروش را ایجاد یک رابطه ی برد- برد با سایر صاحبان کسب و کاری که مثل خودمان هستند بدانیم.

با شناسایی مشکلات و هدایت مردم به راهکارهای صحیح، نه تنها تبدیل به یک فروشنده ی بهتری می شوید بلکه به صورت علنی، شبکه کسب و کاری خود را نیز گسترش داده و در صنعت خود به یک منبع موثق و معتمد بدل خواهید شد.

 

آیا خودتان چیزی را که می فروشید، می خرید؟

به همان دلیلی که گفتیم باید مشتاق تر باشید، باید صداقت را هم برای خود جزو اصول تان به حساب آورید و کلید اینها اعتمادسازی ست.
اعتماد، باارزش ترین دارایی برای هر فروشنده ای ست. درک ارزش آن، همان چیزی ست که باعث می شود بین یک فروشنده معمولی و نالان با موفق ترین فروشندگان تفاوت به وجود آید.  یک تست خوب برای اینکه بدانید خودتان و تیم فروش تان از صداقت کافی در کار برخوردارید یا خیر؛ این است که به این سوال ساده پاسخ دهید: آیا حاضرم آنچه را که می فروشم؛ خودم بخرم؟

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *