برسی بازار و زیربازارهای بالفعل و بالقوه

برسی بازار

در این مطلب قصد داریم به برسی بازار و زیربازارهای بالفعل و بالقوه بپردازیم. با ما همراه باشید تا به چالش های برسی بازار پاسخ دهیم.

زیربازارهای در حال ظهور

مرور برخی از بی‌شمار نیروها و حوادثی که در پس افت‌وخیز زیربازارها است کمک مفیدی به کشف و درک آن‌ها خواهد نمود.

اول اینکه، محصول یا خدمات می‌توانند در بعدی جدید تکمیل یا توسعه یابند.

دوم، می‌تواند بازار را به گوشه‌های سودآور تقسیم‌ بندی کرد.

سوم، حوزه کاربرد می‌تواند از اجزا به سیستم‌ها یا راه‌حل‌های کلیدی گسترش در اصل برخلاف تقسیم طبقه به زیربازارها، زیر بازار توسعه می‌یابد. در اواخر دهه ۱۹۹۰، Siebel رهبری ایجاد مدیریت ارتباط با مشتری اینترنتی را با ترکیب کردن مجموعه‌ای از حوزه‌های کاربردی به دست گرفت که شامل برنامه‌های وفاداری مشتری، اعتبار مشتری، مراکز تماس، خدمات مشتریان، تماس با مشتری و اتوماسیون نیروی فروش می‌شد.

چهارم، ظهور کاربردی جدید و ویژه می‌تواند گزینه‌های مرتبط با برند را تعریف کند.

پنجم، کلاس یک محصول می‌تواند جایگاه‌یابی مجدد نماید.

ششم، روندهای مشتری می‌تواند محرک زیر بازار باشد. گرایش دوطرفه به سمت سلامتی و استفاده از گیاهان و مکمل‌های طبیعی گروه جدیدی را به وجود آورده است، مثل نوشیدنی‌های سالم و نشاط‌ آور.

هفتم، یک فنّاوری جدید- مانند ریش‌تراش‌های یک‌بارمصرف، نت بوک، پارچه‌ای جدید یا ماشین‌های دوگانه‌سوز- می‌تواند محرک ایده یک زیر بازار باشد.

در نهایت اینکه به‌ راحتی می‌توان یک بازار کامل را به وجود آورد. eBay یک گروه حراج آنلاین به وجود آورد که مبنای تقلید افراد بسیاری شد که با مشکل مطابقت دادن عملیات اجرایی با حجم بسیار زیاد کاربران مواجه بوده‌اند.

برسی بازار و زیربازارهای بالفعل و بالقوه

 

تناسب با زیربازارها

اگر یک شرکت تناسب خود را با زیربازارهای در حال ظهور از دست دهد، نگرش، آگاهی و حتی وفاداری مشتریان نیز کارساز نخواهد بود! وقتی علاقه جدید مشتریان استفاده از ماشین‌های دوگانه‌سوز است، اصلاً مهم نیست که در مورد کیفیت مدل شاسی‌بلند شرکت ما چه تصوری دارند! ممکن است آن را دوست داشته باشند یا حتی به دیگری توصیه کنند، اما در نهایت، برند ما برای آن‌ها مناسب نخواهد بود!

 

 

تقریباً هر بازاری دستخوش تغییر می‌گردد- اغلب تغییری شدید و سریع – و موضوع مناسبت مطرح می‌شود.

کلید مدیریت چنین تغییری دو جنبه دارد. در ابتدا یک کسب‌وکار باید ظهور زیر بازار را تشخیص داده، آن‌ها را درک کند و نحوه رشد آن‌ها را تصور کند. سپس باید در مواجهه با این زیربازارهای در حال رشد مناسبت لازم را به دست بیاورد. ایجاد تملک زیرگروه‌ها تنها زمانی رخ می‌دهد که یک شرکت مناسب، مسلح به پیشنهادها و ایده‌های مناسب برای انجام امور در زمان درست مهیا باشد.

 

اندازه واقعی و بالقوه بازار

اساساً نقطه شروع برای تحلیل بازار یا زیر بازار برآورد میزان کل فروش است. یک استراتژی موفق می‌تواند به نحوی توسعه یابد که ۱۵ درصد سهم بازار را عایدمان کند، لذا اطلاع از کل اندازه بازار بسیار اهمیت دارد. تحلیل‌های مالی منتشر شده توسط شرکت، مشتریان، داده‌های دولتی و مجلات و مؤسسات تجاری از جمله منابعی هستند که می‌توانند مفید واقع شوند.

 

بازار بالقوه- شکاف مصرف‌کننده

علاوه بر اندازه بازار جاری و مرتبط، بهتر است بازار بالقوه را نیز در نظر بگیریم. یک مورد مصرف جدید، یک گروه مصرف‌کننده جدید و یا توالی بیشتر مصرف می‌توانند اندازه و پتانسیل بازار را به‌ شدت دستخوش تغییر کنند.

چه بسیار استراتژی‌هایی که فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنایع را رد کرده‌اند، صرفاً به این دلیل که فاقد دیدگاه درک پتانسیل موجود و طریقه بهره‌گیری از منافع آن بوده‌اند!

 

شبح پتانسیل

پتانسیل ممکن است به‌واسطه عواملی که مانع از به‌واقعیت پیوستن آن می‌شوند، کیفیتی شبح گونه داشته باشد. برای مثال، تقاضا برای کامپیوتر در بسیاری از کشورهای کمتر توسعه‌ یافته وجود دارد، اما کمبود سرمایه و غیبت فنّاوری مناسب، مانع از خرید می‌شوند.

 

کوچک می‌تواند زیبا باشد

ریزبازاریابی (Micro marketing) بیشتر فعالیت‌هایش در بخش سودآور و کوچک متمرکز می‌گردد. اگر یک شرکت آن‌ها را نادیده بگیرد، خود را از بخش بزرگی از سرزندگی و سودآوری کسب‌وکار امروز محروم ساخته است. علاوه بر آن اکثر حوزه‌های اصلی کسب‌وکار در ابتدا کوچک بوده‌اند.

وقتی به آن‌ها بی‌توجهی کنیم باید بپذیریم که امتیاز اولین بودن برای آن‌ها باشد.

رشد بازار و زیر بازار

پس از تخمین اندازه بازار می‌بایست نرخ رشد بازار اندازه‌گیری شود. اندازه و بزرگی بازارها در آینده چگونه خواهد بود؟

اگر همه‌چیز ثابت فرض شود، رشد به معنی فروش و سود بیشتر حتی بدون افزایش سهم بازار خواهد بود. همچنین می‌تواند به معنی فشار قیمتی کمتر در زمانی باشد که تقاضا با سرعت بیشتری نسبت به عرضه افزایش می‌باید و شرکت به قیمت‌گذاری منحنی تجربه متوسل نمی‌شوند، با این پیش‌بینی که در آینده، هزینه‌های آن‌ها کاهش خواهد یافت. برعکس، افول فروش می‌تواند به معنی کاهش فروش و اغلب افزایش فشار قیمتی باشد، همچنان که شرکت‌ها تلاش می‌کنند سهم خود را از کیک در حال کوچک شدن حفظ کنند.

استراتژی انتخابی می‌تواند شناسایی و اجتناب یا عدم سرمایه‌گذاری در دوران افول و شناسایی و سرمایه‌گذاری در دوران رشد باشد.

البته باید به این توجه داشت که بازارهای محصول در حال افول می‌توانند فرصت واقعی برای ورود باشند چرا که رقبا به‌جای ورود و سرمایه‌گذاری از بازار خارج می‌شوند ولی موضوع دیگر روبه‌رو شدن با مخاطرات جدی‌ای هست که ممکن است با آن‌ها مواجه شویم، در ادامه در این خصوص بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 

 

[تعداد: ۱۱    میانگین: ۳.۱/۵]

درباره نویسنده

Avatar

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar