برندسازی : چگونه برند کسب و کار خود را بسازیم؟

 

برندسازی

 

برندسازی

به نظر می رسد که در بحث بازاریابی، کلمه ی “برند” کاربرد زیادی دارد. مثل برند شخصی، برند محصول و …

با این حال، معمولاً یک گیجی و گنگی پیرامون مفهوم این کلمه وجود دارد. چه چیزی را دربر می گیرد؟ آیا باید یک متخصص برای آن استخدام کرد؟ برندینگ هزینه ی زیادی را شامل می شود درست است؟

البته که برندینگ می تواند بسیار هزینه بر نباشد. همانطور که می توان پیش بینی کرد راه های خلاقانه ای هست تا بدون صرف هزینه های هنگفت بتوانید به برندسازی اقدام کنید. اما در عین حال، می تواند از شما سرمایه گذاریِ زمان را بطلبد. انجام این راهکارها، در برخی مواقع به شدت می تواند باعث صرفه جویی در هزینه ها گردد.

پس این مقاله را مطالعه کنید تا ببینید که امروز چطور و از کجا باید برندسازی را شروع کنید. امیدوارم مفید باشد. همواره می توانید نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 

۱- شخصیت های تان را بشناسید

این تصادفی نیست که ۸۲ درصد از شرکت هایی که گزاره های ارزش بهتری دارند از شخصیت های خریداران استفاده می کنند. -کاراکترهای نیمه داستانی که ویژگی های فردی را که شما قصد دستیابی به آن را دارید دربرمی گیرد.

نیازها، اهداف و رفتار مشتریان بالقوه تعیین می کند که چطور خدمات و محصولات خود را ارائه دهید. درک این موارد به شما کمک می کند تا تعیین کنید که چه نوع رسانه های را مصرف کنندگان شما استفاده می کنند. چه چیزی به آنها انگیزه می دهد. زندگیِ آنلاین شان کجاست.

 

۲- هویت و صدای خود را توسعه دهید

پس از اینکه شخصیت های خریداران خود را شناسایی کردید، برند شما می تواند کم کم حالت ویژه ای را به خود بگیرد که شامل ایجاد هویت برای برند می باشد. -چیزهایی که مردم را از “چه چیزی بودنِ برندتان”، صدا و نظرات آن آگاه می کند.

بجای اینکه به سوالاتی درباره ی مخاطبان هدف پاسخ دهید، به سوالاتی که بیش تر درون برند شما جای گرفته اند پاسخ می دهید. ارزش های آن چیست؟ چه چیزی را نشان می دهد؟ چطور می خواهید کاری کنید که مردم درباره ی شما صحبت کنند؟

 

۳- در رسانه های اجتماعی حضور مداوم داشته باشید

خب، ما می دانیم شخصیت ها و افراد شما چه کسانی هستند. هم اکنون هم فهمیدیم که چه چیزی را چگونه باید به آنها بگوییم. اما، حالا باید بدانیم آنها کجا هستند.

ممکن است شما یک تصویر واضح از انواع مخاطبانی که دارید داشته باشید اما این به تنهایی کافی نیست و باید دریابید که آنها بیش تر زمان خود در کجا -خصوصاً در شبکه های اجتماعی- صرف می کنند.

قبلاً در مقاله ای مجزا مخاطبان را براساس سن و حتی جنسیت تفکیک کردیم که معمولاً از چه پلت فرم هایی استفاده می کنند. اما لازم است با توجه به بازار مرتبط به خودتان بطور دقیق درباره ی این موضوع تحقیق کنید. در مرحله ی بعد، می توانید با قرار دادن اطلاعات اولیه درباره ی کسب و کارتان، با مشاوران و متخصصان مجموعه پدیده فکر مهتر ارتباط برقرار کنید تا شما را در بازاریابی دیجیتال راهنمایی کنند.

برای اینکار لازم است نگاه دقیقی به داده های خود بیندازید. اگر دیدید بخش وسیعی از مخاطبان تان در یک پلت فرم مشترک استفاده می کنند، به این دلیل نیست که سایر بخش ها را هدایت نکنید! این داده، فقط به شما می گوید که تمرکز اصلی خود را بر روی کدامیک قرار دهید.

 

۴- بلاگ

هر چقدر هم که از اهمیت بلاگ صحبت کنیم، باز کم است. در واقع، اهمیت بلاگ/ وبلاگ را برای کسب و کار نمی توان در قالب کلمات به زبان آورد.

بلاگ؛ در بخش مرکزیِ متدلوژی درونی خصوصاً در مرحله ی “جذب” قرار گرفته است. چیزی ست که می تواند یک فرد بیگانه را به بازدیدکننده ی وب سایت تان بدل کند.

cstland-inboundmethodologyy

در واقع، بلاگینگ می تواند اصلی ترین مرحله ی بازاریابی داخلی (Inbound Marketing) شما باشد. کمک می کند تا از طریق ایجاد محتوای آموزنده به همان مشتریان واجد شرایطی که به دنبال چنین محتوایی هستند دست یابید. به همین دلیل است که بسیار اهمیت دارد آن را متناسب با مخاطبان تان درنظر بگیرید. – وقتی دست به قلم می شوید، مطمئن باشید محتوایی که در حال ایجادِ آن هستید برای همان سرچ ها و جستجوها مفید باشد.

باور کنید- شخصیت هایی که با آنها سروکار دارید به دنبال اطلاعاتی هستند که شما قطعاً تواناییِ فراهم کردن آنها را دارید. پس از خانواده و دوستان، بلاگ سومین منبع مورد اعتماد اطلاعات به شمار می رود. به علاوه، این محتوا، چیزهایی را ارائه می دهد که می تواند باعث گسترش جمعیت شبکه های اجتماعی شما نیز شود.

بلاگینگ، یک کارِ باارزش و در عین حال ارزان است. یعنی باتوجه به ارزشی که دارد، رایگان به حساب می آید. اما موضوع اصلی در رابطه با آن، ارزشِ زمان هایی ست که صرف آن می شود. حکایتی بدین مضمون در زبان انگلیسی هست که در آن پزشک از بیمار می پرسد: “ترجیح می دهی هر روز یک ساعت ورزش کنی یا مایلی پس از هر ۲۴ ساعت مرگ را تجربه کنی؟” ورژن بازاریابی این سوال بدین صورت خواهد بود: “ترجیح می دهی روزی یک ساعت به بلاگ بپردازی یا مایلی که همیشه محتوای ناکارآمدی را برای بازدیدکنندگان ارائه دهی؟”

دقیقاً مثل برنامه ای که برای حضور در شبکه های اجتماعی دارید می توانید یک تقویم ویرایشی هم برای بلاگ خود تنظیم کنید زیرا می تواند برای محتوای جدید و پایداری زمان مفید باشد.

۵- خدمات به مشتری را اولویت قرار دهید

وقتی نامِ “Zappos” (شرکت آنلاین خرید کفش و لباس) به گوش مان می رسد احتمالاً بسیاری از ما فوراً به یاد یک خدمات مشتری بی نظیر می افتیم. این شرکت آنلاین پوشاک چنین سطح از خدمات را به رویکرد مرکزی کسب و کار خود تبدیل کرد. – همینطور ارزش های مرکزی.

چرا این چنین اهمیت دارد؟

برای Zappos ، ارائه ی خدمات مشتری عالی، اساس برندش بوده است و همین موضوع قطعاً باعث شده در صرف هزینه هایی برای بازاریابی و تبلیغات صرفه جویی داشته باشد. زیرا باعث انتقال دهان به دهان بین مشتریان فعلی و بالقوه شده است که به عبارتی، “رسانه ی بدست آمده” هم نامیده می شود؛ چرا که شناختی ست که برند شما کسب کرده -یعنی پرداخت شده نیست!

کسب و کارهای آمریکایی بطور کلی، سالانه ۴۱ بیلیون دلار را بخاطر ارائه ی خدمات مشتری بد از دست می دهند.

وقتی برای مشتری خود خدمات ارائه می دهید، هدف تان باید ایجاد یک تجربه ی جذاب و لذت بخش برای وی باشد. وقتی تجربه ی مشتری برای شما در اولویت قرار بگیرد دیگر نیازی به صرف هزینه ای نیست تا درباره ی خدمات خود با آنها صحبت کنید. زیرا کارِ شما به تنهایی این توجه را کسب کرده است.

 

۶- از مزایای co-branding / شریک بهره ببرید

پاسخ همکارم Lisa Toner را وقتی که از او درباره ی مذاکرات توافقاتی شرکت ها پرسیدم هرگز از یاد نمی برم :

شاید شرکت های بزرگ به افراد بی شماری دسترسی داشته باشند، اما چه چیزی ندارند؟

 

وقتی شروع به برندسازی می کنید احتمالاً آن مقدار دسترسی به مردم را که Lisa درباره ی آن صحبت می کرد را ندارید. شما باید مراحلی را پیش بروید تا آن را ایجاد کنید. اما به یاد داشته باشید که این فرآیند زمان می برد. تا جایی که، یک راه برای اینکه نام خود را در مقابل حضار و مخاطبان زیادی قرار دهید شریک شدن با برندی ست که قبلاً از آن برخوردار بوده است.

اما قرار نیست هر برند بزرگی را برای اینکار انتخاب کنید!

مطمئن باشید برندی که انتخاب می کنید با شما سازگاری داشته باشد. این همکاری باید مفهومی را در اذهان مخاطبان تان ایجاد کند. در حین جستجوی شریک نکات زیر را درنظر بگیرید:

  • مخاطبانِ شریک را درنظر بگیرید. می توانند به برند شما علاقه مند باشند؟ آیا برای شما سخت است که بدون این شریک به آنها دست یابید؟ چقدر به شریک شما اعتماد دارند؟ این نکته ی بسیار مهمی ست برای اینکه به شما هم گوش دهند. مردم دیگر به تبلیغات قدیمی اعتماد نمی کنند. پس مطمئن شوید شریکی که انتخاب می کنید با القای اعتماد به نفس به مخاطبان دست می یابد نه از طریق شک!
  • چیزی برای پیشنهاد دادن به شریک تان داشته باشید. همانطور که Lisa می گوید “آنها چه چیزی ندارند؟” این تجربه باید بُرد-بُرد-بُرد باشد. برای شما، برای شریک و برای مصرف کننده ی شما
  • یک شرکت شناخته شده و مورداحترام را به عنوان شریک انتخاب کنید. تصمیمات خرید مردمان بسیاری، بر پایه ی مسئولیت اجتماعیِ برند قرار گرفته است. در حقیقت، ۸۵ درصد از جوانان این نسل می گویند که تمایل شان برای پیشنهاد دادنِ این دسته از برندها بیش تر می شود.

 

دستیابی به برند

به نظر می رسد که برندینگ یا برندسازی یک مسئولیت و تعهد خیلی سنگین و بزرگ باشد خصوصاً اگر منابع محدودی داشته باشید. اما همانطور که دیدیم راه های اقتصادی زیادی هست که به شما کمک می کند تا کارتان را آغاز کنید.

 

 

نویسنده: Amanda Zantal-Wiener

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۳/۵]

درباره نویسنده

Avatar

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar