درس های فروش از فروشندگان

درس های فروش از فروشندگان

درس های فروش از فروشندگان

با انواع فروشنده ها آشنا هستید؟

فروشنده های درب به درب را چطور ؟ می شناسید؟ قطعاً تا به امروز با آنها برخورد داشته اید. فروشنده های درب به درب؛ همان فروشنده هایی هستند که به درب منازل آمده و به فروش مستقیم می پردازند.

اگر دقت کنید این روزها دیگر کمتر با آنها مواجه می شویم. آنها به سمت دفاترشان عقب نشینی کرده اند تا بتوانند به طور آنلاین بفروشند. با اینکه در ظاهر آنها از بین رفته اند، اما هنوز هم درس های زیادی می توان از آنها فرا گرفت. ما در این پست؛ به بیان چند نکته از تجربیات آنها می پردازیم. همراه باشید.

هرچه زودتر به “نه” برسید

ممکن است گاهی اوقات جواب رد بشنوید. هیچ کس امتیاز ۱۰۰ درصدی ندارد. وقتی به درب منازل ضربه می زنید برخی با پلیس تماس می گیرند، برخی با اسلحه به سمت شما حمله ور می شوند و برخی نیز شما را به بیرون هدایت می کنند.

اما در این میان، افراد مؤدب زیادی هم وجود دارند. حتی اگر تمایلی برای خرید هم نداشته باشند اجازه می دهند تا شما توصیفات خود را بروز دهید و همین به نوبه ی خودش یک مشکل برای شماست. زیرا مهم ترین منبع اصلی شما، زمان است. اما شما این منبع اصلی را با سپری کردن با افرادی که به هیچ عنوان قصد خرید ندارند تلف می کنید. پس بهتر است هرچه سریع تر “نه” را بشنوید تا محل را ترک کنید. این مشکل را دچار شدم و برای خودم یک قانون ایجاد کردم: در هر خانه ای، هرگز بیش از ۲۰ دقیقه زمان صرف نکنم!

یک راه قاطعانه برای اینکه به این قانونم دست یابم این بود که به مردم احساسی را منتقل کنم تا خیلی راحت بتوانند “نه” را به من بگویند. قبل از پیشنهاد دادن کتاب هایی که می فروشم گفتم: “فکر می کنم که فهمیدم مشکل شما چیه و این (محصول) چطور میتونه به شما کمک کنه. من به شما نشون میدم که چی همراه خودم دارم و شما فقط به من بگویید که آیا این چیزیه که میتونه به شما کمک کنه یا نه!”

به این طریق، اگر پاسخ مشتری منفی باشد نسبتاً راحت تر می تواند آن را بروز دهد. همینطور مزایای دیگری که این گفتمان دارد این است که وقتی شما احساس راحتی برای گفتن “نه” به آنها می دهید آنها تمایل بیش تری پیدا می کنند تا با یک نگاه جدی تری به محصول بنگرند.

خواندن نشانه ها را بیاموزید

برای اینکه دریابید آیا این شخص واقعاً از شما خرید می کند یا خیر، لازم است از برخی نشانه ها آگاه باشید. این نشانه ها از جانب افراد بروز داده می شوند. شما نمی توانید این نشانه ها را زمانی که عصبی هستید ببینید. برای این کار، ابتدا لازم است از وجود خودتان خارج شوید. در وهله ی اول، من به قدری درباره ی چیزی که قرار است بگویم متمرکز بودم تا اینکه آن چیزی که روبرویم بود را از دست دادم! وقتی توانستم از خودم خارج شوم، همه چیز تغییر کرد.

نکته ی کلیدی اینجاست که شما باید تا اندازه ای با هنر، کار و حرفه ی خود درهم آمیخته باشید که نیازی به فکر کردن درباره ی آن احساس نشود. به طوری که در ذهن تان دکمه ی “شروع” یک مسابقه را فشار دهید و بعد از آن، همه چیز همانطور که باید باشد رخ دهد. وقتی که در حال ارائه ی پیشنهادات خود هستید، در واقع شخصیت مخاطب خود را مطالعه می کنید و حالات چهره ی او را می بینید. آیا او هم به شما نگاه می کند؟ به نظر می آید که احساس راحتی داشته باشد؟ شما قادرید زبان بدن او را هم بخوانید. آیا آنها به دنبال راهی هستند که خیلی مؤدبانه بتوانند درب را به روی شما ببندند؟ آیا مدام با علامت سرشان به شما تایید می دهند اما به واقع تمرکزشان به گفته های شما نیست؟

مقاله مرتبط

اگر تیزبین و نکته سنج باشید همه ی این موارد، حتی در مکالمه ی تلفنی هم قابل تشخیص هستند. در پشت تلفن، تفاوت های ظریف صدا صورت می گیرد.

هرگز سعی به متقاعدکردن نکنید

شاید به نظر برسد که با گفته های قبلی در تضاد باشد؛ اما خیر! امر بسیار ضروری هست. اگر فکر می کنید “باید کاری کنید تا افراد از شما بخرند” شکست خواهید خورد مگر اینکه کودک بامزه ای باشید که در کوچه و خیابان در حال فروختن کلوچه باشد! تحت فشار قرار دادن، نتیجه بخش نیست. مردم می بینند که شما چکار می کنید، به شما اعتماد نخواهند کرد. بدین طریق، گفته های شما را باور نمی کنند.

بجای اینکار، سعی کنید آنها را بشناسید. در واقع، مأموریت شما هم همین است که آنها را درک کنید. نیازها و تمایلات آنها چیست؟ در درجه ی نخست بر روی مشتری و نیازهایش تمرکز کنید. محصول در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.

وقتی از داستان آنها آگاه شدید می توانید به ارتباط با آنها بپردازید. می توانید به آنها نشان دهید که آنچه شما می فروشید چطور می تواند به حل مسائل و چالش های آنها کمک کرده و زندگی را برایشان ساده تر نماید.

امیدوارم مفید واقع شده باشد

[تعداد: ۲    میانگین: ۳.۵/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *