عواملی که باید در رشد کسب وکار درنظر بگیرید

آیا به دنبال رشد کسب وکار و ارتقای شرکت تان هستید؟ پنج روش را برای شروع کار پیشنهاد می کنیم.

این مقاله از زبان Cameron Martel نوشته شده که معتقد است هنوز هم مقصد خود را در زمینه ی کاری پیدا نکرده اما از مسیری که در آن قرار گرفته بسیار لذت می برد. او شرکت هایی ایجاد کرده است، تیم هایی را ساخته، درآمدهای زیادی کسب کرده و به سودآوری کسب وکارها کمک کرده است. او در این پست، با بیان تجربه های خود سعی دارد به ما یاد آوری کند که در حین رشد کسب وکار مان به چه چیزهایی دقت کرده و چه نکاتی را درنظر بگیریم. امیدوارم این مقاله هم برای شما مفید واقع شود.

 

عواملی که باید در رشد کسب وکار درنظر بگیرید

رشد کسب وکار

وقتی که در سال ۲۰۱۱ برای اولین بار با یک شرکت خدمات نظافتی (تمیز کاری محلی) همکاری کردم، تنها یک هدف داشتیم و آن رشد بود. به عنوان یک مالک بخشی از کسب و کار خانوادگی، با دیدگاهی به شرکت نزدیک شدم که تنها نتیجه ی ترکیب منحصر به فردی از “عدم آگاهی کسب و کار و تجربه ی بازاریابی” است.

سال ها تجربه به عنوان یک بازاریاب دیجیتال یک چیز را به من آموخت: بدون فروش، هیچ کسب و کاری وجود ندارد، و بدون بازاریابی، هیچ فروشی وجود ندارد. با پیروی از همین منطق بی وقفه به ارباب رجوع ها می گفتم:

 

هرگز بازاریابی خود را کاهش ندهید، همیشه به دنبال افزایش فروش باشید.

 

من یک برنامه تبلیغاتی بلند پروازانه راه اندازی کرده ام.

فقط کافی ست بگویم که آن برنامه “کار کرد.” در ماه نوامبر سال ۲۰۱۱، فروش سالانه ۴۴۰.۰۰۰ دلار بود. تا ماه مِی سال ۲۰۱۲، فروش سالانه به سرعت به ۸۶۰.۰۰۰ دلار رسید. این یک پیروزی اولیه بود و پس از آنکه جشن “موفقیت” خود را برگزار کردیم، عقب تر رفتیم و یک شیرجه ی عمیق تر به سمت اعداد و کسب و کار زدیم.

درست همین زمان بود که نا امیدی به سراغمان آمد : با وجود افزایش درآمد ماهانه بیش از ۳۵۰۰۰ دلار، سود ما به سختی بهبود می یافت. در واقع، هر چه بیش تر دست و پا می زدیم، بدتر می شد.

 

مطلب پیشنهادی: نقل قول های بزرگان درباره رشد کسب وکار

 

 

باید برای رشد آماده باشید

رشد بدون محدودیت، بدون جهت و یا هدایت مناسب، می تواند به یک فاجعه منجر شود. رشد درآمد سالانه ۴۲۰.۰۰۰ دلاری در عرض شش ماه چیز بزرگی به نظر می رسد، اما با توجه به اینکه ما در رسیدگی مناسب به رشد ممکن است به شکل بدی آماده شده باشیم، به تدریج شرکت را به نابودی کامل می کشاند.

درسی که من از آن تجربه گرفته ام هنوز با من است. چه در محیط شرکت های بزرگ کار کنم، چه در مغازه ی کوچک یک مرد و چه در شرکت خود به عنوان بازاریاب دیجیتال مستقل؛ هرگز هزینه های رشد برنامه ریزی نشده را فراموش نمی کنم!

وقتی برای اولین بار کمپین تبلیغاتی خود را راه انداختیم – که ترکیبی از یک وب سایت جدید، بازاریابی پرداخت به ازای هر کلیک یا همان بازاریابی کلیکی (pay-per-click) ، حمایت مالی وب سایت های محلی و سئو بود – جریان عظیم ناشی از هدایت ها، در ابتدا یک مزیت بود.

ما برنامه های تمیزکاری خود را متراکم کردیم و از این رو مجبور شدیم کارمندان بیش تری را استخدام کنیم. در ابتدا، این کار خوب بود. با این حال، مشکلات کنترل کیفیت (در نتیجه ی استخدام ۱۱ کارمند جدید در عرض ۶ ماه برای یک شرکت که در مجموع به ۲۲ نفر می رسید)، مشکلات آموزشی (به همان دلایل قبلی) و مشکلات اداری داخلی باعث ضرر شد، و همه ی کارهای خوبی که قبلا انجام داده بودیم، بی اثر شد.

 

مطلب پیشنهادی: همه چیز درباره کسب وکار و استراتژی های آن

 

فکر می کنید چند مورد از کسب وکار ها به شکل غیر عمدی، با وجود توهمِ موفقیت، موجب شکست خود شده اند؟

خود ما نیز قطعا در این مورد تنها نبوده ایم.

 

۵ چیز که باید قبل از رشد در نظر گرفت

در طی سال ها، سود فوق العاده ای از کار کردن برای/ با کارآفرینان با استعداد برده ام که تجربه ی بیش تر و  قابل توجهی نسبت به من دارند. Trudi Charest، از بنیانگذاران ۴ECPs  ، فردی است که با این توصیفات مطابقت دارد. شرکت او در طی سال ها به شکلی فوق العاده و بدون آسیب رساندن به سطح کیفیت یا خدمات محصولات خود رشد کرده است.

هفته گذشته با  Trudi  دیدار داشتم و تنها یک سوال از او پرسیدم: “چگونه این همه رشد را مدیریت می کنید؟” و فقط یک پاسخ ساده دریافت کردم: ” برای آن برنامه ریزی کرده ایم!”

پاسخ او قدرتمند بود چرا که، در سال ۲۰۱۱ زمانی که من یک کمپین آگهی را برای شرکت تمیز کاری خود راه اندازی کردم، ایده ی برنامه ریزی به ذهن من و یا شرکایم خطور نکرد. ما – خودم و دو شریکم – فقط می دانستیم که باید به هر قیمتی رشد کنیم.

امروز، با تجربه ی بیش تر و چشم انداز بهتر، هنگام دنبال کردن اهداف درآمد شرکت، چند سوال از خود می پرسم که در ادامه می بینید:

 

مطلب پیشنهادی: طراحی استراتژی منابع انسانی برای کسب وکارها

 

سوال اول: برنامه ی رشد ما چیست؟

ایجاد یک طرح برای رشد ممکن است برای شما بدیهی و واضح به نظر برسد، اما برای بسیاری از افراد (از جمله یک فرد جوان تر و بی فکر تر، مثل خودم)، مفهوم ایجاد یک طرح رشد “غریب و بیگانه” است.

اگر پیش از این هرگز برنامه ای را ایجاد نکرده اید، بدانید که یک برنامه رشد اساسا به چندین مولفه ی کلیدی از کسب و کار شما می پردازد:

کدام محصول یا خدمات، سودآوری بیش تری دارد؟

مشتری هدف ما کیست و ما چگونه می توانیم به آنها برسیم؟

فرآیندها و دارایی فعلی ما تا چه سطحی از رشد را می تواند اداره کند؟

تخصیص زمان برای پردازش طرح رشد می تواند مانع از آن شود که در زیر بار فروش ها و مشتریان جدید (و هر چیزی که همراه آنها است) آسیب ببینید.

 

سوال دوم: رشد چه تاثیری بر نیروی انسانی مورد نیاز دارد؟

قبل از اینکه  شروع به رشد دادن شرکت خود کنیم، ۳.۵ تیم تمیز کاری داشتیم (سه تیم تمام وقت، و یک تیم نیمه وقت) که هر یک شامل دو نظافتچی بود. برای آموزش تیم ها، تنها یک مربی داشتیم که کار مضاعف سرپرست کنترل کیفیت را بر عهده داشت.

زمانی که کارها رو به پیشرفت رفته و لیست مشتریان مان گسترش یافت، به سرعت مجبور به استخدام شش فرد دیگر شدیم. ما این موضوع را پیش بینی کرده و برای آن آماده شده بودیم.

آنچه که برایش آمادگی نداشتیم، نیازهای پشتیبانی بود که نتیجه ی افزایش قابل توجه مشتریان و کارکنان جدید بود: ما مجبور به استخدام یک مربی دیگر، یک مدیر دفتر و یک سرپرست میدانی شدیم. شرکت ما، که در ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ ، ۱۱ نفر بود ، در ماه  می سال ۲۰۱۲ به ۲۲ نفر رسید.

از آنجا که به درستی برای این سطح از رشد برنامه ریزی شده نکرده بودیم، فرآیندهای مدیریتی و یا آموزشی مناسبی برای حفظ رشد نداشتیم. پس از آن، میزان سود کاهش یافت و سطح اعتراض مشتری ها و کارکنان سربه فلک کشید. اینجا سکوی پرش به سوال بعدی است..

 

سوال سوم: رشد چگونه بر عملکردها و فرایندها تاثیر می گذارد؟

اغلب گفته می شود که کسب و کار به شکل مفیدی رشد نخواهد کرد مگر آنکه یک افزایش ناگهانی در رشد مشاهده شود. قبل از تجربه ام در  شرکت نظافتی، این جمله را مضحک می دانستم – اگر ۱۰ هزار ناخالصی در ۱۰۰ هزار دلار درآمد وجود داشته باشد،  قطعاً ۴۰ هزار دلار ناخالصی در ۴۰۰ هزار دلار درآمد وجود خواهد داشت. درست است؟

 

خیر. اشتباه است.

اگر فرآیندها را تحت کنترل داشته باشید و قادر به حفظ رشد برنامه ریزی شده باشید، می توانید با خیال راحت این موضوع را نادیده بگیرید. کسب و کار ما این کار را انجام نداد، در نتیجه خودمان را در حالت تقلا برای حفظ وضعیت دیدیم.

بدون فرآیندهای مناسب و بجا، کارکنان شب کار و نا امید به هنجاری جدید تبدیل می شود. این یک فاجعه است.

 

سوال چهارم: بخشی که به دنبال توسعه در آن هستیم تا چه حد رقابتی است؟

این سوال را می توان با انجام تجزیه و تحلیل SWOT (نقاط قوت،  نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدها) پاسخ داد. یک جهان پیچیده و بیرحم در بیرون وجود دارد، و اگر شما به دنبال رشد کسب وکار تان هستید و مدعی بخش بزرگی از بازارتان می باشید، بهتر است برای رقابت آماده شوید.

باور دارم که کسب و کار در رقابت رشد می کند؛ رقابت نمی تواند (و نباید)  ترسناک باشد. تحقیقات خود را انجام دهید و اطمینان حاصل کنید که به دنبال رشد چه چیزی هستید؟

 

سوال پنجم: آیا باید روی رشد سریع و یا استراتژیک تمرکز کنیم؟

در سال ۲۰۱۱ من درست در همین جا شکست خوردم (در حقیقت، این سوال ترکیبی از همه موارد فوق است، اما اشتباه نهایی نیز در اینجا نهفته است). باز کردن دروازه های بازاریابی و شروع فروش آسان است، اما آیا اینکار همان کار درستی است که باید انجام دهید؟ کسب و کار شما می تواند این نوع رشد را مدیریت کند؟

 

آیا می توانید این نوع رشد را مدیریت کنید؟

تماشای از هم پاشیدن کسب و کارتان در حالیکه هزاران دلار فروش جدید دارید بسیار ناامید کننده است. این موضوع می تواند باعث ازبین رفتن جریان فروش شود. آماده شدن برای رشد ضروری است، در این صورت به محض آنکه رشد اتفاق می افتد، با عدم آمادگی مواجه و سرگردان نخواهید شد.

کسب و کار و در نهایت نتیجه ی پایانی، از این کارتان سود خواهد برد.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۵/۵]

درباره نویسنده

آسیه محمدی

مترجمی زبان خوندم. علایق زیادی دارم که مترجمی یکی از آنهاست. برای شروع اینکار مباحث بازاریابی (بهترین راه اثبات توانایی ها) رو انتخاب کردم. امیدوارم بتونیم با توسعه دانش در کسب و کار و زندگی شخصی مون بهتر عمل کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *