فلسفه مدیریت منابع انسانی

فلسفه مدیریت منابع انسانی

فلسفه ی مدیریت منابع انسانی عمدتاً بر سبک رهبری مدیریت ارشد، فرهنگ و ارزش های سازمانی تمرکز دارد تا عملکرد آن! همینطور، با آگاهی از فلسفه منابع انسانی ، از چشم انداز و دیدگاه رهبرِ سازمان باخبر خواهید شد. یک رهبر مدرن معمولاً نیازمند رویکرد مدرنِ مدیریت منابع انسانی و ایجاد محیط مناسب برای تکامل آن است. مطلبی که مقابلِ شماست، پشت صحنه ی فلسفه مدیریت منابع انسانی ست:

توسعه فلسفه ی مدیریت منابع انسانی یک فرایند طولانی مدت است. فلسفه معمولاً غیررسمی بوده و به ارزش ها و اعتقادات ذینفعان اصلی احترام می گذارد. اولین نفر، رهبر سازمان و نفر بعدی رهبر منابع انسانی ست که بیشترین تأثیر را بر روی فلسفه منابع انسانی می گذارند.

غیررسمی بودن فلسفه ی منابع انسانی بسیار پراهمیت است و با استراتژی منابع انسانی تفاوت دارد! فلسفه مجموعه ای از ارزشها، رفتار و تمرین های عملی ست. این تمرین ها، برای رهبر بسیار مهم می باشد. باید آگاه باشید که رهبر، علاقه ای به نوشتن قواعد رسمی ندارد! بلکه فرآیند تصمیمات واقعی در محیط سازمان برایش جذاب تر هستند. ممکن است آنها کاملاً متفاوت تر از آنچه در قوانین نوشته شده، باشند. (برای مثال: مردم آنها را پیروی نمی کنند، مردم، فلسفه را پیروی می کنند.)

 

فلسفه مدیریت منابع انسانی

 

اصلی ترین فاکتورهای مؤثر در فلسفه منابع انسانی هر سازمان عبارتند از:

  • سبک رهبری
  • فرهنگ شرکت
  • ارزش های شرکت
  • رقابت بازار

سبک رهبری اهمیت فوق العاده ای دارد. رهبران هر سازمان، برای مدیران و کارکنان مجموعه نقش الگو را ایفا می کنند. یک مدیر، همیشه سعی می کند که همانند رهبر مجموعه رفتار کند. همه ی رفتارها، زیرنظر است و کل سازمان در جریان آن، قرار خواهند گرفت. رهبر، کلیه انتظارات را از مدیران و سایر کارکنان در قالب مجموعه ای تنظیم می کند. مدیران و کارکنان موظفند که رفتار خود را با این انتظارات سازگار سازند. این است فلسفه ی منابع انسانی!

رهبر، معمولاً کسی است که تغییر و طراحی دوباره را در فلسفه مدیریت منابع انسانی شروع می کند. رهبر، رفتارهای سازمانی را مشاهده کرده و درخواستِ تغییر آنها را می دهد. رهبر معمولاً شخصی برای رهبری جدید منابع انسانی برمی گزیند که مسئولیت تغییر مدیریت دارد. مهم ترین وظیفه ی او، تغییر رفتار رهبر می باشد.

فرهنگ و ارزش های شرکت، حد و مرز فلسفه ی منابع انسانی را تعیین می کند. مدیریت منابع انسانی، نمی تواند در تضاد با فرهنگ سازمانی باشد! بلکه باید به عنوان بخشی طبیعی از فرهنگ به حساب بیاید. در صورت ایجاد تغییر در فلسفه منابع انسانی، تیم باید به بهبود فرهنگ سازمانی تلاش کند. تغییرات فرهنگ سازمانی، حاصل تلاش های مشترکِ مدیریت رهبر و منابع انسانی می باشد. طبیعتاً کارمندان نیز پیروِ این تغییرات خواهند بود.

بازارهای خارجی و رقبای مستقیم و غیرمستقیم نیز بر فلسفه منابع انسانی تأثیرگذار خواهند بود. رقبا هستند که تعریف استاندارد صنعت را معنا می بخشند. یک رویکرد کاملاً متفاوت معمولاً، ضعفِ سازمانی را به وجود می آورد. فلسفه ی منابع انسانی می تواند بهتر باشد اما نه کاملاً متفاوت! رهبر، معمولاً اجرا و عملکرد سازمان را با رقبای مستقیم در بازار مقایسه کرده و مزیت ها و ضعف ها را شناسایی می کند. در صورت نیاز، به تغییر مجدد فرهنگ و ارزش های سازمان نیز دامن خواهد زد!

 

 بیشتر بخوانید:

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۲/۵]

درباره نویسنده

Avatar

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

1
دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar
1 نویسندگان دیدگاه
fereshte
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
fereshte
مهمان
fereshte

سلام میشه لطفا منابع رو هم بنودسید