مدیریت کارآفرینی چگونه شکل می گیرد !!!؟

مصاحبه با خانم دکترسیده فاطمه مقیمی کارآفرین برتر جهان اسلام ( رئیس کانون زنان بازرگان ایران)

دکتر سیده فاطمه مقیمی مدیریت کارآفرینی

خانم دکترمقیمی عزیز لطفاً بفرمایید مدیریت کارآفرینی چگونه شکل می گیرد

در بحث کارآفرینی به صورت کلی می توانم بگویم که در وجود هر شخصی که به سمت کارآفرینی یا توسعه کسب و کارش می رود یک مدیریت ذاتی و درونی وجود دارد و اگر قرار است در سیستم کار نو آوری شکل بگیرد قدر مسلم نیاز به مدیریت حساب شده و برنامه ریزی دقیق دارد. یعنی نمی تواند بدون برنامه اولیه در مجموعه ای وارد شود و در نهایت بتواند به موفقیتی دست پیدا کند.

مدیریت در بخش های مختلف هست: مدیریت زمان کاری که می خواهد انجام دهد، مدیریت زمانبندی قضیه ، مدیریت بسیج منابع، مدیریت امکانات و مدیریت مربوط به شرایط و حتی کسب و کاری که در بازار مطلوب مشتری خود می تواند حرفی برای رقابت کاریش داشته باشد که سهمی از بازار بگیرد. تمام اینها و تشخیص دادن به موقع زمانی که قرار است این کار اتفاق بیافتد می تواند منجر به موفقیت یک فکر ، یک طرح و یک کسب و کار شود.

برای مدیریت کارآفرینی چه مواردی را باید لحاظ کرد؟

ببینید اگر قرار بر این هست که کاری راه بیافتد شناخت آن کار در بازاری که وجود دارد، جامعه جغرافیایی و منطقه ای که قرار است کار درش ایجاد کند، مخاطبانی که قرار است از این محصول یا خدمات استفاده کنند باید شناسایی شوند و قطعا بازار هدفی که برای این کار وجود دارد که فرصت بقا، خاتمه و یا راه نیفتادن آن محصول یا خدمات را ایجاد می کند باید شناخته شود. بنابراین قبل از همه اینها باید نسبت به کاری که قرار است انجام دهد اطلاعات کافی داشته باشد. قدرت سرمایه گذاری و یا جذب سرمایه برای کارش داشته باشد و بعد جامعه مصرف کننده و بهره ور در این مجموعه را بشناسد و نسبت به تولید و تقویت حضور کالا و خدماتش در جامعه برنامه ریزی پله کانی داشته باشد. این موارد می تواند مراحلی باشد که یک کار با دیدگاه درست، توسط آن به بهره وری کاری برسد یا اینکه در همان مراحل اولیه از بازار حذف شود. رقبای خود را نیز بشناسد، مشتریان را هم از نظر باالقوه و هم به طبع از لحاظ خرید داشته باشه .

به نظر شما مدیریت مجموعه را باید حتما خود کارآفرین به عهده بگیرد؟

هیچ وقت این نیست که کارآفرین حتما اشتغال را هم به عهده بگیرد. ممکن است کارآفرین طرح را به عنوان یک پروپوزال ارائه دهد ، سرمایه گذار وارد سرمایه گذاری طرح شود و حتی ممکن است در کنار آنها باقی مانده یا جدا شود. یعنی مالکیت فکری آن طرح را به گروهی که بتوانند روی آن کار کنند، واگذار کند. خب طبیعتا اگر خود فرد بخواهد کار را راه بیاندازد و سرمایه اولیه داشته باشد خیلی خوب است و حتی بدون سرمایه اولبه کافی با گرفتن شرکا این کار را بکند. اگر نه مالکیت معنوی اجرای کار را به گروهی بسپارد که آنها در پی تکامل آن طرح و اجرایی کردنش باشند. پیدا کردن آنها هم با نوشتن طرح توجیهی میسر می شود. ما می بینیم یک کارآفرین کاری را راه می اندازد و از یک موسسه مالی و اعتباری پولی می گیرد، در واقع آن موسسه مالی و اعتباری را شریک خودش کرده است. یعنی شریک دارد و وقتی هم که می خواهد این شریک را بگیرد باید طرح توجیهی قابل تفسیر داشته باشد که بر مبنای آن طرح، موسسه مال اعتباری پولی که در اختیارش قرار دهد مطمئن باشد این پول به هدر نمی رود و این سرمایه گذاری می تواند پاسخگوی نیاز جامعه باشد و حتما بهره وری ایجاد می کند که در کنار آن درآمد هم داشته باشد و آن طرح موفق و پیروز باشد.

خانم دکتر شما چطور مدیریت کارآفرینی تان را پیش بردید ؟

در مرحله اول حوزه کسب و کارم را شناختم. حوزه کسب و کار که با فناوری های نوین در دنیا کار می کرد را شناختم. سعی کردم با نزدیک کردن آنها، خلاء هایی که وجود داشت را با آموزش و مطالعه برای خودم به سطحی برسانم که بتوانم پاسخگوی این باشم که اگر بخواهم طرحی را انجام دهم چه کمبود هایی وجود دارد و چه توانمندی هایی را می توانم در خود ایجاد کنم که مشکلاتی که قرار است برای ارائه طرح جدید ، فکر جدید و راه جدید برای آن کسب و کار ایجاد کنم را پشت سر بگذارم. به عنوان مثال کار من که در ابتدا در ایران انجام نمی شد ولی اگه قرار بود یک زن این کار را انجام دهد شاید با دیدگاه های متفاوت نسبت به مردان میتوانست این کار را انجام دهد. این نقطه عطف حرکت کاری من بود وگرنه صنعت حمل و نقل از زمانی که چرخ اختراع شد وجود داشته. ولی دیدگاه مدیریت زنان به هر حال متفاوت با مردان است. با بهتر و بدتر بودن کار ندارم بلکه تفاوت را کار دارم. تفاوت می تواند یک فضای مناسب و بهتر ایجاد کند. البته اگر تفاوت به سمت منفی جلو رود قطعا نمی تواند پایدار باشد.

خانم دکتر توی این مسیری که پیش رفتید چطور توانستید زمان را کنترل کنید

با زمانبندی روی اجرای یک کار ، تمرکز کردن روی آن ، جلوگیری از اتلاف وقت و به بیهودگی نگذراندن آن. شما گاهی اوقات دو بچه را پای حل یک مساله یا خواندن چند ورق کتاب می نشانید، برخی از افراد به سرعت این را به نتیجه می رسانند برخی هم مدیریت کشتن زمان دارند یعنی می دانند چطور می شود زمان را کشت و حرام کرد.

با نوشتن برنامه روزانه مدون که بنده تمام برنامه های روزانه و تا هفته های آینده را برنامه ریزی و یادداشت می کنم. برنامه ریزی یعنی من بدانم از چه ساعتی تا چه ساعتی چه کاری انجام می دهم. مدیریت زمان یعنی تقویم کردن کار ، تمرکز کردن و تقسیم زمان. ما می گوییم در بودجه ای که داریم تخصیص و تقسیم منابع می کنیم . در مورد زمان هم به همین صورت است. این هم منبع ، فرصت، درآمد و سود ماست. این هم به هر حال هزینه ایست که می توانیم بدهیم. به هزینه زمان کسی توجه نمی کند. فقط به پولی که هزینه می شود نگاه می کنند هزینه تمام وقت هاییست که از دست من و شما می رود.

 

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۳/۵]

درباره نویسنده

محمد سیفی

مهندسی صنایع، علاقه بسیاری به بازاریابی و فروش دارم. درسی که از زندگی یاد گرفتم این است که از گذشته تجربه کسب کنیم از زمان حال لذت ببریم و برای آینده مطالعه و تلاش کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *