مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر تاثیرگذار (۲)

 

مدیر موفق

 

مدیر موفق

با دومین پست از ویژگی های مدیر موفق و مدیر تاثیرگذار که از منابع مختلف تهیه شده است همراه هستید. قسمت اول را می توانید از لینک مطالعه کنید:

مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر تاثیرگذار

ویژگی های یک مدیر موفق:

۲۱- نگاهی آموزشی و تربیتی داشته باشد و سعی کند قلمرو کاری اش جوی علمی و فضایی تربیتی را دربربگیرد.
۲۲- دانش نوِ تازه کارها و جوانان را با تجربه ی همکاران با سابقه تلفیق کند تا راحت تر به اهداف سازمانی اش نائل شود.
۲۳- آداب و رسوم متداول جامعه و محیط کار (در مواقع مقتضی) را بپذیرد و نسبت به آن ها پایبندی نشان دهد.
۲۴- اهل مطالعه و افزایش معلومات باشد.
۲۵- در برخوردها گرم و صمیمی باشد.
۲۶- سوار بر کار باشد و نه برعکس و این میسّر نیست مگر با نظم و برنامه و تقویم زمانی و یادداشت کردن و….
۲۷- دنبال درد ها و ضعف ها رفته، دردمندان و ضعفا را شناسایی و دردشان را درمان و ضعف شان را برطرف نماید، اگر چنین نکند معلوم نیست به چه کسانی خدمت ارائه می کند. منتظر نماند دردمند به سراغ او بیاید (آن که واقعاً دردمند است به سراغ او نمی آید).
۲۸- برخوردش اخلاقی باشد و با آن هایی که از برخورد اخلاقی او سوء استفاده می کنند برخورد نماید.
۲۹- به شخصیّت افراد توجّه کند و برای افراد شخصیّت قائل شود.
۳۰- او و همکارانش همیشه آمادگی لازم را برای ارائه ی گزارش کار خویش داشته باشند.
۳۱- اهل تساهل و تحمّل باشد. در شنیدن آرای دیگران صبور و در برخورد با دیگران ملایم باشد.
۳۲- امور خدماتی، اداری، مالی، و… را (با لحاظ کردن شأن و شخصیّت انسان های حوزه ی کاری اش) در جهت تحقق اهداف سازمانی به کار گیرد.
۳۳- انسان هایی را که دارای کمالات و شایستگی کمتری هستند بر کسانی که صاحب کمالات و شایستگی بیشترند نگمارد، این کار نتیجه ی زیانباری دارد.
۳۴- تا آن جا که دستش باز است مشورت کند. ماحصل کار یک عقل کجا و ماحصل کار چندین عقل کجا! قطعاً با مشورت می توان نتیجه ی بهتری گرفت.
۳۵- به مهارت های ادراکی و انسانی (بیشتر از مهارت فنی)، توجّه کند. فقط در این صورت است که می تواند از صاحبان فن و تخصّص حداکثر بهره را در جهت تحقق اهداف سازمانی ببرد.
۳۶- ملاک او ضابطه و قانون باشد، نه غیر آن (البته در بسیاری از مواقع عمل به ضابطه و قانون امر دشواری است).
۳۷- ببیند در روز و هفته و ماه، چقدر وقت برای خود، دوستان و آشنایانش و چقدر برای ارباب رجوع و وظیفه ی اداری اش صرف می کند. (برخی از مدیران، بیش از نیمی از وقت اداری خویش را صرف کارهای شخصی و خدمت به دوستان و آشنایان می کنند.)
۳۸- سعی نماید هر یک از افراد قلمرو مدیریت او، تا حد امکان در محدوده و قلمرو کاری خود فعالیت نمایند (لازمه ی این کار قبل از هرچیز مشخص بودن محدوده و قلمروی کاری هر یک از آن هاست).
۳۹- سخنرانی نکند، آنچه دیگران می دانند بر زبان نیاورد، نکات مورد نیاز و مربوط به کار و مواردی را که باید پیگیری شود فهرست نموده و با تاکید ارائه نماید.
۴۰- با واحد مدیریتی مافوق خود هماهنگ بوده و با آن ارتباط نزدیک داشته باشد.
۴۱- تا حد امکان قلمرو مدیریت خود را از هر گونه آلودگی دور نگه دارد.
۴۲- بطور ماهانه سوالات، انتقادات و طرح های ابتکاری افراد حوزه مدیریت خود را، دریافت و به آن ها ترتیب اثر دهد.
۴۳- از تجارب دیگران استفاده نماید (از طریق ملاقات ها و بازدید ها و تماس های تلفنی و مکاتبات اداری).
۴۴- طبق برنامه تنظیمی به همه ی کارکنان خود سر بزند، در شرایط یکسان به همه ی آن ها به یکسان توجّه نماید.
۴۵- هر از گاهی با مجموعه ی همکاران با حضور مدیران مادون خود نشست عمومی داشته باشد.
۴۶- بیشتر جذب و کمتر دفع داشته باشد. نیکوکاران را جذب و بد کاران را دفع کند و چون اصل بر برائت است و ان شاءالله آدم بد کار نداریم، بیشتر جذب و کمتر دفع نماید.
۴۷- رابطه ی حسنه و خوب با مسؤولین مادونِ خود در ارتباط با کار اداری و مدیریتی اش داشته باشد و رابطه ی کاذب (غیر کاری و غیرمدیریتی و غیراخلاقی) با آن ها را حذف کند.
۴۸- معمولاً حوزه های مختلف کاری یک مدیر (به لحاظ میزان کار انجام شده) باهم تفاوت دارند. توجّه به این تفاوت یک راه شناسایی افراد قوی و ضعیف در زیر مجموعه است. وقتی در یک حوزه کاری خیلی کار انجام شده و در حوزه ی دیگر، کاری انجام نشده، این امر اگر حکایت از ضعف و قوت در آن حوزه ها نمی کند چه را حکایت می کند؟ مدیر باید در جهت ارزیابی صحیح کار حوزه های مختلف اقدام کرده و به نتیجه ی این ارزیابی در تصمیم گیری های خود توجّه نماید.
۴۹- لااقل سالی یک بار هم شده، مجموع دریافتی های افراد را نسبت به هم مقایسه کند. گاهی تفاوت مجموع دریافتی بعضی از افراد با بعضی دیگر بسیار زیاد و غیر قابل توجیه است، مدیر می تواند (و می باید) برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین تفاوتی که غیر قابل توجیه است اقدام نماید.
۵۰- به نوکر صفت ها و خبر چین ها بی توجّهی کند و کارهای شخصی خود و خانواده اش را تا حد امکان خود انجام دهد.

امیدوارم با استفاده از این تکنیک ها و تکنیک هایی که در مقالات قبلی ارائه شد، مدیر موفق ی باشید. در این خصوص اگر نیاز به مشاوره داشتید می توانید با کلیک بر اینجا با ما ارتباط برقرار کنید.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

مجید احمدی

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *