مدیر موفق و تاثیرگذار چه ویژگی هایی دارد ؟ (۳)

مدیر موفق

مدیر موفق

پیرو مقالات گذشته، در این پست هم به ادامه ی ویژگی های یک مدیر تاثیرگذار می پردازیم. همراه باشید.

مقالات مرتبط‌:

مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر تاثیرگذار (۱)

مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر تاثیرگذار (۲)


 

۵۱- ترتیبی اتّخاذ کند که از وسایل و امکانات اداری استفاده شخصی نشود.

۵۲ – فاصله ی میان خود و همکارانش را کم کند، بگذارد آن ها به او نزدیک شوند، اظهار نظر کنند، او را چه باک وقتی که حسابش پاک است.

۵۳- با ایجاد کار و طرح های ابتکاری، بیکاری پنهان کارکنان خود را کم کند و کاری کند که همکارانش کار کنند و بدانند که بیشترین رضایت را در آدمی، کار بوجود می آورد.

۵۴- به گونه ای عمل نکند که در برخی از حوزه های کاری او، آن هم برای تعداد معدودی از همکاران، همه نوع امکانات رفاهی فراهم باشد، و در برخی دیگر از حوزه ها، هیچ اقدام رفاهی برای تعداد بیشتری از همکاران صورت نگرفته باشد.

۵۵- امتیازات او کمتر و ارائه خدمات از سوی او بیشتر باشد. اگر علم و تقوی ملاک مسئولیت پذیری است این دو ویژگی نباید برای مدیر امتیازات مادی بیاورد بلکه باید موجب خدمت و مسؤولیت پذیری بیشتر شود.

۵۶- با اطرافیان خود، نه با خشونت و ارعاب، بلکه اخلاقی و قانونی برخورد کند. وقتی مدیر دارای اختیارات قانونی است به برخورد غیر اخلاقی و غیر قانونی چه نیازی است؟

۵۷- جلو اسراف را حتی در امور جزئی بگیرد.

۵۸- اطرافیان خود را با نقاط قوت و ضعفی که دارند بشناسد. افرادی که علاقمند به کارند، افرادی که کارا هستند، افرادی که مشکل حادّ در زندگی دارند، افراد متملّق، افراد تو سری خور، افرادی که رک و صریح هستند، افرادی که به جهت ارتباط با کانال های قدرت، زور گو هستند و … را بشناسد.

۵۹- مشاورانش را تا حد امکان از میان انسان های شریف انتخاب کند و دنبال انسان های متفکّر و مزکّی، متقی و کارا، با کرامت و با شخصیت باشد، نه دنبال افرادی که بله قربان گو، بی تفاوت، دغل و… هستند.

۶۰- پذیرای انتقاد و حرف صریح و صحیح باشد.

۶۱- خودش دارای نظم باشد و در اشاعه ی نظم در میان همکارانش بکوشد.

۶۲- از خود تعریف نکند، کارهایی که در قلمرو مدیریت او انجام گرفته را نه از خودش، بلکه از دیگران بداند و از آن ها، تعریف کند (در کارکنان نسبت به مدیری که از خودش تعریف می کند، به تدریج نفرت ایجاد می شود).

۶۳- حقِ هر صاحب حقی را در حیطه ی کاری و مدیریتی خود بدهد. اگر به قدرتمندان و دوستان می رسد نیازمندان و زیردستان را هم فراموش نکند.

۶۴- کاری کند که با او با جان و دل کار کنند، نه کور کورانه او را اطاعت کنند.

۶۵- همیشه به یاد داشته باشد که اگر همه متوجّه نیستند که او چه می کند، خیلی ها متوجه هستند که او چه می کند.

۶۶- بداند که تلفن های بسیاری در حوزه ی مدیریتی او، یا به طور مدام اشغال است و یا کسی گوشی را برنمی دارد. یک علّت عمده ی این پدیده ی زشت این است که برخی از همکاران زمانی که خودشان کار دارند و می خواهند زنگ بزنند با تلفن مشغول صحبت می شوند، در این مواقع تلفن بوق اشغال می زند و وقتی که خودشان کار ندارند یا منتظر تلفن کسی نیستند گوشی را برنمی دارند (حرف شان هم این است که مگر چقدر حقوق می گیرند که حالا به تلفن هم جواب بدهند) در این قبیل مواقع تلفن بوق می خورد و کسی گوشی را برنمی دارد.

۶۷- در ساعات اداری حتی الامکان دوست و آشنا را نپذیرد و گپ های دوستانه را برای ساعات غیر اداری بگذارد (و البته باید بداند که اگر چنین عمل کند دیگر برایش نه دوستی می ماند، نه آشنایی و نه فامیلی!).

۶۸- تعداد جلسات را در ساعات اداری کمتر کند و در صورتی که ملزم است در این ساعات، جلسه تشکیل دهد، به طور مکرّر به اعضای جلسه تذکر دهد حرف هایی را که ارتباطی با موضوع جلسه ندارد نزنند، به سخن شان طول و تفصیل ندهند و… لازم شد خودش ببُرد و بدوزد، از همه مهم تر به گونه ای عمل کند که هم خودش و هم بقیه، سر وقت بیایند و جلسه سر ساعت شروع و سر ساعت مقرّر هم تمام شود.

۶۹- تدبیری بیاندیشد که وقتی با ارباب رجوع سخن می گوید با تلفن صحبت نکند و حتی الامکان تلاش کند این کار هر چه کمتر صورت پذیرد.

۷۰- از واحدهای تابعه بخواهد از مکاتبه مستقیم با واحدهای بالادستی و یا نهادهای دیگر پرهیز کنند.

 

امیدوارم با استفاده از این تکنیک ها و تکنیک هایی که در مقالات قبلی ارائه شد، مدیر موفق ی باشید. در این خصوص اگر نیاز به مشاوره داشتید می توانید با کلیک بر اینجا با ما ارتباط برقرار کنید.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

مجید احمدی

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط