مدیر موفق و تاثیرگذار چه ویژگی هایی دارد؟ (۵)

مدیر موفق

با آخرین مطلب از مبحث ” مدیر موفق و تاثیرگذار” همراه هستید. قسمت های قبل را از لینک های زیر می توانید دنبال کنید.

 

مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر موفق و تاثیرگذار (۱)
مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر موفق و تاثیرگذار (۲)
مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر موفق و تاثیرگذار (۳)
مدیر موفق : ویژگی های یک مدیر موفق و تاثیرگذار (۴)

مدیر موفق

 

 

۱۰۱- بی آن که کارکنانش را کم یا زیاد کند، به عبارت دیگر کسی را از کار برکنار کند یا فرد جدیدی را به کار بگمارد، کارایی مجموعه اش را بالا ببرد.
۱۰۲- با حرف کلی زدن، با کم حرف زدن، با ابهام حرف زدن، با اصلاً حرف نزدن، روزگار دیگران را سیاه نکند؛ اگر دیگران انتظار دارند او مطلبی را بفرماید، تا جان شان را به لب نرسانده زودتر بفرماید.
۱۰۳- اصل، انجام کار است، هر کس خوب کار کرد، با او نباید کاری کرد (او بماند و کارش را انجام بدهد) و هر کس خوب کار نکرد، با او باید کاری کرد (مثلاً باید به او گفت تشریفش را ببرد یک جای دیگر). اصل نباید این باشد که این، یا آن، طرفِ کیست، طرفِ این است یاطرف آن؛ مدیر را هم، خوب نیست وابسته به یک باند بشناشند؛ مدیر موفق ، بهتر است به همه ی باندها و همه ی جریان ها با ترازوی عدل نگاه کند. گاهی لازم است نگاهش به خیلی ها نگاه “عاقل اندر سفیه” باشد.
۱۰۴- هیچ نامه ای را تا نخوانده است امضا نکند، مخصوصاً نامه ی کسی را که چهار تا پا یش را کرده توی یک کفش که نامه اش هر چه زودتر امضاء شود، در چنین مواردی باید بگوید:« شما برو! من نامه ات را امضاء می کنم و سریع می دهم، بیاورند.» باید نامه ی چنین افرادی را با دقت بیشتری بخواند، بعضی از نامه ها را هم نباید تا زمانی که سرش شلوغ است، امضا کند.
۱۰۴- به مسوول دفترش بگوید وقتی قرار است چهارتا تلفن را برایش بگیرد و (به هرعلت) دو تا را می گیرد و دو تا را نمی گیرد، از مدیر بپرسد باز آن شماره ها را بگیرد یا نه؟ و اگر قرارشد آن شماره ها را بگیرد دیگرلازم به یاد آوری مدیر نباشد، بلکه خودش آن شماره ها را بگیرد.
۱۰۵- وقتی که دارد با یکی تلفنی حرف می زند، همین طور حرف و حرف و حرف نزند تا کسی که منتظر تمام شدن تلفن اوست، زمین و زمان را هزار بار لعنت کند و جان به لب بشود. در چنین مواقعی به مسؤول دفترش بگوید اگر کسی منتظر است، به او بگوید، که تلفنش را کمتر طول بدهد.
۱۰۶- ببیند کسانی که در قلمرو کاری او مسوولیت دارند، به وعده و قولی که به افراد می دهند عمل می کنند یا نه؛ خصوصیّت قریب به اتفاق مسوولان در رده های مختلف، به قول و وعده خویش عمل نکردن است.
۱۰۷- برای کارگزاران و زیردستانش الگو باشد. اهل “خیر رساندن و خدمت” و “اهل کرامت، عفاف، قناعت و امانتداری” باشد. “اهل تطمیع و تهدید و تحدید” نباشد.”از اصالت و نجابت” برخوردارباشد.
۱۰۸- با انتخاب “قواعد جدید” به جای “قواعد قدیمی” به عبارت دیگربا انتخاب:
“سادگی” به جای “پیچیدگی” “اختیارات سازمانی گسترده” به جای “اختیارات سازمانی متمرکز” “برنامه ریزی استراتژیک” به جای “مشکل گشایی موردی” “سودآوری بلند مدت” به جای “سودآوری کوتاه مدت” “مدیریت مشارکتی” به جای “مدیریت دستوری” “تاکید بر زمان” به جای “تاکید بر پول” “افزایش نیروهای کیفی” به جای “افزایش نیرو های کمی” “بهبود” به جای “ازدیاد” “متصدیان آموزش دیده چند حرفه ای” به جای “نیروی کار متخصّص” “بهره وری جهشی” به جای “بهره وری تدریجی” “توجه به خروجی” به جای “توجه به ورودی” “کنترل ساده” به جای “کنترل پیچیده” “متشابهات” به جای “مغایرت ها” “تربیت نیروی کار” به جای “جستجوی نیروی کار ارزان” عملکرد سازمان را بهبود بخشد.
۱۰۹ – به صرف داشتن سابقۀ کار اجرایی، کسی را به عنوان مدیر یا مسؤول انتخاب نکند و خود را ملزم نداند که فقط از میان شاغلان یک حوزۀ کاری، به انتخاب مدیر برای آن حوزه دست بزند.
۱۱۰- کسانی را که واجد شرایط مدیریت هستند (حتی اگر کار اجرایی نکرده اند) به کسانی که واجد شرایط نیستند (حتی اگر کار اجرایی کرده اند) ترجیح دهد. لذا اوّل در میان شاغلان حوزۀ کاری بعد در بیرون از آن، دنبال مدیر و مسوول واجد شرایط بگردد.
۱۱۱- گرچه فقط سابقۀ کار اجرایی داشتن نمی تواند ملاک درستی برای انتخاب مدیر و مسوول باشد ولی برای انتخاب مدیر و مسؤول در شرایط مساوی ( مثلاً از دونفر یکی هم سابقۀ کار اجرایی دارد و هم سایر شرایط مدیر شدن را، ولی دیگری سایر شرایط را داراست ولی سابقۀ کار اجرایی یا ندارد یا کمتر از اولی دارد) کسی را که سابقۀ کار اجرایی دارد انتخاب نماید.
۱۱۲- در بسیاری از موارد، انتخاب کسی که سابقۀ کار اجرایی ندارد نقض غرض است، کار پیش نمی رود و اهداف سازمانی محقق نمی شود. در این قبیل موارد باید سابقۀ کار اجرایی داشتن را اصل بگیرد و کسی که سابقۀ کار اجرایی دارد را بر کسی که چنین سابقۀ ای ندارد ترجیح دهد منتهی ضمن تلاش برای انتخاب یا تربیت فرد جایگزین، به طور حساب شده مراقب کسی که ناگزیر به انتخاب او بوده است باشد.
۱۱۳- بداند به میزانی که از مدیران بالادستی و دیگر مدیران (به لحاظ بینشی و نحوه ی مدیریت)، فاصله بگیرد به طور خود به خودی و بی آن که حتی خودش متوجّه بشود از آن ها دور شده و از چشم آن ها می افتد. وقتی در جمع آن هاست باید خیلی مواظب باشد، آن فاصله ی مثلاً بینشی بین او و بقیه، موجب دور شدن هرچه بیشتراو از بقیه نشود و وقتی در جمع شان (به هر علتی) حضور نمی یابد یا کم حضور می یابد باید بداند که این فاصله افتاده یا قریباً می افتد. چنین مدیری باید بداند که هرچه فاصله ی او با بقیّه بیشتر شود و او نسبت به مدیران بالادستی و دیگر مدیران وضعیتی متفاوت پیدا کند خودش را در نزد همه ی آن ها درآخرین رده منزلتی قرار داده است و اگرچه ممکن است که حق با او باشد ولی این واقعیتی است که در این دنیا وجود دارد.
۱۱۴- فردی که به او(یعنی آقای مدیر) خدمتی کرده، او هم در مقابل به آن فرد خدمت کند. برایش فرقی هم نداشته باشد که طرف چپ است یا راست است؛ دشمن فکری اوست یا دوست فکری او ست، از او بالاتر است یا از او پایین تر است؛ ولی در هر حال نباید طوری عمل کند که امور با هم قاطی بشود مثلاً به فکری که با آن دشمن است کمک برساند و موجب نضج آن فکر بشود یا اگر در شرایط عادی به نفع آن فرد تبلیغ نمی کند حالا بیاید و به نفع او تبلیغ بکند و یا به دوستانش بگوید به نفع او تبلیغ بکنند( آن هم به این دلیل که مثلاً اخلاقاً به او بدهکار است). به هر حال طوری عمل نکند که وقتی از او بپرسند، کمک فردی آن فرد به تو، چه ربطی به این جور کمک ها دارد حرفی برای گفتن نداشته باشد.
۱۱۵- پس از دریافت دستور شفاهی یا کتبی مقام مافوق خود را ملزم به اجرای دستور بداند؛ در این موارد مشورت کردن با افراد تحت امر، برای این که ببیند دستور را اجرا بکند یا نه، بی معناست. مشورت کردن با افراد تحت امر فقط برای چگونگی و اجرای بهتر آن دستور بلا مانع و بلکه پسندیده است(آن هم درصورتی که از بالا نحوه ی خاصی برای اجرای آن پیش بینی نشده باشد). البته اشکالی ندارد که همزمان با اجرای دستور، نظر مقام مافوق را نسبت به لغو یا تعطیل و یا تعویض دستور جلب کرد، در غیر این صورت باید دستور را اجرا و حداکثر نظرات موافق و مخالف را منعکس نمود.
۱۱۶- ترتیبی اتخاذ نماید که:
– راننده ها ی قلمرو مدیریت او ملزم باشند از حد مجاز سرعت در ماموریت ها و… تجاوز نکنند؛
– افراد مامور (در ماموریت های اکیپی) زیر نظر یک نفر انجام وظیفه کنند؛ افراد مأمور خودرو ماموریت را برای کار شخصی نبرند، افراد تا آن یک نفر اجازه نداده سخنرانی نکنند، حتی الامکان با هماهنگی او برنامه ی کاری خود را تنظیم کنند و…؛
– راننده ها در طول ماموریت، اطراف خودرو خود باشند نه این که با افراد مامور وارد اطاق های محل کار یا وارد تجمع های دیگری که تشکیل می گردد، شوند؛
– راننده ها در طول ماموریت، کار سوخت گیری، پاک کردن خودرو و… را به گونه ای انجام دهند که وقت مامورین گرفته نشود؛
مدیر  و سرپرست گروه به گونه ای عمل کند که همۀ مامورین موفق به انجام وظایف محوّله بشوند؛
مدیر و سرپرست گروه به گونه ای عمل کند که قول و قرار ها حساب شده باشد و همۀ مامورین سر قول و قرار و وعده داده شده حاضر شوند؛
– گروه مامورین مگر زمانی که مهمان شان می کنند مهمان خود باشند و توسط مدیر و سرپرست گروه مادر خرج انتخاب و هزینه ها سر شکن شود؛
– در ماموریت های گروهی، گزارش مبسوط ماموریت، توسط یکی از مامورین تهیه و پس از تصحیح و تایید سرپرست گروه به مقام مافوق تقدیم شود؛
– گزارش تهیه شده از سوی سرپرست گروه خطاب به مقام مافوق باشد(مگر این که به بعضی از افراد به طور خصوصی دستور تهیه گزارش داده شده باشد)؛
– در ماموریت ها جاهایی را که باید بازدید شود به سرپرست گروه و افراد گوشزد کنند، با چه کسانی و چه گروهایی باید ملاقات کنند مشخص گردد، چه کسانی از مامورین در جمع ها سخنران باشند یا سخنرانی نمایند، مشخص باشد، زمان حرکت و زمان برگشت گروه مامور حتی الامکان معلوم باشد؛
– ساعت شروع و پایان جلسات (حتی الامکان تمام جلسات) در محل مأموریت، مشخص شود و همگی ملزم به حضور در ساعات تعیین شده باشند؛
– در هیچ محل کاری، به ویژه در محل کار مدیران، برای زدن حرف های غیر اداری و کال گپ و … اجتماع نکنند و از تجمّعات غیر کاری بپرهیزند.
۱۱۷- به صندوق نظرات و پیشنهادات (که این سال ها همه جا دیده می شود) توجّه جدّی کند. در این صندوق ها معمولاً نظری یا پیشنهادی انداخته نمی شود. این صندوق ها معمولاً توسط کسانی باز می شود که از نظر ابوابجمعی و افراد مربوط، صلاحیّت دیدن نظرات و پیشنهادها را ندارند. در یک کلام چون به این صندوق ها توجّه لازم نمی شود در اخذ نظرات و پیشنهادها مفید نیستند. این صندوق ها باید در زمانی معیّن، توسط خود رئیس دستگاه باز و موارد، مورد مطالعه قرار گیرد.
۱۱۸- با اظهار نظر کردن در خصوص آنچه در این صندوق ها ارایه می شود (یا به صورت شفاهی در جلسات عمومی و یا به صورت مکتوب و درج در جاهایی مشخّص) به صاحبان نظر و پیشهاد بگوید که هم نظر بدهند، هم چگونه نظر بدهند و هم این که به نظرات آن ها ترتیب اثر داده می شود.
۱۱۹- موارد متخذه از صندوق ها پی گیری کند( این پیگیری ها وقت زیادی از مدیر نمی گیرد و تاثیرش زیاد تر از آن است که تصوّر می شود).
۱۲۰- هر دو هفته یا هر ماه یک بار، تذکرات و توصیه هایی در ارتباط با اداره ی هرچه بهتر امور تهیه و برای مدیران و رؤسای واحد های تحت امر خود ارسال نماید. همه ی این تذکرات و توصیه ها می تواند مربوط به کار و یا مدیریت واحد ها و یا توامان باشد. این کار توسط یکی از مشاوران یا کارشناسان و با نظر مستقیم مدیر تهیه و ارسال می شود.
۱۲۱ – کمتر از نیم ساعت سخنرانی کند،- مطالب سخنرانی را از قبل آماده کند،- مطالبی را که لازم ومفید است بگوید،- خیلی بلند سخن نگوید و فریاد نزند،- خیلی آهسته سخن نگوید که با بلند گوی قوی هم نشود حرفش را شنید،- اوّل و آخر و وسط سخنرانی اش معلوم باشد،- عبارات و جملاتی که به کار می برد بی ربط و مهمل نباشد،- از این شاخ به آن شاخ نپرد،- اصلاً بهتر است ۵ یا ۱۰ نکته را به طور حساب شده و با جملات و عبارات از قبل فکر شده بگوید و جماعت را خلاص کند.
۱۲۲- حوزه مدیریّت خود را چنان اداره کند که اگر کارمندی از اطاقش بیرون رفت به همکار دیگرش بگوید که “کجا می رود و کی برمی گردد”. اگر جسارتاً دستشویی هم رفت مثلاً بگوید “الان می آیم”. همین طوری و بی خبر نرود که بعد هر چه بگردند پیدایش نکنند که در کدام اطاق و کجا و نزد چه کسی یا کسانی است. روسا و مدیران و معاونان و… به منشی، یا مسؤول دفتر و یا مقام مافوق خود بگویند که کجا می روند و چه وقت برمی گردند تا لااقل دوستان و آشنایان، مسؤول مافوق، و همکاران برای دیدن آن ها کمتر سرگردان شوند(ارباب رجوع بیچاره سرگردان باشد خیلی مهمّ نیست).
۱۲۳- حوزه مدیریّت خود را چنان اداره کند که حتی الامکان، مسؤولان دفاتر برای مدیران، و کارکنان برای همکاران خود، یادداشت نمایند که وقتی نبودند در ارتباط با کار آن ها چه کسی آمد، چه کسی تماس تلفنی گرفت و….
۱۲۴- ترتیبی اتخاذ کند که زمانی که مدیران در محل کارشان حضور ندارند مسؤولان دفاتر به طور بی رویه از تلفن استفاده نکنند و تماس های طولانی نداشته باشند. ترتیبی دهد که همه ی کسانی که در اطاق شان همکاری هست با گوشی تلفن آهسته تر صحبت نمایند و مکالمه شان را کوتاه تر کنند.
۱۲۵- با برگزاری دوره های کوتاه مدت آموزشی و ملزم کردن افراد به شرکت در این دوره ها، نامه ها صحیح نگارش، گزارش ها صحیح تهیه و کلمات مصطلح اداری با املای درستی نوشته شوند.
۱۲۶- برای پای همیشه لنگ واحد تدارکات سازمانش فکری بکند. برای پی بردن به این لنگی و درمان این پای لنگ کافی است نظری به نظر واحدهای دیگر بیاندازد تا دریابد چه دارویی مفید آن پای لنگِ لنگ کننده ی کار همه ی واحدهاست.
۱۲۷- ترتیبی اتخاذ کند که حتی الامکان تمامی افراد تحت امر او (اعم از مدیر، رئیس، کارشناس مسؤول، کارشناس و غیره،) ساعاتی را که به طور ثابت در بیرون از سازمان بسر می برند مشخص کنند. فراوان گفته می شود که کسانی یک روز، دو روز، سه روز، کمتر و یا بیشتر (به طور ثابت) در بیرون از سازمان به یک کاری اشتغال دارند. اگر این موارد، با مجوز هم باشد خوب است مسؤولان مافوق و افراد مادون (حداقل یک رده بالاتر و یک رده پایین تر آن ها) بدانند که آن ها در این زمان ها در سازمان نیستند تا کمترسرگردان شوند و فکری برای جای خالی شان در این زمان ها بشود.
۱۲۸ – گاه گاهی۱۰ تا ۲۰ مورد از نامه هایی را که نیاز به جواب داشته است از دبیرخانه (با شماره و تاریخ ثبت، عنوان نامه، واحد ارجاع شده و…) بگیرد و پی گیری کند که واحدها ی مختلف به لحاظ تسریع یا تاخیر در ارسال پاسخ نامه ها چگونه برخوردی داشته و دارند و این کار در جدولی تنظیم و محرمانه به واحدهای مربوط تذکر داده شود.
۱۲۹- اجازه ندهد محل کار او و همکارانش، با پوستر و تراکت و…، قهوه خانه شود، پوستر ها و تراکت ها و…،… با فاصله بر در و دیوار چسبانده شود، تعدادشان زیاد نباشد، با نظم هندسی عرصه ای را پوشش دهند، از نظر رنگ (شدت و ضعف) خط (درشتی و نازکی) میان پوسترها و … هماهنگی و یکنواختی و همخوانی باشد و….
۱۳۰- به همه ی همکاران خود توجّه کند، مثلاً به گونه ای عمل کند که نامه رسان ها هم اطاق کوچکی داشته باشند و برای هر یک از آن ها میزکوچکی باشد و کلید اطاق و میز، دست خودشان باشد تا برای نگهداری نامه ها، دفاتر و… ، دچار مشکل نباشند و احساس مثبتی نسبت به محیط کارشان داشته باشند. خود من بارها شاهد بوده ام که این همکاران در ایامی که عزیزشان را از دست داده بودند جای مشخصی نداشتند تا افراد به این ها سری بزنند و تسلیتی بگویند، لذا با شرمندگی تمام، یکی را به اطاق مشاورین می بردند، یکی را به اطاق رئیس ..دفتر رئیس، و یکی را هم به …………

 

امیدوارم با استفاده از این تکنیک ها و تکنیک هایی که در مقالات قبلی ارائه شد، مدیر موفق ی باشید. در این خصوص اگر نیاز به مشاوره داشتید می توانید با کلیک بر اینجا با ما ارتباط برقرار کنید.

[تعداد: ۱    میانگین: ۱/۵]

درباره نویسنده

Avatar

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar