تفاوت عوامل کلیدی موفقیت معرفی‌شده، با مزیت رقابتی پایدار چیست؟

مزیت رقابتی پایدار در مقابل عوامل کلیدی موفقیت

یک عامل کلیدی موفقیت، یک دارایی یا شایستگی لازم برای رقابت است. یک مزیت رقابتی پایدار با دارایی‌ها و شایستگی‌ها مبنای یک برتری مداوم را ایجاد می‌کند. برای مثال، یک شرکت اتومبیل‌سازی، با توجه به مدل کسب‌وکار و اهدافش به توزیع مناسبی نیاز دارد، ازاین‌رو توزیع یک عامل کلیدی موفقیت است.

برای بردن بازی پوکر به مهارت، اعصاب قوی و پول نیاز است. همچنین لازم است هر دور بازیکن شرط‌بندی کند. عامل کلیدی موفقیت، می‌تواند در اصطلاح بازار نوعی شرط‌بندی باشد. مادامی‌که تمامی رقبا سطح کیفیت خودرو را بالا می‌برند، ابعاد کیفیتی برای تمامی ماشین‌های لوکس جز الزام تلقی خواهد شد نه مزیت رقابتی. عمل کلیدی موفقیت دست رقیب را نمی‌برد بلکه صرفاً ماندگاری سازمان را بر سر میز قمار تأمین می‌کند.

نقاط تمایز قدرتمند، مطلوب و منحصربه‌فرد برند بوده و مبتنی بر تعدادی ویژگی یا منافع هستند. مثلاً آیکیا مبلمان خانگی را باقیمت‌های قابل‌قبول، یا طرح‌های منحصربه‌فرد و قابل‌حمل و نصب توسط خریدار ارائه می‌کند. در مقابل یک نقطه توازن الزاماً منحصر به برند نیست. ممکن است نقاط توازن برای معرفی یک محصول معتبر در یک گروه خاص ضروری باشند مانند دستگاه‌های خودپرداز و راحتی امور بانکی. همچنین یک نقطه توازن ممکن است برای خنثی کردن یک نقطه تمایز رقیب طراحی شود. برای مثال، برند غذایی با کربوهیدرات پایین به دنبال ایجاد توازن با توجه به طعم می‌باشد، و به‌این‌ترتیب نقطه تمایز رقیب و مشتریان اصلی خود را با جلب‌توجه آن‌ها به‌سوی گزینش نقطه توازن خود یعنی موارد با کربوهیدرات پایین خنثی می‌کند.

یک مزیت رقابتی پایدار رقابتی پایدار با نقطه تمایز قابل قیاس است، درحالی‌که عامل کلیدی موفقیت را می‌تواند با هر یک از نقاط توازن یا تمایز مورد مقایسه قرارداد.

مزیت رقابتی پایدار

آنچه مدیران کسب‌وکار از آن به‌عنوان مزیت رقابتی پایدار خود نام می‌برند

از مدیران ۲۴۸ صنعت با تکنولوژی بالا و خدمات باهدف تعیین مزایای رقابتی پایدار کسب‌وکارشان و تحقیق اینکه آیا به آن واقف هستند یا خیر سؤال شد. تشخیص اینکه آیا مدیران مختلف یک کسب‌وکار قادر به مشاهده مزایای رقابتی پایدار یکسانی هستند یا نه؟ و دریافتن اینکه چه تعداد از مزایای رقابتی پایدار برای هر کسب‌وکار قابل‌شناسایی است؟

دراین‌بین لیست متفاوتی از انواع مزیت رقابتی پایدار موردبررسی قرار گرفت که شامل ۳۲ مورد زیر بود :

  • اعتبار کیفی ۲-پشتیبانی کالا/خدمات از مشتری ۳- بازشناسی نام/ چارچوب بزرگ ۴- در اختیار داشت مدیریت و نیروی مهندسی خوب ۵- تولید کم‌هزینه ۶- منابع مالی ۷-گرایش مشتری/بازخورد/تحقیق بازار ۸- وسعت خط تولید ۹- برتری تکنیکی ۱۰- پایگاه مستقر مشتریان راضی ۱۱- تقسیم‌بندی/تمرکز ۱۲- ویژگی‌های محصول/تمایز ۱۳- تداوم در نوآوری محصول ۱۴- سهم بازار ۱۵- اندازه/موقعیت توزیع ۱۶- قیمت پایین/ارزش بالا ۱۷- دانش تجاری ۱۸-پیشرو بودن/اولین‌های صنعت بودن ۱۹- تولید کارآمد و انعطاف‌پذیر/کاربری قابل‌انعطاف برای مشتری ۲۰-نیروی فروش کارآمد ۲۱- مهارت کلی بازاریابی ۲۲- بینش/فرهنگ مشتری ۲۳- اهداف استراتژیک ۲۴-منشأ قدرتمند ۲۵- جایگاه ۲۶-تبلیغات/تصویر مؤثر ۲۷- کاردانی/کارآفرینی ۲۸- هماهنگی مناسب ۲۹-تحقیق و توسعه مهندسی ۳۰- برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ۳۱- ارتباط خوب با توزیع‌کننده ۳۲- دیگر موارد

این فهرست برای صنایع مختلف تفاوت دارد. مثلاً برای شرکت‌های با تکنولوژی بالا، بازشناسی نام اهمیت کمتری نسبت به برتری فنی، نوآوری محصول و رضایت مشتری دارد. برای مثال، اعتبار کیفیتی، مدیریت خوب و نیروی مهندسی، دارایی‌های کسب‌وکار هستند درحالی‌که خدمات مشتریان وبرتری فنی معمولاً به مجموعه شایستگی‌ها مربوط می‌شوند.

در ۹۵ مورد از کسب‌وکارها مدیران توانستند با درصد بالایی از اطمینان مزیت رقابتی پایدار را تشخیص دهند، که دراین‌بین ۷۶ نفر از مدیران پاسخ یکسان و بیشتر باقی آن‌ها تنها در یک مورد در خصوص مزایای رقابتی پایدار اختلاف داشتند.

متوسط تعداد مزیت رقابتی پایدار برای کسب‌وکار ۴٫۵۸ بود، بدین معنی که معمولاً پایه‌گذاری یک استراتژی بر مبنای یک مزیت رقابتی منفرد کافی نخواهد بود.

 

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

درباره نویسنده

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar