نقش آی کیو و ای کیو در موفقیت کسب و کار

نقش آی کیو و ای کیو در موفقیت کسب و کارنقش آی کیو و ای کیو در موفقیت کسب و کار

 

بله، همه ی ما می دانیم که باهوش بودن بسیار اهمیت دارد. اما باید خاطرنشان کرد که باهوش بودن لزوما به این معنی نیست که آی کیوی بالایی دارید. بلکه می تواند به معنی یک انسان معمولی باشد که درباره ی حوزه ی تخصصی خودش نیز دانش زیادی دارد.
داشتن آی کیوی بالا می تواند برای موفقیت در زندگی حرفه ای کمک شایانی کند. اما مهم ترین عامل برای رسیدن به موفقیت نیست!
شگفت زده شدید؟
مهم ترین عامل EQ است.
EQ  خوب حتی برای حرفه ی شما نیز بهتر است. در این پست، به علت این حرف می پردازیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشید.


EQ چیست؟

هوش هیجانی یا چیزی که گاهی به هوش احساسی EI نیز اشاره دارد، توانایی شناخت و درک احساسات است. هم احساسات شخصی خودتان و هم احساسات سایر مردم را دربر می گیرد.
درک احساس در مبحث تجارت و کسب و کار، همان درک خود آنهاست! نه موضوعات حاشیه ای دیگر.

چرا EQ در کسب و کار بااهمیت است؟

اگر سریال The Bing Bang Theory را دیده اید، قطعاً با شخصیت Sheldon آشنا هستید. او بسیار باهوش است یعنی آی کیوی خوبی دارد اما هیچ نظری درباره ی اینکه دیگر مردم چیزها را چطور احساس می کنند و چه فکری دارند ندارد! کسی که نتواند رفتار خودش را بخاطر نیاز فرد دیگر تغییر داده و خود را تطبیق دهد از EQ پایینی برخوردار است.

در مقابل، کسانی هستند که در شرکت اپل با ایده ی آیفون روی کار آمدند. آنها یک چیز کاملاً جدید ایجاد کردند و به طور قطع به EQ بالایی جهت خلق آن نیاز داشتند. محصول آنها برای همه ی افراد آشکار شد. از نوجوانان گرفته تا مادربزرگ ها … !

آنها خواسته ی مردم را دریافتند. حتی کسانی که تا زمان دسترسی به محصول نمی دانستند چرا به آن نیاز دارند را هم درک کردند.

این همان EQ ست. درک کردن مردم، خواسته ها و آرزوهای شان!

 

EQ می تواند کارهایی فراتر از آنچه آی کیو برای شما انجام می دهد، انجام دهد. همینطور، می تواند تفاوت بین کسب و کار موفق و شکست خورده را رقم بزند.

Jim Whitehurst مدیرعامل شرکت Red Hat در کتاب جدیدش توضیح می دهد که:

زمانی که می بایست هوش هیجانی یا نمره ی EQ آنان را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهیم؛ قابلیت های فکری رهبران را با تمرکز بر آی کیوی آنان جلب کردیم.

باهوش ترین فرد در اتاق بودن، زمانی که ظرفیت کار کردن با کسانی که در اتاق با شما هستند را ندارید؛ به هیچ عنوان کافی نیست!

وقتی که شما با دیگران و با برقراری ارتباط با آنان کار می کنید یعنی نمی توانید به کسی دستور انجام کاری را دهید! توانایی شما به “گوش دادن، پردازش” و “به تنهایی مالک چیزی نبودن” به طرز شگفت آوری ارزشمند می گردد.

بسیار معمول بود که کسب و کارها “بهترین” کارگران را برای سِمت های مدیریتی بجای کسی که مهارت مدیریت داشته باشد ارتقا می دادند.

اگر شما هم هر روز پشت میزی که نشسته اید مشغول انجام وظایف هستید اینکه چه اندازه در درک دیگران مهارت دارید اصلاً حائز اهمیت نیست! موضوع فقط این است که شما از وظایف خود درک کافی داشته باشید. در واقع شما یک شغل با محوریت آی کیو را دارا هستید. اما اگر درباره ی مدیریت و رهبری می اندیشید باید بگوئیم که حق با Whitehurst است.

رهبران خوب باید اعضای تیم و مشتریان خود را درک کنند که انجام صحیح این امور خواستار EQ می باشد.

در زمان استخدام، چطور می توان این مهارت ها را در داوطلب جستجو کرد؟

Whitehurst می گوید که شما باید کسانی را استخدام کنید که نشان می دهند به خوبی گوش فرادادن را یاد دارند. رهبری، هنر به انجام رساندن کارها با دیگران است. شما باید سعی کنید که یک تیم متعادل بسازید که قادر باشد هر چالشی را که با آن مواجه می شود مدیریت کند. من معتقدم که پیشینه ی افراد، تنوع شخصیت و دیدگاه ها منجر به تشکیل یک تیم قدرتمند می شود.

انتخاب افراد کنجکاو با نقاط قوت و دیدگاه های متنوع نیز برای ساخت یک تیم موفق بسیار لازم است. یک تیم با عملکرد خوب، می داند که چطور باید به اعضای خود گوش فرا دهد، حتی سخت ترین مسائل نیز بدین طریق به قطعه های کوچک تری تبدیل می شوند که در نهایت، نتایج بهتری را به همراه می آورد.

شما باید توانایی صحبت کردن با دیگری را داشته باشید. باید همه چیز را از جوانب دیگر موردمشاهده و بررسی قرار دهید. یک شخص با EQ خوب، به خوبی گوش می دهد، سوال می پرسد و می داند که “قرار نیست هر چیزی که می شنود درست و حق باشد!”

برخی افراد که از آی کیوی بالایی برخوردارند می دانند که حق با خودشان است. در نتیجه گوش کردن را متوقف می کنند و به همین دلیل است که گاهی شکست می خورند!

همه ی افراد مانند آی کیو، با ای کیو متفاوتی به دنیا می آیند. برخی از ای کیو پایین و برخی از ای کیوی بالایی برخوردارند. اگر خودتان را جزو افراد با ای کیو پایین می دانید لزوماً به این معنی نیست که همه ی توانایی شما در انجام چندکار غیرضروری محدود شده باشد. بلکه می توانید با انجام برخی تمرین ها و تکنیک های ویژه، ای کیوی خود را بالا ببرید. در ادامه برخی از این راهکارها را خدمت شما عزیزان ارائه می دهیم:

– به هنگام صحبت کردن دیگران، نوت برداری کنید

این کار باعث می شود بجای اینکه به عکس العمل بعدی بیندیشید، دقیقاً به صحبت های آنان در همین لحظه تمرکز کنید.

– اجازه دهید که ایتدا، دیگران ایده شان را بیان کنند

خصوصاً اگر در گذشته “رئیس” بوده اید، این مورد بیش تر حائز اهمیت می گردد. اگر همیشه خودتان شروع کننده باشید دیگران سعی می کنند ایده های شما را به خودتان بازگردانند. (مانند آینه عمل می کنند)

– نظر سنجی

با نظرسنجی در می یابید که آنها واقعاً چطور می اندیشند. شرکت ها، معمولاً قبل از اینکه محصولی را به بازار عرضه کنند بر روی گروه های خود تمرکز می نمایند. در واقع، یک راه برای اجبار کردن قدرت هاست تا از نظرات دیگران آگاه شوید.

– مخصوصاً افرادی را با پیش زمینه های متفاوت نسبت به خودتان استخدام کنید

به دنبال افرادی باشید که نسبت به شما به طرق متفاوتی رشد کرده اند. در مدارس و دانشگاه های دیگری تحصیل کرده اند و دیدگاه های متفاوتی نسبت به شما دارند.

خوشبختانه هر کسی می تواند با استفاده از مهارت های لازم، EQ خود را بهبود ببخشد که نتیجه ی آن بهبودی کسب و کار و رونق حرفه ی شخصی خودتان است. وقتی با مسئله ای مواجه شدید از خودتان بپرسید که آیا Sheldon این کار را انجام می داد؟ و اگر پاسخ تان مثبت بود، همه چیز را متوقف کرده و از فردی دیگر نظر بخواهید.

[تعداد: ۹    میانگین: ۳.۴/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *