هم‌افزایی بین واحدها، تأمین‌کننده مزیت رقابتی پایدار

هم‌افزایی بین واحدها، تأمین‌کننده مزیت رقابتی پایدار

نقش هم افزایی

هم‌افزایی بین واحدها می‌تواند تأمین‌کننده مزیت رقابتی که به‌درستی پایدار نیز هست، باشد. چراکه مبتنی بر شرکت است که طبیعتاً منحصربه‌فرد نیز می‌باشد.

یک عامل اصلی همیشه دستیابی به هم‌افزایی در بین کسب‌وکارهای متعدد بوده است. این ایده‌این‌گونه است که یک کسب‌وکار می‌تواند از منابع شرکت و دیگر کسب‌وکارها برای خلق مزیت استفاده کند. تکنولوژی‌های یک کسب‌وکار می‌توانند عامل نوآوری در سایر کسب‌وکارها باشند.

سنگ بنای استراتژی IBM به رهبری لو گرستنر ایجاد هم‌افزایی با استفاده هرچه بیشتر از هدایت تکنولوژی‌های محوری به سمت خطوط تولید بود. هدف ارتقاء اندازه، مقیاس و تکنولوژی‌های IBM بود. این نگرش با دیدگاه قبل از گرستنر، که قصد داشتند IBM را به واحدهای کسب‌وکار ناشناس تقسیم کنند، تفاوت فاحشی داشت.

هم‌افزایی، یعنی اینکه مجموعه کلی چیزی فراتر از جمع اجزاست. بدین معنی که دو کسب‌وکار که با یکدیگر فعالیت می‌کنند نسبت به همان دو کسب‌وکار که به‌طور مستقل کار می‌کنند برتری دارد. در بعد محصولات، هم‌افزایی مثبت به این معنی است که ارائه مجموعه‌ای از محصولات، در طول زمان عایدی بیشتری نسبت به ارائه محصولات به‌صورت جداگانه خواهد داشت. به همین ترتیب، در خصوص بازارها، اداره مجموعه‌ای از بازارها در یک کسب‌وکار، بهتر از اداره آن‌ها به‌صورت جداگانه می‌باشد.

نتیجه هم‌افزایی، برای کسب‌وکارها یک یا چند مورد از موارد زیر است:

  • هزینه‌های عملیاتی کمتر
  • سرمایه‌گذاری کمتر

عموماً هم‌افزایی حاصل استفاده از اشتراکات دو عملیات است مانند:

  • مشتریان و گاهی اوقات کاربردهای مشتریان ( به‌طور بالقوه ایجاد یک‌راهکار سیستم)
  • نیروی فروش یا کانال توزیع مشترک
  • نام برند یا تصویر آن
  • تسهیلات مورداستفاده برای تولید، اداره و انبارداری
  • تلاش‌های تحقیق و توسعه
  • سیستم‌های عملیاتی و ستادی
  • بازاریابی و تحقیقات بازار

درک هم‌افزایی مشکل نیست ولی عمل به آن راحت نخواهد بود. اغلب به نظر می‌رسد دو کسب‌وکار با یکدیگر مرتبط باشند و هم‌افزایی بالقوه و قابل‌قبولی وجود داشته باشد، اما هیچ‌گاه حاصل نمی‌شود. گاهی اوقات هم‌افزایی مورد تصور صرفاً یک سراب یا ایده دور از دسترس است که شاید از سر عجله در ایجاد یک ادغام به وجود آمده است. در دیگر اوقات، هم‌افزایی بالقوه واقعی است اما مشکلات اجرایی مانع از تحقق این واقعیت می‌شوند. شاید عدم تطابق فرهنگی بین دو سازمان وجود داشته باشد یا انگیزه‌ها ناکافی باشند.

اتحادها

یکی از اهداف اتحادها، دستیابی به هم‌افزایی فوری است. برای مثال، اتحاد بین مک‌دونالد و یک شرکت نفتی، برای شرکت نفتی ارزش‌افزوده و عبور و مرور و برای مک‌دونالد یک موقعیت مکانی ارزشمند به ارمغان می‌آورد. دنتسو بزرگ‌ترین آژانس تبلیغاتی ژاپنی با بیش از صد متحد که بسیاری از آن‌ها بر پایه مالکیت بخشی استوار هستند می‌تواند راه‌حل‌های ارتباطی وسیع‌تری برای مشتریانش فراهم سازد.

اتحادها در اغلب موارد کلید یک استراتژی‌اینترنتی موفق هستند. یاهو و آمازون صدها متحد بزرگ و هزاران متحد کوچک دارند که آن‌ها را دررسیدن به اهداف اداره ترافیک اینترنتی و ارائه ارزش‌های متمایز به بازدیدکنندگانشان یاری می‌دهند.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۷/۵]

درباره نویسنده

مجید احمدی

علاقه شدیدی به رهبری و مدیریت کسب و کار دارم، و یکی از اساسی ترین ارکان موفقیت کسب و کار رو در ارتباط موثر میدونم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *