چالش های کارآفرینی و راه کار های عبور از آن برای بانوان

چالش های کارآفرینی از زبان سرکار خانم زهرا گلیج 

  • مدرس و مشاور کارآفرینی و مدیرعامل موسسه کارآفرینان توسعه هزاره سوم

چالش های کارآفرینی

خانم گلیج  بفرمائید به نظر شما چالش های کارآفرینی در ایران چیست؟

موانع و چالش های کارآفرینی فقط مربوط به ایران نیست. در هر کشوری چالش های مربوط به کارآفرینی را داریم که برخی از آنها چالش های ساختاری و قانونی است. در واقع قانون و مقررات موجود، محدود کننده و دست و پا گیر می شود. بعضی دیگر مباحث فرهنگی می باشد که احتیاج به فرهنگ سازی دارد. به عنوان مثال برای فرد کارآفرین ممکن است به هر حال مشکل مالی پیش بیاید که در پروسه کاری طبیعی است. حالا فرض کنید فرد نتواند تعهدش را در زمان معین اجرا کند و چکش برگشت بخورد و به آن تعهد پایبند باشد، برای این موضوع می تواند با مذاکره و توافق راه حلی پیدا کند.

مسئله دیگر اجتماعی است. رتبه کارآفرینی ایران در بین  کشورهای جهان ۸۷ است (طبق گزارش سایت www.doingbusiness.org ) که این عدد خوبی نیست. علل این موضوع می تواند از چند جهت باشد. از لحاظ زیر ساختی، مدت زمان ثبت مجموعه و ایده ای که می خواهد تبدیل به کار شده و به آن ساختار داده شود. می تواند از لحاظ تعداد مجوز ها ، قوانین، بروکراسی اداری باشد که البته تلاش هایی در راستای تسهیل سازی آن در حال انجام است تا موقعیت را برای کارآفرینی افراد فراهم تر کرد. خب در این مورد بعضی از کشور ها توانستند با شرایط خاصی که خودشان به وجود آوردند و دولت ها تصمیم گرفتند به وجود بیاورند ، رتبه خود را ارتقا دهند و وضعیت کسب و کار در کشورشان را بهبود ببخشند. مثل کشور همسایه گرجستان ، توانست با اتخاذ سیاست ها ، کم کردن بروکراسی ها ، کم کردن زمان ثبت مجموعه و شرکت ها و همینطور افزایش شفافیت و کاهش رانت ها و مسائلی که باعث عدم شفافیت می شود در مسئله کسب و کار ، رتبه ۶ را در مقایسه با کشور های دیگر کسب کند و کسب و کارش را بهبود ببخشد. این قوانین و مقررات و زیرساخت ها یک مورد کلیست که ممکن است جزو موانع محسوب شود که اینها از قدرت افراد خارج است. اما بحث های دیگر را که مربوط به فرهنگ هم هست، می شود به مرور زمان بهبود بخشید. یعنی با تغییر نگرش در افراد و انتقال آن به اطرافیان و به کمک افراد کارآفرین این چرخه ادامه پیدا کند تا فرهنگ پذیرش کارآفرینی و به طور کلی وضعیت کارآفرینی عمومی و کارآفرینی زنان در کشور افزایش پیدا کند. این هم بیشتر به خاطر مسائل فرهنگی ، اجتماعی و… بوده که البته نسبت به گذشته رشد خوبی داشته و حضور بانوان در کسب و کار و جامعه بهتر شده است. ولی اگر خانمی با یک چالش جدی مواجه شود شاید خانواده از او حمایت نکند و این نگرانی وجود دارد که بعد از آن عواقبش بیشتر باشد. به همین دلیل بسیاری از خانم هایی که در عرصه کسب و کار هستند اکثرا در خانه سعی می کنند جوری وانمود کنند که اصلا هیچ مشکلی وجود ندارد و همه چیز عالی است. در اصل نقش یک شرایط عالی را همیشه بازی می کند. البته اکثرا روحیه خانم هایی که کار می کنند روحیه مقاومی است.ولی خب هر کارآفرینی با مسائلی که پیش رو دارد، مالی و … نیاز دارد که حداقل از لحاظ احساسی حمایت شود و این احساس را داشته باشد که تنها نیست که خود این موضوع در روحیه فرد اثرگذار است.

مساله دیگری که برای خانم ها بیشتر است، موضوع ایجاد تعادل در زندگی است. یکی از چالش هایی است که در همه جای دنیا وجود دارد. غیر از آن مسئله حفظ خودشان است تا اطرافیان فکر نکنند مسئله ای وجود دارد. حفظ تعادل بین کار و زندگی گاه ممکن است وجود نداشته باشد. چون شما بعضی وقت ها مجبورید تا دیروقت سر کار باشید یا ممکن است مسافرت کاری خارج از شهر یا خارج از کشور بروید و این مسافرت ها ممکن است چند روز طول بکشد. یا دسترسی به تلفن نداشته باشید وارتباط با خانواده مشکل باشد. این موارد مسائلیست که برای آقایان هم وجود دارد ولی وقتی برای خانم ها پیش می آید ممکن است به بنیان خانواده آسیب بزند و این طرف مقابل هست که با درک متقابل میتواند این شرایط را تسهیل کند .

خانم گلیج شما برای کارآفرینان خانم چه راه کارهایی پیشنهاد می کنید تا بتوانند این چالش ها را پشت سر بگذارند ؟

بعضی از افراد بین چند راهی می مانند و نمی دانند کدام را انتخاب کنند. اما راهکاری که می شود داد در مرحله اول افزایش خود باوری است. یکی از فعالیت هایی که ما که در حال انجام آن هستیم  توانمند سازی بانوان است. این بحث هم در واقع بیشتر موضوع توانمند سازی روانی و یا توانمند سازی غیر فیزیکی است. که بتوانند  میزان تاب آوری و میزان تحملشان را نسبت به مسائل و میزان خودباوری و اعتماد به نفس شان را افزایش دهند. چون من فکر می کنم این ها مسائلی تعیین کننده هستند.

خب شما چه راه کاری پیشنهاد می کنید تا افراد خودباوری و اعتماد به نفسشان را ارتقاء دهند؟

با دوره های آموزشی که افراد می توانند شرکت کنند و این که هرچقدر هر فرد خودش را بهتر بشناسند و خود آگاهی بیشتری داشته باشد، در واقع بیشتر به او کمک می کند که بداند نقاط ضعفش و قوتش چیست این که نقاط ضعفش را بپذیرد و قسمت هایی که نقطه قوت است را اهرم کند و از آن برای تکیه در زمان های دیگر استفاده کند. این مسائل اکتسابی است. چون ممکن است بعضی از افراد، به دلیل ویژگی های فردی، موقعیت خانوادگی، شرایط دوران کودکی یا حتی ژنتیکی افراد قوی ای نباشند. ولی امکان اینکه قوی شوند وجود دارد. شرکت در دوره های آموزشی، دوره های مشاوره و کار کردن رو خود، اعتماد به نفس و خودباوری شان ، تاکید کردن روی نقاط قوتشان و اینکه بیابند چه کارهای مثبتی می توانند انجام دهند و توانمندی شان چییست؟ و این را دائما به خود تلقین کنند و تلقین های مثبت …  این ها مواردی است که می تواند به خود باوری کمک کند.

خانم گلیج بعضی از افراد هم هستند که میگویند من خودم را خوب می شناسم و میدانم نقطه ضعف هایم چیست و میخواهم آنها را برطرف کنم. نظرتان در مورد این طرز تفکر چیست؟

به هر حال هیچ کس کامل نیست و همه انسان ها نقاط ضعف دارند. ولی تاکید بر نقاط قوت باعث می شود که انسان کمتر به نقاط ضعفش توجه کند و باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. البته تا جایی که امکانش باشد انسان روی نقاط ضعفش کار کند خوب است. اما به نظر من اگر همان نقطه قوت را تقویت کند بهتر است. که این شاید نقطه ضعف ها را نیز پوشش دهد. بحث همپوشانی دقیقا همین است. یعنی قوتی که دارم بتواند ضعفم را پوشش بدهد، نه اینکه همیشه ضعف خود را برجسته کنم و به خود لطمه وارد کنم.

تاکید ما این است که به نقاط قوتشان توجه کنند. مثبت اندیشی در بحث اعتماد به نفس و موفقیت در کار بسیار مهم است و این که جنبه های مثبت قضیه را ببینند. این موضوع برای بسیاری از افراد که این کار را انجام داده اند واقعا جواب داده است. ممکن است در ظاهر شعارگونه باشد ولی بعد از مدتی که فرد این کار رو انجام می دهد در او نهادینه می شود. شما با نمونه افراد موفق صحبت کنید ببینید فرد چقدر مثبت اندیشی بالایی دارد و این افراد روی نقطه قوت خودشان تاکید دارند. در حالی که ممکن است خیلی نقطه ضعف هم داشته باشند.

در مورد همراهی کردن خانواده ها چه راه کاری پیشنهاد می کنید ؟

در حقیقت تجربه خود را بگویم. من سال ها تلاش کردم که خانواده ام را متقاعد کنم بپذیرند و چیزی که میخواهم را ثابت کنم. بعد  پس از سالها خودم واقعا به این نتیجه رسیدم که کاری نداشته باشم، خب آنها به آن نحو فکر می کنند من طور دیگه فکر می کنم. بپذیرم که طرز فکر ما متفاوت است. در واقع به دنبال اثبات کردن نباشم. چون وقتی که انسان بخواهد چیزی را اثبات کند و بجنگد  انرژی زیادی باید صرف آن کند. ولی وقتی بپذیری که شرایط این گونه است و به هر حال سبک زندگی من این طور است و من چون تشخیص می دهم و اعتقاد دارم که راهم درست است ترجیح می دهم اینگونه و به این شیوه زندگی کنم ، پس بر اساس اعتقادات خودم رفتار می کنم و فکر می کنم که وقتی که انسان اینگونه باشد شاید اطرافیان با او همراه شوند. و یا اینکه اگر همراه هم نشدند دیگر اذیت نمی شوند.هر کس طرز فکر خود را دارد و من هم سبکی دارم و طبق آن رفتار می کنم. و اینجاست فرد متوجه می شود فقط خودش تنها نیست، بسیاری افراد دیگر ممکن است شبیه شان باشند. من با افراد زیادی صحبت کردم حتی آقایانی که می گفتند خانواده مان اصلا قبولشان نداشتند و می گفتند راهت درست نیست. یا برو جایی حقوق بگیر باش، این چه کاریست که انجام می دهی. ولی من چون اعتقاد داشتم پیش رفتم و این مسیر را ادامه دادم و بعد از مدتی آنها هم با من همراه شدند. ولی به امید همراهی نباید بود. ممکن است روزی این اتفاق بیافتد ولی نباید به دنبال اثبات کردن باشیم. شما کار خودتان را انجام بدهید. چه احتیاجی به ثابت کردن است؟ انسان وقتی نتایج کار خود را ببیند اعتماد به نفس پیدا می کند. حتی وقتی یک نتیجه کوچک به دست می آید فرد احساس می کند کار جواب داده و بهتر است جلوتر بروم تا نتیجه های بعدی را ببینم .

مورد بعدی از چالش های کارآفرینی  که فرمودید تنظیم تعادل کار با زندگی شخصی است، چه پیشنهادی دارید؟

یکی از راه ها این است که کتاب های در این زمینه را مطالعه کنند و یا از افرادی که در این زمینه موفق بودند مشاوره بگیرند که بتوانند آن فاصله را به نوعی پر کنند. راهکار خاصی که من در باره این موضع می توانم بگویم مطرح کردن بحث چرخه  تعادل زندگی هست. در چرخه تعادل زندگی همه ابعاد زندگی مهم است. بعضی وقت ها با توجه به شرایط و یا ناخواسته و یا به علت ویژگی های شخصیتی، افراد روی بعضی مسائل تاکید بیشتری دارند. مثل کسانی که عاطفی ترند و یا کسانی که تمرکز بیشتری روی پیشرفت در موقیت شغلی و تحصیلی دارند و غیره. در حالی که همه بخش ها مهم است و این تعادل زمانی بهم می خورد که شما این موازنه را رعایت نمی کنید و برای همه جا یکسان وقت نمی گذارید. ولی این امر قابل انجام است. از طریقی که کنترلش کنیم. در مرحله اول باید بدانید در چه وضعیتی هستید و وضعیت ایده آل چیست. وقتی این موضوع مشخص شود می توان به آن سمت حرکت کرد.

 

[تعداد: ۵    میانگین: ۳.۸/۵]

درباره نویسنده

Avatar

مهندسی صنایع، علاقه بسیاری به بازاریابی و فروش دارم. درسی که از زندگی یاد گرفتم این است که از گذشته تجربه کسب کنیم از زمان حال لذت ببریم و برای آینده مطالعه و تلاش کنیم.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar