چرا کارآفرینان جدید در سال های اولیه شکست می خورند؟

چرا کارآفرینان جدید در سال های اولیه شکست می خورند؟

 

چرا کارآفرینان جدید در سال های اولیه شکست می خورند؟

شکست به گوش مان بسیار آشناست. کارآفرینان هم با شکست زیادی در طول مسیر مواجه می شوند که معمولاً گام های بعدی آنان را محکم می کند. این پست به قلم خانم Heather Gray نوشته شده که مربی تیم های اجرایی ست. او قرار است از تجربیات خودش و اینکه چرا کارآفرینان در سال های اولیه کسب و کارشان شکست می خورند دلایلی را توضیح دهد. امیدوارم پاسخ سوالات خود را درباره ی شکست های کارآفرینی در این مقاله بدست آورید. با پدیده فکر مهتر همراه باشید.

نویسنده: Heather Gray

شکستی را که در اولین ریسکم خوردم خوب به خاطر دارم. من کارمند یک کلینیک اجتماعی بودم که وظایف خاصی هم داشتم. مدیران تیم (قبل از من) استعفا داده و یا اخراج شده بودند. توافقات رفتاری باید مجدداً طراحی می شدند. نیاز بود که مدیران جدید و سرکارگران استخدام شوند.

شاید برای هر کس دیگری به غیر از من، این یک کابوس باشد اما برای من، نقش یک رؤیا را داشت. من سال های زیادی را به انتظار چنین فرصتی بودم. می خواستم که یک رهبر موثر بوده و بتوانم در شرایط سخت حلال مسائل باشم. من در این کار شکست خوردم اما شکستم بخاطر دلایل احتمالی نبود!

شکست خوردم چون در پیِ توسعه ی خود بوده و هر چیزی را که مربوط به موسسه بود را نادیده گرفته بودم.

من نباید فقط کارهایی را که خودم قصد انجام شان را داشتم برنامه ریزی می کردم. بلکه باید اقداماتی را که سالیان قبل توسط سوپروایزورهای گذشته از من درخواست داشتند را هم انجام می دادم و همه ی اینها برای مدت زمانی بود که دیگر شانس دوباره برای انجام شان پیش نمی آمد.

وقتی تأسیسات خود را نادیده می گیرید، شکست اجتناب ناپذیر است

بالاخره من رؤیاهایم را تحت کنترل درآورده و توانستم به جایگاهی برسم که رؤیاهایم به واقعیت بپیوندند.

سوپروایزر قبلی من، خیلی بیش از حد به سیستم اهمیت می داد. بطوری که همیشه همه چیز حتی قبل از اجرا هم باید طبق یک برنامه و جزئیات کاملاً ریز و طاقت فرسا ارائه می شد. با این کارها، احساس خفگی در من ایجاد می شد و همیشه عقب می ماندم. همان زمان بود که تصمیم گرفتم: هر وقت در جایگاه مدیریت قرار گرفتم بدانم که تغییر در یک جریان سریع تر و مقیاس فوری تر روی خواهد داد.

این برای من بسیار مهم بود که به تیم خودم این قدرت را بدهم که برای حل مسائل با اعتماد به نفس به خودشان بدون وابستگی تفکر کنند. من برایشان سیستم های گوناگونی فراهم نکردم که مدام هم بپرسند در چه شرایطی باید چه کاری انجام دهند.

در انجام این کار، من حقیقتی را که می گفت: “سیستم، افراد را در شرایط بحرانی، سازمان یافته حفظ می کند” نادیده گرفته بودم. وقتی که اتفاقات اشتباهی روی می دهند، داشتن سیستم احساس امنیت ایجاد می کند. من هم یاد گرفته بودم که تیم خودم را بدون سیستم، قدرت ببخشم اما با نبودِ سیستم، تیم من گاهی اوقات احساس می کرد که هیچ پشتوانه ای همراه خود ندارد.

تا وقتی که همه درباره طراحی شما نظر دهند، شما نمی توانید چیزی خلق کنید

برنامه ی رؤیایی من در ذهنم، با جزئیات کاملاً شفاف بود. من سال های زیادی را به رؤیاپردازی و برنامه ریزیِ دقیق کارها و اهدافی که قرار بود بسازم سپری کردم. من مطمئن بودم که در برنامه هایم قابلیت پیشرفت هم دارم. اما موضوع اینجاست که فراموش کرده بودم “تیم” خودم را هم در طول این رؤیاپردازی هایم جای دهم. آنها در هیچ جایی از رؤیایم با من سهیم نبودند!

من می دانستم که یک روزی موضوع برنامه ام بسیار جذاب می شود. یعنی چندین نفر دانش پذیر در یک زمان، ساعات سختی را سپری خواهند کرد. اما اولین باری که این کار را اجرا کردیم، برنامه با شکست مواجه شد. زیرا من زمان کافی برای آموزش افرادم قرار نداده بودم.

مدیران موثر، کسانی هستند که مطمئن اند تیم شان چشم انداز آنها را قبل از اجرا درک کرده اند. البته، من هم می دانستم اما نادیده گرفته بودم.

هدف، تحت هر شرایطی ادامه دادن نیست!

اینطور نیست که تا وقتی که تمرکز دوباره نکرده اید، ساختار دوباره ایجاد نکرده اید برای رسیدن به موفقیت ادامه دهید. من به سمت همه ی چیزهایی که (قبل اینکه روی پای خودم بایستم) می دانستم برگشتم. نادیده گرفتن درس های ارزشمند و مهارت هایی را که باعث شده بودند به جایی که هستم برسم، متوقف کردم. و به اجرا کردن آنها اقدام نمودم.

سرعت همه چیز را آرام تر کنید و همه ی برنامه های جدید را متوقف سازید. برای راهنمایی گرفتن از مشاور خود اقدام کنید. تمرکز خود را روی اساس کار قرار دهید. زمانی را صرف ایجاد سیستم و فرآیندهای سازماندهی شده و بامفهوم کنید. قبول کردن شکست بخشی از رشد شماست. از اشتباهات خود یاد بگیرید و هرگز به اصول موفقیتی که از قبل می دانستید بی اعتنایی نکنید. برای مشاوره و راهنمایی کسب و کار از طریق این لینک با کارشناسان پدیده فکر مهتر در ارتباط باشید.

 

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *