چطور توجه مدیر را به کارهای مثبت مان جلب کنیم؟

چطور توجه مدیر را به کارهای مثبت مان جلب کنیم؟

 

جلبِ توجه مدیر

چطور توجه مدیر را به کارهای مثبتی که در محل کار انجام می دهیم جلب کنیم؟ شما هم گاهی این احساس را دارید که مدیر هیچ توجهی به شما ندارد؟

شاید رئیس تان، کارهای زیادی برای انجام دارد و سرش شلوغ است. البته شاید هم دلایل دیگری در میان باشد. در هر حال، در این پست باهم می بینیم که باید چطور رفتار کنید و چه بگویید تا دیگران متوجه اهمیت کاری که انجام می دهید شوند.

 

شما خیلی سخت کار کرده اید و اکنون نتایج کارهای تان در مقابل شما قرار گرفته اند. به بیش از نیمی از اهداف تان دست یافته اید، نظر قوی ترین مشتری را جلب کرده اید و بهترین پروپوزال عمرتان را تهیه کرده اید. شاید هم خودتان را در بخشی از وظیفه ی جدیدتان حرفه ای ساخته اید.

پس از این دستاوردها، در اطراف خود به دنبال شخصی می گردید که این موفقیت های شما را سازماندهی کند.. متأسفانه شخصی را نمی یابید و هیچ اتفاقی نمی افتد!

برای بار اول، خیلی آسان می توان بخاطر یک اقدام ساده تقدیر و تشکر کرد. اما در ادامه، نمی توان انتظار داشت که بابت هر یک از کارهایی که انجام می دهید موردتقدیر و ستایش واقع شوید. همه ی اینها به نحوی طبیعی هستند. اما تاکنون فکر کردید که وقتی به سختی تلاش می کنید و هیچ “خدا قوت” نمی شنوید چه اتفاقی می افتد؟

درست است که همه ی ما دوست داریم مورد تقدیر و تمجید اطرافیان مان قرار بگیریم اما این اتفاق چیزی فراتر از اینهاست. احتمالاً حسی به شما دست می دهد که گمان می کنید مدیرتان اصلاً شما را نمی بیند!

در این پست، یک سری احتمالات را به همراه راهکارهای شان توضیح می دهیم. امیدواریم که مفید واقع شوند.

 

وقتی رئیس شما خیلی سرش شلوغ است!

اگر رئیس و یا مدیر شما، بطور پیوسته بالافاصله پس از اتمام یک جلسه در جلسه ای دیگر شرکت می کند یا مدام در سفرهای کاری به سر می برد احتمالاً بزرگ ترین مسئله ی شما این است که “او زمان کافی برای پیگیری و دنبال کردن کارهای شما را ندارد!” برنامه ی او بسیار شلوغ تر از این است که بتواند یک گپ دوستانه با شما برگزار کند.

راهکار. بجای اینکه پیرامون او بچرخید و دنبال فرصتی برای برگزاری جلسه بگردید، یک قرار ملاقات با او بگذارید. – در صورت امکان، هفته ای یک بار- حتی اگر نیاز بود از طریق منشی وی، اقدام کنید. مردم توسط برنامه های روزانه شان موفقیت و عدم آن را تعیین می کنند. اگر برنامه ی معین روزانه نداشته باشید آنها هم نمی توانند خودشان را با شما وفق دهند.

وقتی رئیس شما فقط با کارکنان خاصی زمان سپری می کند!

طرفداری کردن از کسی/کسانی و یا استثناء قائل شدن بین افراد حرکت بسیار ناخوشایندی ست. مثلاً درمی یابید که والامقام شما با دو سه تن از همکاران تان زمانی را سپری کرده است.  همیشه هم نظرات و ایده های آنها را قبول دارد و از سایرین می خواهد تا آنها را به عنوان رهبر پروژه های جدید و جنجالی بپذیرند. ببخشید اما متأسفانه حضور شما اصلاً حس هم نمی شود!

واقعیت این است مدیران هم همانند سایر انسان ها می توانند علاقه مندی هایی داشته باشند. این علاقه می تواند نسبت به چیزی یا اشخاص باشد. اما از آنجاییکه شما نمی توانید کاری کنید که آنها بطور طبیعی برخی از کارکنان خاص را (نسبت به سایرین) انتخاب نکنند، پس انتظار داشته باشید که همه ی شما بطور یکسان نادیده گرفته شوید.

راهکار. این نکته را در ذهن داشته باشید که شاید اصلاً عمدی نباشد! شاید به این دلیل باشد که مدیرتان بطور طبیعی با برخی از افراد ارتباط بهتری برقرار کرده و بطور طبیعی به آنها راحت تر تکیه می کند. (و البته شاید هم شما درست فکر می کنید و مدیر ترجیح می دهد با کسانی کار کند که با او موافق اند.)

در مقاله ی Muse که درباره ی سر و کار داشتن با “استثنا قائل شدن” در محیط کار نوشته شده، مشاور کسب و کار Elena Berezovsky می گوید که درخواست کمک کنید! اگر احساس می کنید که کنار گذاشته شدید، شاید همان کسی باشید که بطور غیرعمد باعثِ باختنِ مدیرتان شوید. این می تواند دوباره خطوط ارتباطی را بازگشایی کرده و در مقابل، باعث شود که مدیرتان توجه بیش تری به شما داشته باشد.

 

وقتی رئیس شما، شما را درک نمی کند!

همه ی ما در نوع تفکر، حرف زدن و کار کردن مان خاص و منحصربفردیم. برای همین اگر استایل متفاوتی را در ارتباطات خود دارید (مثلاً شما ترجیح دهید که از فرآیند ایمیل استفاده کرده و بطور پیوسته پاسخِ ایمیل دهید، اما مدیرتان مکالمه ی خود به خود را ترجیح دهد.) شاید نتیجه ی این کار باعث شود که مدیرتان شما را درک نکند و شما احساس کنید که موردتوجه اش نیستید!

راهکار. اولین اقدام شما بطور کلی باید ایجاد و تقویت مهارت ارتباطی تان باشد. اصول آن شاملِ نگاه کردن به چشمان به هنگام صحبت کردن، پرسیدن سوالات واضح، نوشتن ایمیل های مختصر می باشد که به بهبودی روابط کمک شایانی می نماید.

سپس، راه هایی را بیابید تا این تفاوت ها را هدایت کنید. اگر مدیر شما فردی درونگرا و شما برونگرا هستید باید راهکارهای غیرتهاجمی را بیابید که بتوانید او را جلب نمایید. ( مثلاً به خاطر داشته باشید که افراد درونگرا، تلفن را دوست ندارند!) اگر مدیرتان فردی استرسی ست، پس قطعاً شما از زبان ناگهانی و دلهره آور استفاده نمی کنید. اگر بتوانید این تغییرات پدید آورده و سپس درباره ی دستاوردهای اخیرتان صحبت کنید، احتمالِ اینکه بازخورد مثبت تری از مدیر و رئیس تان جذب کنید بسیار بیش تر است.

خب همانطور که دیدیم، مسائل زیادی ممکن است در مبحث سرمایه انسانی، ارتباط کارکنان با مدیر به وجود بیاید که بطور مستقیم یا غیرمستقیم در عمر و بازدهی کسب و کار موثر است.  هر یک از شما عزیزان هم اگر تجربیات نوینی در این خصوص دارید، می توانید با ما در میان بگذارید.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۶/۵]

درباره نویسنده

Avatar

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar