چگونه از استخدام یک بیمار روانی اجتناب کنیم؟

چگونه از استخدام یک بیمار روانی اجتناب کنیم؟

 

استخدام

 

چگونه از استخدام یک بیمار روانی اجتناب کنیم؟

بیمارهای روانی واقعی نسبتاً کم هستند، اما حضور یکی از آنها در تیم شما بیش از حد زیاد است.

بینندگان رسانه های جریان اصلی با اختلالات فکری و روانی خشن در قالب Dexter (دکستر)، Criminal Minds (اذهان جنایی)، و قبل از اینها فیلمی با نام روانی ساخته ی  آلفرد هیچکاک ، درگیر می شدند. ما همچنین سناریوهای زندگی واقعی را می بینیم که روزانه در تلویزیون پخش می شوند، اما آنچه که اغلب نمی بینیم آسیب های غیر خشونت آمیزی است که چنین افرادی بر دنیای شرکت های بزرگ وارد می نمایند. میلیاردها دلار هزینه برای ما تولید کرده و در طول راه حرفه های بسیاری را نابود می کنند.

از آنجا که ساختار شرکت های بزرگ اغلب شبیه سیلوهاست، رفتار یاغی گری به ندرت در فضای باز مشاهده می شود. این موضوع باعث می شود هشدار و دفاع در برابر رفتارهای روانی، دشوار شود. کلید کار در وهله ی اول، جلوگیری از استخدام چنین افرادی است.

تقریبا یک نفر از  هر صد نفر روانی است، و این مسئله احتمالی آماری را به دست می دهد که تقریبا ما در طول یک روز متوسط با یکی از آنها رو در رو شویم. و این رو در رویی می تواند در طی یک مصاحبه شغلی برای شرکت اتفاق بیفتد.

برخلاف تصویر ذهنی ما، بیماران روانی چندان عجیب و غریب و جدا از اجتماع دیده نمی شوند: آنها کفش های پاشنه بلند، کفش های راحتی Gucci  و یا لباس های گران قیمت می پوشند. خودروهای معمولی می رانند. بسیاری از آنها واقعا مصاحبه ی خوبی انجام می دهند زیرا از لحاظ اجتماعی با مهارت و حسابگر هستند و با ثروت و قدرت هدایت می شوند، که می تواند برای نگاه های ناشی و تازه کار،  به عنوان جاه طلبی حرفه ای مناسب تلقی شود.

چندین الگوی رفتاری وجود دارد که می تواند یک بیمار روانی را در طول فرایند استخدام به شما نشان دهد:

 

شناسایی الگوهای روانی

بیماران روانی در درجه اول با فرد متوسط و معمولی ​​تفاوت دارند. زیرا احساسات و عواطف را به شکل رایج ندارند (یا در همه ی موارد، و یا در برخی موارد). این مسئله مانع از همدلی صادقانه می شود در حالیکه رفتار ضد اجتماعی و اعتماد نفس بیش از حد، و ایجاد یک عدم آگاهی عاطفی را تسهیل می کند. بسیاری از ما واجد شرایط شناسایی فرد نیستیم، اما هیچ متخصصی در هنگام مصاحبه با فرد متقاضی، در کنار ما نخواهد بود. با این حال، متخصص کمک می کند تا اصول اولیه در مورد بیماران روانی را درک کنیم.

به نحوه ی توصیف متقاضیان درباره ی همکاران، سرپرستان و کارکنان تازه کار گوش فرا دهید. آیا آن ها را دسته ای از افراد توصیف می کنند که همه چیز را به دست آورده اند و بر موانع و مشکلات فائق شده اند یا افرادی که مثل دستگاه و ماشین هستند؟ بیماران روانی در محیط شرکت ها از یک الگوی رفتاری پیروی می کنند، یکی از این الگوها متشکل از ارزیابی، مهارت داشتن و رها کردن است. “مفید” دانستن مردم برای پیشرفت خود، نحوه ی تعامل بیمار روانی با دیگران است. از آنجا که آنها تمایل به ایجاد ارتباط عاطفی واقعی ندارند، عدم وجود یک زاویه ی انسانی در روایت توصیفی یک متقاضی می تواند یک علامت خاص هشدار باشد.

 

به دنبال وجود یک برنامه ی شخصی و یا عدم وجود آن باشید.

بیماران روانی برای زندگی برنامه ندارند. عدم وجود اهداف روشن یکی دیگر از شاخص های کلیدی است که باید در نظر داشت. بیماران روانی تمایل دارند بدون برنامه زندگی کنند، و شما  می توانید با بررسی سابقه ی کاری متقاضی قادر به تشخیص فرد باشید. البته این کار نباید یک مکانیزم غربالگری باشد؛ زیرا افرادی با پیشینه های منحصر به فرد و متنوع برخی از عالی ترین بینش ها را برای  محل کار ما به ارمغان می آورند. اما اگر یک متقاضی نتواند یک روایت قابل باور از یک سابقه ی کار نامنظم ارائه دهد، می تواند زنگ خطری برای شما باشد.

بیماران روانی همچنین بجای نگرانی در مورد مفاهیم سطح بالا مانند معنویت، رشد عاطفی و یا تعادل کار و زندگی، تمایل دارند خود را نگران نیازهای سطحی نشان دهند. تلاش برای رضایت درونی و یا داشتن احساسی که هر فرد دیگری خواهد داشت، احتمالا در یک بیمار روانی رخ نخواهد داد. هنگام بررسی در مورد شخصیت یک فرد یا روابط حرفه ای وی، به عدم وجود این موارد توجه داشته باشید.

 

به داستان هایی که به طور قابل ملاحظه ای متفاوت هستند گوش دهید.

از آنجا که بیماران روانی افراد را به صورت جداگانه مدیریت می کنند، بررسی کنید که متقاضیان چگونه با مصاحبه گران مختلف در سراسر فرایند استخدام تعامل دارند. بدون بررسی دقیق هر فرد از نظر تفاوت های ریز و میکروسکوپی، یک روایت منسجم از میان گفتگوهای همه ی افرادی که با متقاضی مصاحبه می کنند، بسازید. بیماران روانی به طور طبیعی با موقعیت های مختلف اجتماعی وفق پیدا می کنند و در عین حال مشخص شده است که به طور کلی دارای ضریب هوشی پایین تر از حد متوسط هستند​​.

توجه دقیق به جزئیات هر آنچه که یک مصاحبه گر گفته است باید اختلاف های جدی را نمایان کند. به دنبال تغییرات تفاوت قابل ملاحظه از داستان محل کار یکسان باشید: ناسازگاری و فریب نیاز به بررسی دقیق ندارد، مهم نیست که فرد تا چه اندازه جذاب باشد. از بین بردن ساختار “سیلویی” که در آن بیماران روانی رشد می کند راه زیادی را برای دور نگاه داشتن آنها از سازمان شما، طی خواهد کرد.

 

به زبان فرد گوش دهید

به یاد آوردن این که بیماران روانی بر روی نیازهایی با سطوح پایین تر یا ” نیازهای سلسله مراتبی ” (زنده ماندن، گرسنگی، امور مالی روزانه، و …) تمرکز دارند، فرد مصاحبه گر را برای دقت در زبان عمومی که طرز فکر را منعکس کند، گوش به زنگ نگاه می دارد. همچنین به پاسخ های کوته بینانه در زمانی که مکالمه به سمت موضوعات باز (مانند اهداف و مسیرهای شخصی، اهداف بلند مدت، طرح های تشویقی و دلیل متقاضی شدن برای کار با سازمان) می رود گوش فرا دهید.

گزارش شده است که بیماران روانی تمایل دارند که در یک چارچوب “علت و معلولی” صحبت کنند و در اغلب موارد از زبان تاخیری ( “ام”، “آآ”) استفاده می نمایند. این یک شیوه ی بسیار ظریف برای شناسایی ذهن روانی است، و همچنین احتمالا باید به عنوان یکی از آخرین ابزارها برای انجام این کار باشد. بسیاری از ما از زبان مشابهی استفاده می کنیم تا به خودمان در فکر کردن وقت دهیم – در این کار زیاده روی نکنید!

 

فن آوری را در آغوش بگیرید، نه نیروی خود را!

از نظر سطحی، بیمارن روانی شرکت ها، معمولا یک رزومه خوب دارند و راه صعودی خود را طی کرده اند. ضعف های به جا مانده در مسیر چیزی است که دیده نمی شود: مثلا خراب کردن کار همکاران و آسیب زدن به کسب و کارها. به جای جذب شدن در فریبندگی های آنها، بر روی حقایق سخت و ابزارها تمرکز کنید. همیشه بررسی های پیشینه را کامل انجام دهید، با کارفرمایان قبلی صحبت کنید و به کارگیری ابزارهایی را در نظر بگیرید که کاوش عمیق تری را از شهرت متقاضی در مقایسه با بررسی جرم و اعتبار، انجام می دهد.

انواع ابزارهای یادگیری ماشینی مانند Trust Science در حال ورود به بازار هستند، تا عوامل مختلفی از جامعه سنجی را ارزیابی کنند که قابلیت اعتماد را در اختیار می گذارند از جمله توانایی، خیرخواهی، شهرت، اعتبار و صداقت. آنها پرونده های عمومی، احساسات، سوابق معاملاتی و حقوقی، و علاوه بر اینها چیزهای بی شمار دیگری مانند روابط اجتماعی و عوامل روانی را بررسی می کنند. تمام این داده های پیچیده حتی عبور حیله گرترین بیماران روانی را از فرایند استخدام شما با چالش روبرو می کند.

اگر احساس می کنید که با چنین چیزی روبرو خواهید شد با یک متخصص مشورت کنید، و به یاد داشته باشید که راه ندادن بیماران روانی به سازمان نهایتاً موجب محافظت از شما، کسب و کار و افرادی می شود که با شما کار می کنند.

نویسنده: Debby Carreau

موسس و مدیرعامل Inspired HR

 

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

درباره نویسنده

آسیه محمدی

مترجمی زبان خوندم. علایق زیادی دارم که مترجمی یکی از آنهاست. برای شروع اینکار مباحث بازاریابی (بهترین راه اثبات توانایی ها) رو انتخاب کردم. امیدوارم بتونیم با توسعه دانش در کسب و کار و زندگی شخصی مون بهتر عمل کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *