چگونه از سیستم عصبی برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا استفاده کنیم؟

بهبود استراتژی بازاریابی محتوا

 

چگونه از سیستم عصبی برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا استفاده کنیم؟

 

وقتی درباره ی راه هایی که برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا هست فکر می کنیم احتمالاً سیستم عصبی جزو معدود چیزهایی ست که هرگز به ذهن مان خطور نمی کند. اما این گزارش علمی بینش های بسیاری را درباره ی اینکه “چطور می توان برای محصول یا خدمات بازار هدف ایجاد کرد” فراهم نموده و در حقیقت، به بخشی از آن هم تبدیل شده است. ما نام آن را بازاریابی عصبی نهادیم. آن، شامل استفاده از اطلاعاتی بود که از اندازه گیری نوسانات الکتریکی مغز جمع آوری شده و برای تعاملات مثبتی که با پیام های بازاریابی داشت انجام می شد.

بسیاری از کسب و کارها قرار نیست که عصب شناسی را برای آنالیز کردن تأثیرات استراتژی بازاریابی محتوای خود استخدام کنند. اتفاقاً انواع مختلف بازخوردها، اطلاعات و نصیحت هایی وجود دارد که می توانیم از تحقیقات بازاریابی عصبی موجود بهره ببریم تا با در کنارهم قرار دادن شان، به افزایش تمرکز و برنامه های بازاریابی محتوا که به نتایج اهمیت می دهند بپردازیم. در این پست مهم ترین راه هایی را معرفی می کنیم که از طریق آنها می توان از بینش های رشته بازاریابی عصبی برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا استفاده کرد. با پدیده فکر مهتر همراه باشید.

 

۱- از Emotions (احساسات) برای بیدار کردن ذهن استفاده کنید

وقتی با احساسات شدید و قوی تحریک می شویم، ذهن ما با سرعت هرچه بیش تر پیش می رود. اگر احساسات درونی که ما حس می کنیم یک تجربه ی مثبت باشد، ذهن ما، ما را بیدار می کند و ما می توانیم از این تجربه لذت ببریم. اگر احساس درونی که حس کردیم منفی باشد، باز هم ذهن مان، ما را بیدار می کند. اما در این مورد، نحوه ی محافظت کردن را برنامه ریزی کرده و ما را در مقابل تجربه ی منفی عایق بندی می نماید.
بدین ترتیب، محتوایی که حامل احساسات قوی (مثبت و یا منفی) ست، نقش کلیدی را در فعال سازی ذهن مان بازی می کند که به نوبه ی خود باعث می شود تمایل بیش تری را به جذب و حفظ محتوایی که در مقابل مان قرار دارد داشته باشیم.

 

۲- غریزه خودآگاهی مغز را جذب کنید

ذهن ما برای خودآگاه بودن مان تکامل یافته است تا از طریق راه هایی، واکنش نشان دهیم زیرا ما را زنده نگاه می دارد (مثل غریزه ی بقا). همینطور مسئول این است که درباره ی خودمان احساس خوبی داشته باشیم. به همین ترتیب، قطعات بازاریابی محتوایی که نفسِ خواننده را نوازش کرده و احساس معتبر بودن را منتقل می کند تمایل بیش تری را در فرد ایجاد می کند تا محتوا را به خوبی دریافت نماید. همینطور این دسته از محتوا باعث می شوند تا شرایط احساسی، فیزیکی و ذهنی فرد خواننده در صلح و صفا به سر برد.

 

۳- امیال ذهن را با او آشنا کنید

دلیل اینکه می گویند برندینگ در دنیای بازاریابی بسیار قدرتمند است بخاطر امیال ذهنی ماست که دوست دارد ثبات و راحتی را که از تعاملات با جهان اطراف ما صورت می گیرد استنتاج کند. در واقع، وقتی ما الگوهای مشابه را شناسایی می کنیم ذهن ما با تولید دوپامین عصب شیمیایی لذت آور پاسخ می دهد. در دنیای بازاریابی محتوا، الگوهای مشابه شامل فونت ها، تصاویر، گرافیک ها و رنگ های انتخابی که در تولید محتوا استفاده شده می باشند.

 

۴- به ذهن کمک کنید تا از پیچیدگی پرهیز کند

بدیهی ست که باید همه ی تلاش مان را بکار ببندیم تا همه چیز را در قطعات محتوای مان، برای خواننده، ساده و واضح بسازیم. اما، آیا شما می دانستید هر چیزی که ذهن مان آن را برای پردازش ، سخت درک کرده و به صورت اتوماتیک آن را تفسیر نماید؛ پیچیده تر شده و به وظیفه ای زمانبر تبدیل می شود؟!

این یعنی ما باید از پتانسیل های همه ی موانع در دسترس که شامل انتخاب فونت ضعیف، گرافیک پیچیده و یا block of text های بسیار بزرگ است باخبر باشیم.

 

۵- با انتخاب کلمات غیرمنتظره، ذهن را سورپرایز کنید

وقتی ما در حال ساخت قطعه ای از محتوا هستیم، ذهن ما برای پردازش سریع اطلاعات در حال مخابره است که اساساً هم از طریق پیش بینی و پیش پردازش ساخت و ساز کلمات و جملاتی که انتظار ایجادشان را داشتیم صورت می گیرد. بدین ترتیب، ما قادر خواهیم بود در حالیکه هنوز هم در حال جذب کردن پیام ها و موضوع اصلی ست در میان محتوا جست و خیز کنیم.

بنابراین، در دنیای بازاریابی محتوا، ما می خواهیم از کلمات و ساختار جمله های غیرمنتظره استفاده کنیم تا اذهان را تحریک کرده و از خواب بیدار کند. برای مثال؛ اگر این جمله را بخوانید: “پول رشد نمی کند روی … ” ذهن ما بصورت اتوماتیک قادر است این جمله را با کلمه ی “درخت ” پر کند. اما اگر بجای آن، ما کلمه ی “کُتِ بابام” را قرار دهیم یعنی : “پول رشد نمی کند روی کت بابام” ذهن ما ناگهان بیدار می شود و نظرش جلب خواهد شد. پس به عنوان بازاریابان محتوا، باید بتوانیم با کلمات حتی در زبان های مختلف بازی کنیم.

هیچ سوالی وجود ندارد که ذهن ما به طور غریزی بتواند توسط نوع خاصی از انگیزش فعال شود. چالشی که با آن مواجهیم مهار کردن و هدایت نوع صحیحی از انگیزش برای ساخت بازاریابی محتوای موثرتر است. خوشبختانه، علم عصب شناسی می تواند کمک کننده ی خوبی در این مسیر باشد. به ما می آموزد که چگونه از احساسات استفاده کنیم تا ذهن مان بیدار شود. امیدوارم مطلب فوق مفید واقع شده باشد. همواره می توانید نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *