چگونه بازار مورد هدف خود را انتخاب کنیم؟

بازار مورد هدف کسب وکارتان را چگونه انتخاب کردید؟

چطور تعیین می کنید که بازار مورد هدف باید چطور باشد؟ کسب وکار شما دقیقاً از بازار مورد هدف چه می خواهد؟

 

چگونه بازار مورد هدف خود را انتخاب کنیم؟

 

بازار مورد هدف

 

وقتی یک کسب و کار جدید آغاز به کار می کند، برای همه یک سوال مشترک درباره ی کسب و کارشان پیش می آید و آن چنین است: “چه بخشی از بازار مورد هدف را مورد بررسی قرار دهیم؟

این سوال فقط به انتخاب بخش کسب و کارتان مربوط نمی شود بلکه تعداد مشتریان به دست آمده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
فکر می کنید بازار مورد هدف چه انتظاراتی را برای شما برآورده می کند؟
تقسیم بندی بازار مورد هدف اولین گام برای ایجاد یک طرح بازاریابی ست و حتی قبل از ساخت برند و تولید محصولات صورت می گیرد. هدف از تقسیم بندی بازار، شناسایی مشتریان و افزایش روند فروش است. هیچ کسی نمی تواند بدون شناسایی بازار مورد هدف خود به بازاریابی محصولات ادامه دهد. تقسیم بندی به اعضای تیم یک موسسه کمک می کند تا تیم منسجمی از مشتریان بالقوه خود را تشکیل دهند.

چگونه بخشی مهمی از بازار را انتخاب می کنید؟

برای برخی مشکل است بخش های مختلف بازار را مورد بررسی قرار دهند؛ به همین دلیل فقط یک بخش را مورد بازبینی قرار می دهند. اما این یک اشتباه از اشتباهات در زمینه بازاریابی می باشد.

دلایل تقسیم بندی بازار چیست؟

ممکن است فکر کنید تقسیم بندی بازار به انواع بخش ها فکر جالبی نیست! اما این روش برای کسب و کارهای کوچک که تازه کار خود را شروع کرده اند راه مناسبی ست. مشاغل کوچک در ابتدای راه مرتکب اشتباهاتی می شوند. پس با به کار بردن استراتژی های مختلف بازاریابی خطاهای خود را به حداقل ممکن کاهش می دهند. با استفاده گسترده از اینترنت می توانید شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و سایت ها را به کار بگیرید تا مصرف کنندگان را در انواع بخش های بازار بیابید. گاهی در یک بازارهای عمومی همه نوع قشر فروشنده و بازاریاب یافت می شوند پس نمی توانید فقط یک بخش بازار را به کارتان اختصاص دهید.

 

مطلب پیشنهادی: اشتباهات بازاریابی که شما هم مرتکب می شوید!

 

با بازاریابی انبوه بازار را به طور کامل پوشش دهید.

هر زمان یک شرکت بخواهد هدفی برای مشتریان خود اتخاذ کند سعی می کند تمام مشتریان سطح یک بازار را مورد بررسی و کنترل قرار دهد. ( بازاریابی خود را سراسری اجرا می کند) با تقسیم بندی کامل سطح یک بازار و شناسایی بازار مورد هدف درآمد شرکت و فروش افزایش خواهد یافت. بازاریاب با کشف بازار مورد هدف نمونه با کیفیت خود را به مشتری واقعی ارائه می دهد و از اتلاف زمان خود خودداری خواهد کرد. در صورتی که یک شرکت، محصول با کیفیت خود را به مشتری واقعی و مهم خود اعطا کند، صددر صد مردم با اعتماد بیش تری محصول را خریداری می کنند. شرکت هایی چون کوکاکولا، پپسی و … شرکت هایی هستند که از استراتژی بازاریابی انبوه بهره برده اند و اینک تمام قشر جامعه با محصولات آن ها آشنا هستند.

 

دو نوع بازاریابی وجود دارد که در پوشش دهی کامل بازار تاثیر دارد.

 

  • بازاریابی تکامل نیافته

این نوع بازاریابی معمولا توسط شرکت هایی امثال کوکاکولا انجام می شود. این شرکت محصولات متفاوتی را در بازار عرضه می کند اما همه محصولاتش به یک اندازه محبوب نیستند به طور مثال افراد لاغر علاقه ای به خوردن نوشابه های رژیمی این شرکت ندارند. یک مثال دیگر درباره این نوع بازاریابی: فرض کنید محصولات غذایی خود را در بازار مورد هدف اتومبیل ها به فروش برسانید، به نظرتان این کار امکان پذیر است؟ بدون شک خیر!

 

  • بازاریابی متمایز

این نوع بازاریابی به عنوان “بازاریابی قهرمان” میان همه شناخته شده است. در این نوع بازاریابی محصولاتی که ارائه می شود دارای بیمه عمر می باشد. دلیل ارائه بیمه عمر به محصولات به دلیل با کیفیت بودن آن هاست. در این بخش از بازار مورد هدف بازاریاب در جستجوی مشتریان خاص خواهد بود. یکی از فواید این نوع بازاریابی بهبود وضعیت اقتصادی کشور هاست. مشتریانی که محصولات این نوع بازاریابی را خریداری می کنند به قیمت و هزینه های آن فکر نمی کنند. تنها ملاک خرید آن ها کیفیت برتر کالا می باشد. اما این نوع بازاریابی عیوبی هم دارد، شرکت های نوساز با تولید محصولاتی مشابه برند اصلی کالاهایی را به بازار ارائه می دهند در نهایت مشتری در خرید یک برند با کیفیت دچار مشکل خواهد شد.

 

مهم ترین عامل برای انتخاب بخشی از بازار

حجم محصولات:

چه مقداری از محصولات را وارد بازار مورد هدف کرده اید؟

برای وارد کردن محصولات خود در بخشی از بازار ابتدا هزینه های مالی که برای این کار لازم است را چک کنید.

آیا سود کلانی برای وارد کردن محصولات به بازار نیاز است؟
هر کسب و کاری پس از فروش محصولات به یک سود پایدار نیاز دارد. برای بازاریابی محصولات در بازار مورد هدف، هزینه های قبل و بعد از فروش را کنترل کنید.
نرخ رشد:

نرخ رشد مهم ترین بخش یک بازار است. اگر امروز، برای کسب و کارتان از ابزارهای به روز استفاده نکنید نرخ رشد کارتان ثابت خواهد ماند. درست مانند این که لپ تاپ داشته باشید اما نرم افزار بهره وری بهتر برای کارتان را استفاده نکنید!
سود:

برخی از صنایعی که رقابت زیادی بین آن ها وجود دارد سودآور نیستند. پس هر کسب و کاری که در بازار می بینید کار مناسبی برای شما به شمار نمی رود. برای سرمایه گذاری کردن روی یک کار جدید ابتدا کار مناسب خود را بیابید که سود حاصل شده به میزان دلخواه تان باشد.
مقایسه برند از لحاظ اقتصادی:

مارک های بزرگ محصولات خود را از نظر اقتصادی با هم مقایسه می کنند. گر چه مقایسه برخی برندها با هم از لحاظ کیفیت دشوار است اما برای مقیاس اقتصادی ضروری به شمار می رود. مقایسه برندها به شما کمک می کند در تعیین یک بخش بازار که پرطرفدار است موفق تر عمل کرده و کسب و کارتان گسترش یابد.

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۴/۵]

درباره نویسنده

انسان باید توانایی های خودش را در علاقه مندی هایش امتحان کند. آشنایی با رموز موفقیت در کسب و کار هم از جمله علاقه های بنده برای آغاز این مسیر هست. از کنار انسانها به راحتی رد نشویم! شاید هریک نشانه ای باشد برای تغییر آینده ی ما

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar