چگونه به کارکنان دور از دسترس خود اعتماد کنیم ؟

چگونه به کارکنان دور از دسترس خود اعتماد کنیم ؟

 

چگونه به کارکنان دور از دسترس خود اعتماد کنیم ؟

شما یا در حال مدیریت یک کسب و کار هستید یا مشغول هدایت یک تیم! شما نیاز دارید که کارکنان تان رازهای شما را نزد خودشان نگه داشته و از دارایی های شما محافظت کنند.

اعتماد مثل کالاهای تعویض پذیر نیست که قابل خرید و فروش باشد. هر چیزی هم که نرم افزار داشته باشد حداقل می دانیم که اعتمادسازی چنین برنامه ای ندارد! و حتی وب سایت یوتیوب با این ویدئوهای موفق خودش قادر نیست اعتمادسازی را به ما آموزش دهد.

یافتن اعتماد، نه تنها سخت است؛ بلکه ترسناک تر نیز می شود. مطالعات تحقیقاتی Pew ، دریافت که تنها ۴۰ درصد از افراد (کسانی که در سال های پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمده اند) معتقدند که مردم می توانند مورداعتماد واقع شوند. اما وقتی که همین سوال را از جوانان نسل هزاره پرسیدند این رقم به ۱۹ درصد کاهش یافت.

ارنست همینگوی مشهور گفته است: با ارزش ترین راه برای اینکه بدانیم کسی مورداعتماد است یا خیر، این است که به او اعتماد کنیم! ما دقیقاً نمی دانیم منظور همینگوی از این حرف چه بوده، اما باید بخاطر بیاوریم که او در عصری این سخن را گفته که هک و جاسوسی ها در شرکت های بزرگ رخ نمی دادند!

تصورات ما از وفاداری کارکنان در سال های ۱۹۵۰ میلادی به تدریج با فرسایش اعتماد در محل کار همراه شده است.  قبل از اینکه مشکل را شناسایی کنید، ابتدا دریابید که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

نیروی انسانی دور از دسترس

زیر سایه ی تکنولوژی های کم هزینه که بطور مرتب در حال افزایش اند، ما دسترسی گسترده به سراسر اینترنت و بازارهای جهانی داریم و در گذشته اینطور نبود که افراد بتوانند با حضور در منزل کارهای خود را به محل کار ارائه دهند. نتیجه ی این کارها، نیروی انسانی دور از دسترس بود که غیرمتمرکز و از فرهنگ سازمانی مجزا می باشد. یعنی یک پروژه تیمی می تواند شامل افرادی باشد که از ملیت های مختلف با اختلاف های زمانی متفاوت حضور داشته باشند.

اما موضوع اصلی اینجاست که وقتی ارتباطات با فاصله و دور از دسترس باشند اعتمادسازی، یک کارِ خیلی سخت خواهد بود.

تهدید به حملات سایبری

تاکنون در تاریخ، زمانی نبوده که شرکت ها مورد تهدید حملات شخص سوم قرار بگیرند. امروزه تهدیدات سایبری و جاسوس صنعتی همیشه در بالاترین حد خود بوده و در خط اول دفاع، پایگاه کارکنانی ست که معمولاً فاقدِ مهارت و دانش محافظت از شرکت است. در اینجا آمار تأمل برانگیزی ارائه می شود:

تقریباً ۶۰ درصد از شرکت ها نمی توانند حملات حرفه ای و پیچیده را تشخیص دهند. همین بررسی هم نشان می دهد که تقریباً همین مقدار از شرکت ها کارکنان را به عنوان منبع احتمالی حملات درنظر می گیرند.

بهترین سیاست های امنیت سایبری، به قدرتِ ضعیف ترین متصل است. در بسیاری موارد، ضعیف ترین متصل، همان کارمندی است که بطور خودگردان و دور از دسترس در حال فعالیت می باشد. وقتی کارکنان برای حفاظت از اموال شرکت قابل اعتماد نباشند عواقب آن مصیبت بار خواهد بود.

راهکارِ آن، اعتماد سازی ست که چندان هم راحت نیست! اعتماد چیزی نیست که بتوان با نصیحت کردن آن را ساخت. اگر می خواهید اعتماد را در کارکنان بسازید باید آن را در هر دو سطح سازمانی (سیاست ها و شیوه ها) و افراد (مدیریت) ایجاد نمایید.

تکنولوژی قصد ندارد “اعتماد” ایجاد کند. اما می توان از آن برای اجرا کردن رفتارهای قابل اعتماد استفاده کرد. مثال هایی را باهم می بینیم:

سیستم مدیریت فایل و اسناد می تواند سطوح مختلفی از دسترسی را براساس اولویت های کارکنان فراهم کند. نرم افزار مدیریت پروژه با گردش کار واضح و شفاف می تواند هرکسی را که در تیم حضور دارد به روز کرده و از پیشرفت همکاران آگاه نماید. نرم افزار مدیریت زمان هم می تواند تعداد ساعات صرف شده روی کار خاصی را دنبال کند. اما به خاطر داشته باشید که این راهکارهای تکنولوژی جزو راهکارهای کم ارزش است و استفاده از این امکانات لزوماً اعتمادسازی را در کارکنان برای شما به ارمغان نمی آورد. همانطور که گفته شد هیچ وسیله و نرم افزاری برای ایجاد اعتماد در فرهنگ سازمانی وجود ندارد مگر اینکه سازمان و مدیرهای انفرادی برای ایجاد آن اقدام نمایند.

ارتباط، کلید اصلی است

در ابتدا، غیرواقعی ست که ارزش های سازمانی را بدون ایجاد فرهنگ سازمانی بسازید که این ارزش ها را منعکس کند. برای شما، اعتمادتان اهمیت دارد، سپس نیاز به ارتباط با این کارکنان دارید. اگر حالت اولیه ی ارتباطات به صورت هفته ای با کنفرانس تلفنی ست، انتظارات خود را با دقت درنظر بگیرید. اگر مدیر هستید کارکنان تان را به عنوان یک انسان بشناسید؛ سپس تعهد و همکاری خود را در هر دو سطح شغلی و شخصی بروز دهید. راه هایی را برای تیم های خود بیابید که با یکدیگر ملاقات کرده و زمان هایی را در وضعیت گروهی باهم سپری کنند. بدین ترتیب، شما می توانید پیوند شخصی ایجاد کرده و اعتماد را بسازید.

ثانیاً، افراد قابل اعتماد را استخدام کنید. اگر اعتماد اولویت شماست، از کسی که استخدام کردید اطمینان حاصل کنید که قابل اعتماد باشد. این حرف بدین معنی نیست که گزینه ی “قابل اعتماد بودن” را به لیست مهارت ها و درخواست هایی که از داوطلب شغل دارید اضافه کنید! قابل اعتماد بودن یک ویژگی بی دوام است. با این حال، در طول فرآیند استخدام می توانید سوالاتی را بپرسید یا تمرین شبیه سازی شده ایجاد کنید تا ببینید که آیا به نظر می رسد این شخص این ویژگی را درون خود دارد یا خیر! ثالثاً، در عصری که امنیت شغلی و صداقت کارکنان کمتر شده است باید راه هایی را برای پاداش رفتارهای خوب بیابید. این می تواند در قالب یک پاداش محسوس برای دستیابی یا انتظارات مفرط یا شناخت عمومی جلوی کارکنان دیگر یا مدیریت باشد.

امیدوارم این مطلب موردتوجه شما قرار گرفته باشد. می توانید نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

1
دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar
1 نویسندگان دیدگاه
سينا
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
سينا
مهمان
سينا

مدیریت به دست کسانی خطا ست
که دست ها پشت او به هوا ست