چگونه در رقابت بین نامزدهای سیاسی موفق شویم؟

رقابت بین نامزدهای سیاسی در این ایام داغ شده و اخبار و رسانه ها به انتشار هر چه بیش تر خبرها پرداخته و آتش آن را افزون تر می کنند.

 

چگونه در رقابت بین نامزدهای سیاسی موفق شویم؟

 

رقابت بین نامزدهای سیاسی

نکاتی کارساز برای بردن رقابت در میدان رقابت نامزدهای سیاسی

توصیه های زیر برای نامزدهایی ارائه شده که وارد مبارزات انتخاباتی می شوند. هنگامی که هر یک از آنها را می خوانید، درنگ کرده و درباره ی معنا و چگونگی بهره مندی از آن ها در تفکرات و مبارزات خود فکر کنید.

 

اجازه ندهید که روزهای سخت شما را ناامید کنند

هر روز، اخبار بد خواهید شنید. اگر آن، چیزی است که باید با آن مقابله کنید، پس فورا انجامش دهید. اگر نمی توانید چیزی در مورد آن انجام دهید، فراموشش کرده و به راهتان ادامه دهید. نامزدها روزهای سخت و بدِ زیادی دارند. پس انتظار آن روزها را داشته باشید، از آنها عبور کنید و ادامه دهید.

 

همیشه خونسرد باشید

مبارزات هرج و مرج ها و رویدادهای غیر منتظره ای را به همراه دارند. اجازه ندهید که این رویدادها شما را از پیام و برنامه تان دور کنند. خود را کنترل کرده و فقط هدف خود را دنبال نمایید.

هدف از کاندید بودن برنده شدن در انتخابات است.

کاندید شدن آزاد گذاشتن ضمیر نیست تا افراد شما را دوست داشته باشند و یا به دشمن شما تبدیل شوند. هدف، به دست آوردن رای بیش تر نسبت به مخالفان است. قطعا نه چیزی بیش تر و نه چیزی کم تر!

مهم نیست که چقدر سخت تلاش می کنید، شما نظر همه را جلب نخواهید کرد و همه شما را قبول نخواهند داشت.

این مسئله در مورد هر سیاستمداری صادق است، حتی محبوب ترین و مقبول ترین آنها!  بنابراین، تعداد آرائی که نیاز دارید محاسبه کنید، سپس تلاش کنید آن را به دست آورید. انتخابات رقابت بین افراد محبوب نیست، بلکه بیش تر یک مبارزه استراتژیک تعریف می شود.

اگر می خواهید فعالیت سیاسی داشته باشید، هرگز اجازه ندهید که شکست شما را متوقف کند.

در عوض از شکست ها درس بگیرید و آنها را در مبارزات انتخاباتی بعدی خود به کار بندید. برخی از موفق ترین سیاستمداران  درد شکست را در طول راه متحمل شده اند. حال بیایید به برخی موارد نگاهی داشته باشیم.

 


آبراهام لینکلن در اولین انتخابات خود برای مجلس ایالتی ایلینویز، شکست خورد. قبل از اینکه او در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۸۶۰ موفق شود، دو شکست را در مجلس سنی ایالات متحده تجربه کرده است.

فرانکلین روزولت نامزدی حزب دموکرات ایالات متحده سنا در نیویورک را بخاطر ریزش آرا در سال ۱۹۱۴ از دست داد و شش سال بعد هم معاونت ریاست جمهوری را بخاطر ریزش آرا از دست داد. مدت کوتاهی پس از آن، او به فلج اطفال مبتلا و از کمر به پایین فلج شد. اما این بیماری که او را از بازسازی فعالیت های سیاسی خود دور نکرد. در سال ۱۹۲۸، او به فرمانداری نیویورک و در سال ۱۹۳۲، به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. او در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری و برای بار دوم ریاست کاخ سفید را با ارای بیش سابقه ی ۳ برابری به دست آورد.

ریچارد نیکسون پس از شش سال تلاش و رسیدن از یک جوان تازه کار به عضویت سنای ایالات متحده و معاونت رئیس جمهوری، در سال ۱۹۶۰ ریاست جمهوری را با فاصله ی بسیار ناچیزی از دست داد. دو سال بعد، فرمانداری کالیفرنیا را از دست داد و روز بعد در یک صبح تلخ کنفرانس مطبوعاتی، جمله ی معروف خود را بیان کرد: “دیگر بیش از این نمی توانید ریچارد نیکسون را پس بزنید” . شش سال پس از آن تحقیر، برای ریاست جمهوری انتخاب شد.

رونالد ریگان، قبل از آنکه در سال ۱۹۸۰ برنده ریاست جمهوری GOP  باشد، در دو تلاش خود یعنی سال های ۱۹۶۸ و ۱۹۷۶ شکست خورده بود.

جورج H.W. بوش دو رقابت مجلس سنای ایالات متحده را در تگزاس و یک پیشنهاد نامزدی حزب جمهوری خواه ریاست جمهوری را ، در سال ۱۹۸۰ و  قبل از آنکه به عنوان معاونت رئیس جمهور و سپس رئیس جمهور انتخاب شود، از دست داده بود.

بیل کلینتون در اولین رقابت خود برای کنگره شکست خورد. او به عنوان دولت دادستان کل و فرماندار انتخاب شد. اما پس از آن برای اولین بار در انتخاب مجدد فرمانداری آرکانزاس با عدم موفقیت روبرو شد. این موضوع او را متوقف نکرد. پس از آنکه مدتی از کار کناره رفت، دوباره بازگشت و در انتخابات فرمانداری از کسی که قبلا موجب شکست او شده بود، پیش افتاد.

رییس جمهور، جورج دبلیو بوش نیز مانند کلینتون، اولین رقابت خود را برای کنگره از دست داد. هجده سال بعد، او به دنبال حکومت تگزاس بود، و آن را به دست آورد. تنها شش سال بعد از آن پیروزی، که اولین پیروزی اش بود، به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

و اما دو نامزد ریاست جمهوری! درست هشت سال قبل از ریاست جمهوری یعنی در سال ۲۰۰۰، باراک اوباما انتخابات اولیه ی حزب دموکرات را  به منظور حضور در کاخ ایالات متحده نمایندگان با اختلاف ۲ به ۱ از دست داد. همچنین، جان مک کین نامزدی حزب جمهوری خواه نیز در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ شکست خورد.

همه این نامزدها – که به  بالاترین سطح موفقیت سیاسی آمریکا دست یافتند – می توانستند اجازه دهند که شکست آنها را نابود کند اما این کار را نکردند. در عوض، آنها عزم خود را جزم کردند، کارشان را از نو آغاز نمودند و به پیروزی نهایی دست یافتند.

نتیجه ی اخلاقی داستان: وقتی که شکست می خورید دست از تلاش نکشید. همیشه روز دیگر و مجموعه ی دیگری از فرصت ها وجود دارند.


 

از هر رأی دهنده ای کمک بخواهید.

هیچ کس را از دست ندهید. این افراد شامل پیشخدمت ها، مسئولین پارکینگ، راننده های اتوبوس، سرایداران، همسایه ها، دندانپزشک شما، مربی فوتبال فرزندتان، و کارمند بانکی است که وجوه نقدی خود را به او می دهید تا به حساب تان واریز کند.

وقتی کسی میگوید قصد رأی دادن به شخص مخالف شما را دارد عصبانی نشوید.

از کوره در نروید، مهم نیست که فرد چقدر خشن و یا گستاخ باشد. نامزدهایی که از خشم و نفرت پر هستند بازنده اند. همچنین نمی دانید که دشمنِ امروز ممکن است حامی فردا باشد! به مردم این فرصت را بدهید که دوست و حامی شما باشند.

 

گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید.

فقط سر خود را به منظور نشان دادن شنیدن حرف های دیگران تکان ندهید، در واقع نباید به حرف های دیگران کم اهمیتی کنید. حقیقتا به آنچه که برای گفتن دارند گوش فرا دهید. بهترین سیاستمداران کسانی هستند که، وقتی آنها را ملاقات می کنید، به نظر برسند که همه چیز و همه کس را کنار زده اند و عمیقا بر روی شما، حرف های تان و نحوه ی ارائه ی راه حل تان برای مسائل، تمرکز کرده اند.

 

اصول اولیه را به یاد داشته باشید؛ آنها را به نحو احسن انجام دهید.

در مبارزات مدرن، همه می خواهند هوشمندانه، پیچیده و خلاقانه عمل کنند و در مبارزات شانه به شانه ای که از آخرین تکنیک ها و ابزار استفاده می کنند، موفق شوند. اما در تلاش برای انجام این کار، اصول اولیه را فراموش نکنید: یک استراتژی شفاف و  ساده ایجاد کنید و به آن پایبند باشید. یک پیام قوی نوشته و از آن استفاده کنید. مستقیما به جمع مردم بروید و از آنها برای پیروزی تان کمک بخواهید. اجازه دهید که رای دهندگان شما را بشناسند و برای چیزی که اهمیت دارد ایستادگی کنند. افراد جدید را وارد روند سیاسی کنید. اصول اولیه برندگان را از بازندگان و کمپین های متوسط را ​​از کمپین های بزرگ جدا می کند.

 

تشکر کردن را هرگز فراموش نکنید!

بسیاری از مردم به مبارزات انتخاباتی شما کمک خواهند کرد و شما باید از آنها تشکر کنید. چه با ابراز قدردانی باشد و چه با نوشتن دست خط تشکر! همیشه قدردانی خود را به حامیان، داوطلبان، همکاران، و کارکنان نشان دهید. جورج H.W. رئیس جمهور سابق بوش بخاطر نوشتن نامه ی تشکر از آشنایان و حامیان خود مشهور است. در طول این سالها، این یادداشت ها در تعداد زیادی جمع آوری و به بخش بزرگی از موفقیت او تبدیل شدند.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴/۵]

درباره نویسنده

مترجمی زبان خوندم. علایق زیادی دارم که مترجمی یکی از آنهاست. برای شروع اینکار مباحث بازاریابی (بهترین راه اثبات توانایی ها) رو انتخاب کردم. امیدوارم بتونیم با توسعه دانش در کسب و کار و زندگی شخصی مون بهتر عمل کنیم.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar