چگونه فردی خاص و موفق باشیم؟

چگونه فردی خاص و موفق باشیم

 

هر کسی که به یک موفقیت واقعی در کسب و کار دست یافته، کسی ست که با محیط سازگار نبوده! یا به عبارتی، غیرمتجانس با محیط بوده است. دقیقاً کسی که یک زندگی خارق العاده دارد هم همینگونه است. هر معلم، هنرمند و رهبرِ شگفت انگیزی چنین زندگی را از آنِ خود کرده است. همه ی آنها غیرمتجانس با محیط هستند. البته واژه ی سازگاری در این مطلب، شاید قادر نباشد مفهوم و منظور اصلی را منتقل کند. زیرا سازگاری با محیط، خودش مهارت دیگری ست که بعدها در مقاله ای مجزا می توانیم درباره ی آن صحبت کنیم. اما منظور ما در این مطلب، این است که بگوییم: اگر همه چیز یکنواخت و یکسان پیش برود، چیزی باعث پیشرفت نخواهد شد و در عین حال، برای اینکه در میان رقبا و سایرین برجسته تر و منحصربفردتر به نظر برسیم لازم است روی انحصار ویژه ی خودمان تمرکز کنیم.

خب چرا اینها را می گویم؟

مزایای عظیم نامتجانس بودن با محیط

صاحبان کسب و کاری که با محیط سازگار نیستند، مزایای فوق العاده باارزشی را نسبت به دیگران دارند. این یک راه آسان به سمت موفقیت برای آنها فراهم می کند.

  • آنها تأثیرگذارند
  • آنها موردتوجه قرار می گیرند
  • از نظرِ مردم، آنها انسان های جالبی هستند
  • مردم آنها را به خاطر می سپارند
  • مردم آنها را دنبال می کنند
  • مردم درباره ی آنها صحبت می کنند
  • پیام های این افراد، گسترش می یابد
  • آنها بیش تر از توجه، جذب هم می کنند

مردم آثار Andy Warhol را بخاطر اینکه به دنبال هنر هستند، نمی خرند! آنها آثارِ این شخص را خریداری می کنند چون دقیقاً آثارِ Andy Warhol را می خواهند. مردم جدیدترین کتاب JK Rowling را نمی خرند بخاطر اینکه کتاب بخوانند. آنها جدیدترین کتاب این نویسنده را خریداری می کنند چون دقیقاً به دنبال آخرین کتاب خودِ این شخص یعنی JK Rowling هستند.

اگر مردم فقط به دنبال “هنر” یا “کتاب” بودند، Warhol و Rowling هم باید مثل سایرین برای جذب توجه مردم رقابت می کردند. مردم بخاطر یگانگی و منحصربفرد بودن آنهاست که به دنبالشان هستند. بدین جهت، مخاطبان زیادی برای کارهایشان هست.

حالا، این موضوع چرا برای شما اهمیت دارد؟

اگر شما، ارائه دهنده ی سرویس هستید و به کسانی که به دنبال استخدام کردن یک سرویس دهنده هستند؛ متکی باشید، همیشه در حال ستیز خواهید بود. زیرا شما زمانی برنده اید که مردم بخواهند فقط و فقط شما را بخاطر خودتان استخدام کنند نه بخاطر سرویس دهنده بودن تان!

بسیاری از مردم، برای مطابقت یافتن با چیزی درگیر شروط زیادی می شوند و ایستادگی کردن هم برای آنها بسیار سخت و دشوار به نظر می رسد. مدرسه به کودکان می آموزد تا مطابقت داشته باشند. اساتید و دانشجویان زندگی را برای کودکان هم به نحوی دیگر سخت تر می کنند. بنابراین کودکان هم به سرعت مطابقت یافتن را می آموزند.

در همین حین، افراد بالغ کارهایی را انجام می دهند که فکر می کنند از آنها انتظار می رود. سپس خودشان را در اقیانوسی مملو از رقبا می یابند. رقبایی که آنها هم کارهایی که از آنها انتظار می رفت را انجام داده اند. این نباید بدین طریق پیش برود!

شما یک غیرمتجانس با محیط هستید، تنها اگر بخواهید!

هیچ سؤالی وجود ندارد که بتواند تعیین کند شما تواناییِ تبدیل شدن به یک فردِ ناسازگار را دارید یا خیر. شما از قبل، منحصربفرد هستید. با مجموعه ای از تجربه های شخصی، افکار و احساسات منحصربفرد، خاص هستید. با این حال، صاحبان کسب و کار که منحصربفردیِ خود را قبول دارند بسیار کم اند. حتی بسیار کم تر از ۱ درصد!

این حقیقت است که صاحبان کسب و کار بسیار کمی، تمایل به غیرمتجانس بودن دارند. بنابراین، شما این فرصت فوق العاده را دارید. تنها سؤال اینجاست: چه چیزی را آماده کرده اید تا با آن انجام دهید؟!

 

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۴.۲/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

3 نظر

  1. علی

    سلام من همیشه مقالات سایت شما را می خونم و واقعا عالی هستند بسیار روان و تاثیر گذار و بالاخره حرف دل من تو این سایت گفته شد
    خدا می دونه چقدر سر این موضوع با اطرافیان سر و کله زدم و می زنم 🙁
    مشکل اینجاست که مردم سعی در پامال کردن این گونه افراد دارند چون نمی تونند در جایگاه این اشخاص قرار بگیرند و این هجوم بی وقفه خیلی از افراد غیر متجانس را انطباق پذیر می کنه و باعث می شه اون ها هم از خاص بودن دست بردارند تا کمتر در معرض این گونه حرف و حدیث ها از اطرافیان ……. باشند.
    ممنون می شم اگر مقالات بیشتری با این مضمون ارائه بدید.
    با تشکر

    پاسخ
    1. سحر اعتباری
      سحر اعتباری

      سلام و خیلی ممنون بخاطر محبت تون، خیلی خوشحالم که دوست داشتین.
      من خودمم با نظر شما موافقم و البته فکر می کنم که ما مردم، هنوز یجورایی ظرفیتِ تغییر رو نداریم، وقتی کسی به طرز خاص ظاهر میشه سعی میکنیم اونو نابود کنیم چون از احتمالات آتی می ترسیم و … اما بعدها می بینیم که چقدر هم خوب شده. به هرحال، گمان میکنم این یک مرحله هست که همه باید ظرفیتش رو طی این بدست بیاریم. بازم مرسی، امیدوارم بقیه مقالات هم موردتوجه قرار بگیره.

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *