چگونه کار تیمی می تواند خلاقیت را در افراد به کشتن دهد؟

کار تیمی مانع خلاقیتخلاقیت در کار تیمی

امروزه در بسیاری از سازمان ها، کارها در قالب تیم های مختلف سازماندهی شده اند. چیزی که به نظر منطقی می رسد این است که کار کردن در یک تیم (عضو گروه بودن) خلاقیت بیش تری را نسبت به کار انفرادی در پی داشته باشد. اما هنوز، آنچه که تحقیقات نشان می دهد عکسِ این است. یعنی کار گروهی مانع از بروز خلاقیت شده و حتی خسارت نیز وارد می کند. چرا؟

یکی از دلایل این است که کسانی که تحت پوشش کار گروهی هستند بازده کمتری از خود بروز می دهند و حتی گاهی اوقات از این اتفاق خرسندند زیرا یک برابری را در خود می بینند. این رفتار توسط پروفسور فرانسوی Max Ringelmann در دهه ی ۱۹۸۰ به وجود آمده است. مطالعات او نشان می دهد که افراد در گروه ها تلاش کم تری از خود نشان می دهند تا زمانی که به صورت انفرادی مشغول انجام کاری می شوند. از زمان مطالعات این شخص، تا دوره های بعدی این موضوع تو سط افراد مختلفی موردبررسی قرار گرفت و نتایج مشابهی حاصل آمد.

Bibb Latanne و Samuel Wolf نتایج مطالعات خود را در دهه ی ۱۹۸۰ منتشر کردند که نشان می داد به هنگام گسترش اندازه ی تیم کاری، ظرفیت کاری کاهش می یابد. این اثر، در بسیاری از فرهنگ ها و کشورهای مختلف در سراسر دنیا به دست آمد.

مطالعات نشان می دهد که وقت هدردادن خسارت آورترین چیزی ست که از بازدهی می کاهد. توضیحات زیر نیز حاصل این مطالعات می باشد:

– کسانی که در گروه هستند انتظار دارند که دیگران نیز وقت کشی و تنبلی کنند، زیرا تنبلی آنان نیز باعث وقت کشی خودشان می گردد.

– وقتی گروه ها گسترده باشند، انفرادی ها ناشناس تر باقی می مانند و احساس نامرئی بودن به آنها دست خواهد داد.

– معمولاً گروه ها از استانداردهای تعریف شده برخوردار نیستند. بنابراین،‌ هیچ انتظارات کاملاً مشخص و معینی برای انجام کارها در آنها هویدا نمی گردد.

براساس تحقیقات S.J. Zaccaro و Stephen Worchel وقت کشی و تنبلی همینطور اثرات منفی در بازدهی درون گروه ها می تواند با توجه کردن به بررسی وظایف گروهی توسط تک تک اعضای گروه کاهش یابد.

در حالت مشابه، مطالعات S.M. Siegel نیز نشان می دهد که بدلیل اثر “پیروی” در گروه ها، خلاقیت نیز در بین آنان کاهش می یابد. در مطالعه ای که توسط روانشناس Natalie Allen در دانشگاه Western Ontario و Tracy Hecht و همینطور در بخش مدیریت دانشکده John Molson در دانشگاه Concordia انجام شد؛ عنوان “داستان تیم” به خود گرفت. این تحقیق، درباره ی درک پایه های روانی و پیامدهای آن بوده و در مجله ی روانشناسیِ شغلی و سازمانی در سال ۲۰۱۰ چاپ شد.

در این مقاله، نویسنده درباره ی بسیاری از ادعاهایی که در مطبوعات محبوب و شبه-علمی درباره ی تاثیر و اثربخشی فوق العاده ی کارهای تیمی منتشر شده بحث می کند. این در حالی ست که داده های تجربی که از این ادعا حمایت می کند تفاوت چشمگیری با گفته ی آنان دارد. آنها بر مثالی از مطالعات انجام شده بر روی گروه “طوفان ذهنی” استناد می کنند – گمان می کنند که باید بازدهی بیش تری داشته باشد – ایده بسیار کم تری را در مقایسه با تلاش های افرادی که انفرادی کار می کنند تولید می کند.

پیامد این تحقیقات، برای مدیر و رهبران سازمان ها چیست؟

Allen و Hecht موارد زیر را پیشنهاد می کنند:

– از اصرار کردن برای استفاده از “تیم” در هر مسئله ای، دوری کنید. برای انجام بسیاری از کارها، به چنین چیزی نیاز نیست!

– از اینکه قصد کنید هرکسی را درون گروه جای دهید دوری کنید. گاهی اوقات وسعت تیم، برای بازدهی خسارت آورتر است.

– از کافی بودن سیستم های حمایت کننده و منابع برای تیم اطمینان حاصل کنید.

– سیستم های مالی و سایر سیستم های پاسخگویی را برای تیم فراهم کنید.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴/۵]

درباره نویسنده

Avatar

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar