چگونه یک ذهن خلاق داشته باشیم؟

ذهن خلاق چیزی ست که در این عصر به شدت به آن نیاز داریم و باید بتوانیم قابلیت و بهره وری آن را افزایش دهیم. در این پست، علت اینکه چرا ذهن مان از نهایت بهره وری اش استفاده نمی کند، چرا همیشه با اینکه زمان زیادی را صرف کارها می کنیم باز از اتمام آنها باز می مانیم بررسی می کنیم.

 

چگونه یک ذهن خلاق داشته باشیم؟

ذهن خلاق

اکثر اوقات احساس می کنید که از کارهای خود عقب افتاده اید؟ استرس زیادی را در طول روز تجربه می کنید؟

حتی بسیاری از کارکنان، کارآفرینان و مدیرعاملان شرکت های برتر نیز در مصاحبه های مختلف گفته اند که فکر می کنند کارهای خیلی زیادی را در طول یک روز قادرند انجام دهند اما در پایان، تنها با نیمی از کارهایی که به انجام رسانده اند خسته و ناامید محل کارشان را ترک می کنند! خیلی از ما به همین صورت در تنظیم برنامه ها، آن را خیلی دستِ بالا می گیریم و در آخر وظایف خیلی کمی را به پایان می رسانیم. در صورتی که واقعاً هم در طول روز کاری سرمان شلوغ بوده و درگیر بوده ایم! پس چطور نتوانستیم همه ی برنامه را به درستی انجام دهیم؟ اشکال کار کجاست؟

 

فلسفه ی اینکه چرا ما سرمان شلوغ است؟

Graham Young سخنران، مشاور و مربی می گوید: صادقانه بگویم که من بطور طبیعی خیلی آدم بی نظم و آشفته ای هستم. در گذشته خیلی مدیریت سیستم زمان را تمرین کردم اما برایم کارآمد نبود. برای همین ساعت های طولانی را با تلاش زیاد کار می کردم و همیشه پشت برنامه قرار می گرفتم. در آخر به این درک رسیدم که موضوع نوع سیستمی که من استفاده می کنم نیست! این روش ها همیشه به شکست منجر می شوند اگر من نحوه ی تفکرم را تغییر ندهم!

سپس شروع کردم به کندو کاو در گذشته و درباره ی رفتارهای انسانی تحقیق کردم. آنچه که یافتم رایج ترین و باور ترس ما انسان ها، جمله ی “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بود. این باورها اغلب در کودکی ما -وقتی به انواع مختلف سختی و مشکل مواجه می شدیم- شکل گرفته اند. شاید طلاق باشد شاید بددهنی! کودکان معمولاً خودشان را سرزنش می کنند و برای آنچه که رخ داده خودشان را مسئول می دانند.

در نتیجه، این باورِ اشتباهِ “به اندازه ی کافی خوب نبودن در ضمیر ناخودآگاه مان ضبط شده و در ادامه ی زندگی ما را همراهی می کند.

 

چگونه باورهای ما روی بهره وری ما تاثیر می گذارد

متأسفانه بسیاری از باورهایی که امروز با خودمان حمل می کنیم از کودکیِ ما سرچشمه گرفته اند. ذهن ناهوشیار مثل یک دستگاه ضبط کننده بخش وسیعی از افکار ما را کنترل می کند. پس وقتی بگوییم “من به اندازه ی کافی خوب نیستم” بطور مکرر در پس زمینه ی ذهن مان قرار می دهد و شاید ما متوجه هم نباشیم! اینجاست که ذهن خلاق دچار معضل می شود.

هر روز که به سمت میز کار خود حرکت می کنید ذهن ناخودآگاه می گوید “تو به اندازه ی کافی خوب نیستی؛ تو باید خیلی بیش تر کار کنی، اگر به اندازه ی کافی کار نکنی؛ اتفاق بدی ممکن است رخ دهد …”

برای مبارزه با این تفکر منفی، این اهداف غیرواقعی را تنظیم می کنیم و هر روز به وظایف زیادی که روی تقویم ایجاد کرده ایم مواجه می شویم. انجام اینکار هر روز احساس خوبی در ما ایجاد کرده و به ما انگیزه می دهد تا کارها را به خوبی به پایان برسانیم.

اما متأسفانه این فرآیند خیلی مواقع با کارهای ناتمام منجر شده و وقتی دفتر کار خود را ترک می کنیم اعتماد به نفس ما را کاهش می دهد.

بزرگ ترین چالش این است که مهم نیست ما چندبار به خودمان بگوییم که باید کارهایمان را کم تر کرده و اینقدر احساس پرمشغله بودن نکنیم. این کار هیچوقت نتیجه نمی دهد زیرا ذهن ما از اینکه به اندازه ی کافی کار نکنیم؛ می ترسد! این با کارهای کافی انجام ندادنِ ما در کودکی -به هنگام تجربه ی سختی ها- ارتباط دارد و هرکاری را برای نادیده گرفتن این حس انجام خواهد داد.

 

راهکارهایی برای ایجاد ذهن خلاق

۱- بخاطر بسپارید که مغزتان شما را گول می زند

وقتی روز خود را برنامه ریزی می کنید همیشه بخاطر داشته باشید که مغزتان در شما احساسی ایجاد می کند که انگار باید کارهای خیلی بیش تر از حالت واقعی و وضعیت ممکن انجام دهید. در صبح ها، باید به خود یادآوری کنید که یک قدم به عقب برگشته و زمان بیش تری را برای ارزیابی اولویت ها صرف کنید. ایجاد شدن ذهن خلاق نیازمند چنین شرایطی است.

 

۲- تحسین اینکه در برآورد کردن زمان، اصلاً مهارت ندارید

یکی از قدرتمندترین چیزها این است که باور کنید در برآورد کردن مقدار زمانی که هر وظیفه به طول می انجامد خیلی بد هستید و اصلاً مهارت ندارید. خیلی ها، زمان کم تری درنظر می گیرند و توانایی های خود را دست بالا می بینند. این حس معمولاً به “دیر کردن، ناامیدی و نرسیدن به برنامه ها” را منجر می شود. درک این موضوع باعث می شود برنامه ی واقع بینانه تری برای روزهای خود بنویسید.

۳- نحوه ی گفتن “نه”!

همیشه این باور را که گفتن “بله” موجب استرس می شود را قبول کنید. دلیل اینکه موقع گفتن نه، لحظات سختی را سپری می کنیم این است که می ترسیم اجازه دهیم دیگران شکست بخورند و نگرانیم که به عنوان یک شخص لایق و سررشته، شناسایی نشویم. بنابراین از درخواست ها استقبال می کنیم.

مطلب پیشنهادی: چطور بدون عذاب وجدان “نه” بگوییم؟

 

روی این حقیقت که “شما به همان کار، نه می گویید، نه به خود آن شخص” تمرکز کنید. جواب منفی دادن به یک کار و وظیفه خیلی ساده تر از گفتنِ آن به یک شخص است. شما می توانید این وضعیت را برای فرد  مقابل تشریح کرده و شفاف سازی کنید تا شرایط شما را بهتر درک کند.

 

 

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۳.۲/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *