کارآفرینان و اولین اشتباه بزرگ شان

cstland-mistakes

 

اشتباهات کارآفرینی

در این پست کارآفرینان به اشتباهات احمقانه ای که در گذشته مرتکب شدند و فکر می کردند شرکت شان را نابود می کند نگاهی می اندازند. باهم این سه درس را مطالعه می کنیم:

 

Sandy Chilewich

موسس و کارگردان خلاق Chilewich

“قبل از سال ۲۰۰۰، وقتی که به تازگی شروع کرده بودم به یک خریدار در Bloomingdale جهت فروش یکی از کارهایم (زیربشقابی) ایمیل زدم. من نمی دانستم که در دیکشنری کامپیوترم وجود ندارد! کلمه ی مدنظرم Placemat یعنی زیربشقابی بود که به اشتباه در کل ایمیل Placenta (یعنی جفت انسان) تایپ شده بود. و من بدون اینکه متوجه شوم در کل متن ایمیل، از Placenta های مرغوبی که داریم، بادوام بودن آنها و اینکه در چند رنگ های مختلفی وجود دارند و … صحبت کرده بودم. دقیقاً مثل یک دیوانه به نظر می آمدم! هرگز پاسخی از آن ایمیل دریافت نکردم اما امروز، Bloomingdale یکی از بزرگ ترین مشتریان ماست.”

 

Jason Horvath

موسس Uhuru Design

پس از ۱۰ سال رشد آهسته و هدفمند، در سال ۲۰۱۳ ، ما ۵۰۰٫۰۰۰ دلار سرمایه گذاری در Growth capital داشتیم و برخی بازاریابی هایی را انجام دادیم. سال بعد، آن را به ۱۰ میلیون دلار فروختیم. پس از آن، تمرکزمان را از دست دادیم. تصمیم گرفتیم یک بخش طراحی داخلی به خوبیِ خط تولید جواهرات مانیک پروژه ی کاملاً بیهوده- راه اندازی کنیم و بیش از ۵۰ کارمند اضافی استخدام کردیم.

البته که ما ۱۰ میلیون دلار را داشتیم، اما در ادامه ۱۰ میلیون دلار هم صرف کردیم. سپس با کمی نقدینگی وارد سالِ بعد شدیم. رشد ثابت ماند. ما ۱٫۵ میلیون دلار را در مدت ۶ ماه از دست دادیم. ما باید عقب می کشیدیم. برخی از بهترین کارکنان مان را متوقف کرده و همه ی پروژه ها را خاموش نمودیم. اما حالا، می دانیم در چه چیزی خوب هستیم و می دانیم رشد را چطور مدیریت کنیم.”

 

Nathan Bond

موسس و مدیرعامل Rifle Paper Co

همسرم -Anna- و من در سال ۲۰۰۹ شرکت لوازم التحریری خود را راه اندازی کردیم که دقیقاً زمانِ تعطیلات بود. ما هیچ زمینه ای در این فضا نداشتیم و هرگز با پرینتر کار نکرده بودیم. ما فکر می کردیم که می توانیم فایل را به برای آنها ارسال کرده و سپس محصول را به بهترین نحو و حالت دریافت کنیم. اما آن چیزی که برگشت کاملاً به درد نخور بود. حتی پس از چند تلاش در تولید، کارت های ما با جوهرهای پخش شده در سراسر آن خارج می شد. ما باید کاری می کردیم که کار کند بنابراین، ساعت ها به پاک کردن اشتباهات آن با دست می پرداختیم. تصور کنید… نشستن در یک اتاقی که سراسر تراشه های پاک کن است!

ما چیزهای زیادی یاد گرفتیم و یکی از آنها این بود که فهمیدیم چه آدمِ ساده ای بودیم!

 

 

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۲/۵]

درباره نویسنده

سحر اعتباری

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *