۵ مورد از موفق ترین محیط های کار و ۵ مورد از بدترین آنها

بدترین و موفق ترین محیط های کار

بیش از صدها نوع بدترین و موفق ترین محیط های کاری وجود دارد که هر یک، ویژگی ها و معیارهای خاصی دارند.

برخی از آنها به سادگی قابل ارزیابی هستند- مثال: مقدار فضای در دسترس در محیط کار و یا رنگ مورداستفاده در دیوارها و …

برخی دیگر از معیارها غیرقابل ارزیابی و به عبارت دیگر، کیفی هستند- مانند: احساسات عمومی یا تشویق کردن اعضا و …

مانند هر کسی که آغازگر یک کسب و کار نوین است بدون شک، شما هم خواستار یک محیط عالی و بی نقص هستید. محیطی که اعضای تیم و مجموعه ی شما تعلق خاطر پیدا کنند، خلاقیت آنها را به حداکثر برساند و برای سالیان سال، رضایت و موفقیت را به همراه داشته باشد.

۵ مورد از موفق ترین محیط های کار (و ۵ مورد از بدترین آنها)

متأسفانه داشتن چنین محیط رضایت بخشی، دارای معیار خاصی نیست! یعنی نمی توان به صورت قاطع گفت که یک محیط کاری خوب چه ویژگی هایی دارد! هر محیطی که مشاهده می کنید می تواند ویژگی های چندگانه و متعددی داشته باشد که نحوه ی ایجاد، چیدمان و کنارهم گنجاندن آنها به نوع برند شما بستگی دارد. علاوه بر برند شما، به فرهنگ و نگرش شما و کلیه کارکنان تان وابسته است.

برای درک بهتر، لیستی از محیط های کاری خیلی خوب و موفق را به همراه نامناسب ترین شان تهیه کردیم که در ادامه با آنها آشنا می شویم. با پدیده فکر مهتر همراه باشید.

اول، بهترین ها:

  • چالش برانگیز:

در اینجا همه چیز سؤال برانگیز است! همه چیز موردپرسش قرار می گیرد. زیرا سؤال پرسیدن باعث تشویق فرد می شود. فرض کنید که شخصی از کارکنان یک استراتژی بازاریابی نوینی را پیشنهاد می دهد. – نفر بعدی از او می پرسد که چرا فکر می کنی استراتژی جدید نسبت به فعلی (سایر گزینه ها)  بهتر عمل می کند؟ – سؤال پرسیدن، مباحث سازنده ایجاد می کند و زمانی که همه سؤال بپرسند به این معنی ست که شرکت در حال حرکت رو به جلو بوده و پیشرفت و ترقی در آن صورت می گیرد. هیچ کس موردقضاوت قرار نگرفته و هیچ کس هم در اولویت نسبت به دیگران نیست! همه ی ایده های مطرح شده توسط اعضا، دارای اهمیت یکسان می باشند.

 

  • متمرکز انفرادی (فردی):

محیط های متمرکز انفرادی، انعطاف پذیری انفرادی را پیشنهاد می دهد. یعنی هر کسی باید شیوه و نحوه ی کار کردن خود را شکل بدهد. – بطور مثال: ممکن است شرکت به برخی افراد، طبق تمایل شان اجازه دهد که در منزل کارهای خود را انجام دهند. (البته با قبولِ این امر که هیچگونه کم کاری صورت نگرفته و از خلاقیت فرد کاسته نشود!) شاید برخی دیگر ساعات مختلفی را در طول روز برای انجام کارهای مربوط به شرکت درنظر می گیرند. قطعاً برخی دیگر هم هستند که معتقدند محیط کاری باید ورود و خروج خاصی داشته و در یک قالب ثابت، برای انجام کارها پشت میز بنشینند!

بله.. افراد، به طرق مختلف کار می کنند. تنها، محیط است که واقعیت را سازماندهی می کند.

  • “بدون دیوار”

این محیط، تنها درباره ی کنارهم حفظ کردن اعضای تیم سخن می گوید. هیچ اتاق و دفتری وجود ندارد که دارای درب ورودی باشد! (اگر هم هست، درب همیشه باز خواهد بود) بنابراین کارکنان آزادانه می توانند با یکدیگر صحبت کنند.

معمولاً در چنین محیط های کاری یک اتاق خاص برای استراحت نیز وجود دارد. همچنین رخدادهای تیمی در این نوع محیط ها باعث می شود تا از یکدیگر الهام گرفته و همدلی های مشترک ایجاد شود.

 

  • “بازخورد مشترک”

صداقت و درستی، بیش تر از هر موضوع دیگری برای ارتباطات در این نوع محیط لازم است. زمانی که یکی از کارکنان نیاز به کمک دارد، مستقیماً به زبان می آورد. حتی اگر رئیس این بخش نیز باشید زمانی که دیدگاه شما ناکارآمد و نامناسب باشد همین اتفاق روی می دهد. (یعنی بیان می کنید).

همه یه یکدیگر اعتماد دارند و کمک می کنند. گوش می دهند و در قالب یک “بازخورد مشترک” بروز می دهند.

 

  • “متحد”

این محیط به مردم اجازه می دهد تا در حالیکه تمرکزشان بر روی موفقیت تیمی ست به صورت انفرادی خودشان را سازماندهی کنند! معمولاً این نوع تیم ها، اهداف گروهی تنظیم می کنند و اعضا هم در کنار هم، با تشکیل گروه های کوچک تر در بین خودشان، به انجام وظایف گروهی می پردازند.

یعنی کارکنان بر کارهای دسته جمعی تمرکز کرده اند اما به صورت انفرادی هم کیفیت کار خود را به اثبات می رسانند.


خب طبیعتاً بدترین هایی هم وجود دارند…

 

اصطلاح ۹ تا ۵ بعدازظهر برای ساعات کاری به کار می رود. که متأسفانه از لحاظ روانی هم اثرات منفی روی افراد برجای می گذارد. چرا که خبر از توقعات و انتظارات کارهایی را می دهد که قطعاً باید در این بازه ی زمانی (۹ تا ۵ بعدازظهر) توسط فرد انجام شوند.

برنامه های بسیار دقیق فعالیت ها و زمان بندی، سازمان ها و حتی کدهایی که در لباس کارکنان استفاده می شود، همه و همه بسیار قاطع و محدود هستند که اعضا هم اجازه ی دخالت در آنها را ندارند.

تنها موارد نامحدود، خلاقیت داشتن و میزان انفرادی بودن اعضای تیم تان است.

 

  • “کوپه مانند”

این مورد، نیمه ی تاریک “تمرکز انفرادی” ست.علاوه بر اینکه افراد می توانند میزان انعطاف پذیری خود را تغییر دهند، این محیط منفی اعضا را به حضور در قعر تنهای شان مجبور می کند. از آنها می خواهد که همه ی درب ها به سمت گروه بسته شود و همه ی کارهای خود را به صورت انفرادی انجام دهند.

  • “یا غرق شو، یا شنا کن!”

مبحث بُرد یا باخت، برنده و بازنده، موفق و شکست خورده در این محیط پدید می آید. هیچ حد میانه ای یافت نمی شود! عموماً شکست هم قابل قبول نیست. این نگرش سیاه و سفیدی به اعضایش اجازه نمی دهد که از اشتباهات خود بیاموزند! پس کارکنان هم نمی توانند به اهداف یابند. فرآیندها و نگرش هایشان نیز بهبود نمی یابد.

آنها معتقدند که زندگی خاکستری رنگ است. پس محل کارتان هم باید همینطور باشد!

 

  • “تنبیهی”

در چنین محیطی، رفتارهای خوب و تحسین برانگیزی که از جانب اعضا سر زده باشد تشویق ندارد! اما رفتارهای ناشایست همواره تخریب شده و فرد را مورد تنبیه قرار می دهد. در این نوع محیط، حتی اگر افراد با انگیزه نیز به نظر بیایند از روی ترس و اجبار خواهد بود.

  • “سیستم کلاسی”

در سیستم کلاسی، برخی از کارکنان بهتر از سایرین هستند. یعنی: رئیس یا مدیر مجموعه نمی تواند موردپرسش افراد قرار بگیرد! در این نوع سیستم، رهبران موردچالش سایر اعضا قرار نمی گیرند. تنها، کارکنان هستند که بابت همه ی بیانات شان باید مدرک نشان داده و ثابت کنند!

محیط این چنینی هم تمرکز افراد را از محصول و ایده برداشته و بر امور پیش پا افتاده می نگرد که باعث کاهش عمر مجموعه خواهد بود.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

درباره نویسنده

ما در تعامل با انسانها، هر لحظه در حال انجام بازاریابی هستیم و این لزوماً وابسته به کسب و کار نیست! امیدوارم در بازاریابیِ لحظات تون موفق باشید و لبخند هدیه کنید.

مطالب مرتبط

1
دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

avatar
1 نویسندگان دیدگاه
قیمت زنده طلا
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
قیمت زنده طلا
مهمان
قیمت زنده طلا

بسیار خوب اشاره نمودید و موارد مهمی در یک کسب و کار هستند