۵ قانون طلایی هدف گذاری در زندگی چیست؟

۵ قانون طلایی هدف گذاری در زندگی ، وجود دارد که باید از آنها آگاه بوده و حتی تسلط داشته باشید تا دستیابی به اهداف، چندان هم برای شما آرزوی محال نباشد!

 

5 قانون طلایی هدف گذاری در زندگی چیست؟

 

 

۵ قانون طلایی هدف گذاری

کار سخت را سخت می گویند چون سخت است. اگر کار آسانی بود، همه آن را انجام می دادند.

ما  کارآفرینان همواره خودمان را رئیس خودمان می پنداریم، کسی که از محدودیت های شرکت های بزرگ رها می شود و شور علاقه ی خود را به صورت یک کسب و کار دنبال می کند. ما ساعت ها کار می کنیم، در اغلب موارد زمان مختص به خانواده و دیگر تعهدات را نیز فدا می کنیم تا کاری را انجام می دهیم که با جان و دل احساسش می کنیم. کارآفرین بودن کار هر کسی نیست، اما زمانی که در این مسیر قدم می گذاریم، نمی توانیم به عقب برگردیم – مهم نیست که جاده تا چه حد ناهموار باشد.

اگر کارآفرین شدن هدف شماست، تبریک می گوییم. خب، حالا چه باید بکنید؟

اهداف خود را یادداشت کنید. داشتن یک هدف یا نقطه ی عطفی که بخواهید به آن برسید، در توانایی شما به دستیابی بیش تر به خواسته های تان حیاتی است. در واقع، ۲۱ درصد از سازمان های دارای هدف و بسیار موفق در یک مطالعه، سازنده تر از همتایان خود بودند، طبق گزارش Workboard از همین منبع: ۶۹ درصد از شرکت های مورد بررسی گفته اند که اهداف کسب و کار ارتباطی موثر ترین راه برای ایجاد یک تیم با عملکرد بالاست.

با این حال، وقتی که شما کسب و کار خودتان را دارید، به کسی پاسخگو نیستید و یا کسی مدام کارهای شما را پیگیری نمی کند. حال شما کارآفرین هستید؛ پس باید باید به اندازه کافی در دنبال کردن هر یک از جنبه های کارتان منظم و دقیق باشید. اهداف روشی برای اندازه گیری سطح موفقیت شماست – در حین آنکه معیاری ملموس را در اختیارتان می گذارند تا میزان موفقیت واقعی تان را تشخیص دهید،  تمرکز، مسیر و احساس هدفمندی به شما  می دهند.

موفقیت برای هر کدام از ما چه معنایی دارد؟

موفقیت یک اصطلاح نسبی است. برای برخی از ما، موفقیت یعنی مقدار پولی که می توان به دست آورد برای برخی دیگر موفقیت یعنی ایجاد یک تفاوت شاخص، مقدار فروشی که دارند و یا تعداد مصاحبه های رسانه ای که دریافت می کنند. برای من موفق شدن با شرایطی شروع می شود که برای رسیدن به تعریف خودم از رضایتمندی تنظیم کرده ام؛ مثلا  توانایی به دست آوردن پول، رشد حرفه ای و لذت بردن و سرگرم شدن با انجام آن.

کارآفرینان اغلب انتظارات فوق العاده بزرگی دارند و اهدافی که تنظیم کرده اند برای مطابقت با آن انتظارات بلندپروازانه طراحی می شوند. اما ما کارآفرینان چقدر مطمئنیم که اهدافی که برای خود تنظیم کرده ایم،  واقعی و قابل دسترسی است؟

پاسخ این است که  پنج قانون طلایی تنظیم هدف را بدانیم.

 

۱- اهدافی را تنظیم کنید که به شما انگیزه می دهند

هنگامی که هدفی را تنظیم می کنید، باید معنایی داشته باشد و یک ارزش برای رسیدن و دستیابی داشته باشد. ۵ قانون طلایی هدف گذاری برای زمانی ست که یادآوری کند: اگر نتیجه ی کار ناچیز باشد، دیگر شانس تلاش های تان برای کارهای بعدی به صفر می رسد. در واقع اگر اهداف نامعلوم و نامربوط باشند، ۹۳ درصد از مردم نمی توانند آنها را به عمل تبدیل کنند.

بنابراین، کار را با اهدافی شروع کنید که در اولویت فهرست اهداف شما قرار دارند. غرق شدن در کارهایی که باید انجام دهید راحت است، بنابراین شروع ساده ای داشته باشید. ما در جهان “لقمه های اندازه ی دهان” زندگی می کنیم، به این معنا که قادر به هضم اطلاعات در قطعه های کوتاه هستیم و وقتی لقمه بزرگ تر از دهانمان باشد، مطمئنا دهانمان را می بندیم.

اهداف کلی خود را به سه هدف یا ۵ هدف تقسیم کنید، و آنهایی را که فوری هستند در صدر فهرست خود قرار دهید. در صورتی که مفید باشد دلیل ارزشمند بودن اهداف را برای خودتان شرح دهید و بنویسید. من گاهی اوقات این اهداف را می نویسم چرا که :   الف) فهرست به یک یادآور ملموس از کارهایی تبدیل می شود که باید انجام داد  ب) من به کمک های بصری نیاز دارم تا برای تمرکز به من کمک می کنند. همانطور که هر کارآفرین می داند، ما چیزهایی زیادی در ذهن خود داریم، بنابراین عیبی نخواهد داشت که چیزی برای کمک گرفتن داشته باشیم.

 

۲- اهداف SMART تنظیم کنید.

در این ۵ قانون طلایی هدف گذاری چنین قید می شود: ممکن است این کار برایتان سخت باشد، اما همیشه داشتن یک یادآوری مفید است. اگر تابحال چیزی در مورد این واژه ی مخفف نشنیده اید ، ما به شما خواهیم گفت:

Specific : خاص       Measurable  : قابل اندازه گیری      Attainable : قابل دستیابی

Relevant: مرتبط          Time bound: دارای محدودیت زمانی

مخصوص. اهداف تان باید تا حد ممکن خاص باشند، چرا که در غیر این صورت جهت درست و کافی را برای رسیدن در اختیارتان نخواهد گذاشت. با توجه به گزارش یک مقاله پژوهشی در انجمن روانشناسی آمریکا، تعیین اهداف خاص در ۹۰ درصد مواقع برای شرکت های مورد مطالعه به عملکرد بالاتر منجر شده است. اهداف مانند لامپی است که میز را روشن می کنند. هرچه نور بیش تر باشد، راه پیش رو واضح تر دیده می شود.

Jeffrey Hayzlett نویسنده و سخنران می گوید:‌من از چند آشنای دارای کسب و کار در مورد نحوه ی تعیین اهداف شان پرسیدم  و Jason Forrest ، مدیر عامل شرکت Forrest Performance Group به من گفت که: ” اگر اهداف واضح و کاملا مشخصی نداشته باشید، وقت خود را تلف خواهید کرد. در مورد نتایجی که می خواهید به آنها برسید فکر کنید –  و همچنین بدانید که چه کارهایی را برای رسیدن به آن نتایج باید انجام دهید ”

قابل سنجش. مهلت واقع بینانه ای را برای به پایان رساندن کاری که در دست تان دارید، تعیین کنید. اضافه کردن تاریخ های خاص، مقدار کاری که باید انجام شود و … ، باعث می شود که پیشرفت های شما قابل سنجش و اندازه گیری باشد. برای مثال، به جای گفتن، “کاهش هزینه ها،” چیزی شبیه به این را بگویید:  “کاهش هزینه های تا  ۱۰ درصد در ۱۲ ماه آینده.” این کار یک مقدار ثابت و یک چارچوب زمانی را برای تکمیل هدف و تجسم یک خط پایان،  به شما می دهد.

قابل دسترسی. با خودتان صادق باشید. Justin McNally  ، یکی از بنیانگذاران Chowly می گوید که: “افزایش بودجه بازاریابی به اندازه ی ۵۰ درصد در سه ماه هدف بزرگی به نظر می رسد، اما هدف واقع بینانه ای نیست.  اگر صاحب یک فروشگاه یا یک کارمند هستید ( یعنی خودتان)  و یا منابع لازم برای انجام این کار را ندارید، قطعا در پایان ناامید خواهید شد. ” در عوض جاستین می گوید : ” اهداف واقع بینانه و قابل کنترل تنظم کنید. تصمیم بگیرید که در طی یک روز چه کارهایی را باید انجام دهید و وقتی کارتان در آن روز تمام شد، دیگر ادامه ندهید.”

مربوط بودن. اهداف خود را با مسیر زندگی و کار مورد نظرتان در یک راستا  قرار دهید. برقراری تعادل بین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت، تمرکز لازم را در اختیارتان می گذارد.

محدودیت زمانی. داشتن یک خط پایان به این معنی است که وقتی هدف تان را کاملا انجام دادید، جشن بگیرید. داشتن موعد های مقرر احساس فوریتی به شما می دهد که در اهداف فاقد محدودیت زمانی چنین حسی وجود ندارد.

 

۳- اهداف خود را بنویسید.

من هر روز فهرستی از “کارهایی که باید انجام شود” را می نویسم  و همچنین از جلسات و ملاقات هایی که برای آن روز دارم، تقویم کاری درست می کنم. من در تمام  طول روز این اهداف روزانه را در جایی جلوی چشمانم قرار می دهم و در مقابل هرکاری که انجام داده ام تیک می زنم  تا میزان کار و جایی را که در پایان روز ایستاده ام بسنجم.   این بهترین کار است، زیرا باعث می شود که همه چیز ملموس باشد و من نیز به خودم پاسخگو باشم.

لازم نیست که اهداف بلند مدت خود را علنی کنید، اما باید آنها را در جایی نگه دارید که هر از چند گاه به شما یادآوری کند که به سمت چه چیزی و به کجا قرار است بروید. درهنگام نوشتن اهداف از لحن فعال استفاده کنید؛ برای مثال بگویید: “من بودجه بازاریابی خود را افزایش خواهم داد“. استفاده از زبان های منفعل تر مانند”  “من می خواهم …” بهانه ای را در اختیارتان می گذارد تا از هدف منحرف شوید.

 

۴- برای عمل برنامه تعیین کنید.

تمرکز روی نتیجه به طوری که گام های مورد نیاز برای رسیدن به آن را فراموش کنید، آسان است.  یعنی ممکن است با پرداختن کمتر به گام های  B، C، D  و هر چیز دیگری که در این بین وجود دارد،  از گام  A تا Z  بروید. بنابراین، تمام مراحل را تک به تک بنویسید. این نقشه راه شما است تا  برنامه تان تا حد ممکن بدون وقفه اجرا شود.

Harry Mills ، مدیر عامل شرکت  Aha! Advantage و نویسنده ی کتاب مقاومت صفر(Zero Resistance) می گوید: “کارآفرینان موفق برای رسیدن به اهدافشان آن ها را به صورت یک نقشه درمی آورند. کارآفرینانی که نقشه ای را برای رسیدن به اهداف و یا غلبه بر تردید ها طراحی می کنند، مجبور به اقدام می شوند.” در طی مسیر، به دنبال مشاوره گرفتن از همتایان خود باشید- یک شریک تجاری سابق، یک مشاور مورد اعتماد و یا یک مربی.  ممکن است آنها دیدگاه هایی داشته باشند که  شما نادیده گرفته اید.

 

۵- برنامه تان را به کار ببندید.

داشتن یک طرح به شما رسمیت می دهد. به کار گرفتن طرح باعث موفقیت شما می شود.همه این موارد شامل قانون طلایی هدف گذاری می شوند. اگر شما برای ترسیم یک طرح خوب زمان صرف کرده اید، پس چرا از آن استفاده نمی کنید؟ وقتی که همه چیز از مسیر منحرف می شود،  تغییر ذهنیت و یا طراحی برنامه های جدید وسوسه برانگیز است، اما متغیرها بهانه های خوبی نیستند تا شما از برنامه تان پیروی نکنید. به غرایز خود اعتماد کنید.

یک نکته ی مهم را بخاطر بسپارید: باید نگاه بلند مدت داشته اما زندگی کوتاه مدت داشته باشید. فکر کردن در مورد چیزهایی که می خواهید و پولی که به دست می آورید، واقعا آسان است، اما بدون تلاش در همین زمان و همین جا ممکن نخواهند بود.

جلوتر از خودتان حرکت نکنید. به طرح و برنامه تان اعتماد کنید، آن را به کار بگیرید، هنگام رویارویی با متغیرها انعطاف پذیر باشید تا به اهداف خود برسید. کار سخت را سخت می گویند چون سخت است. اگر کار آسانی بود، همه آن را انجام می دادند.

 

 

نویسنده : ‌Jeffrey Hayzlett

هاست Prime Time  TV و Radio Show

نویسنده و سخنران

[تعداد: ۱۲    میانگین: ۳.۹/۵]

درباره نویسنده

آسیه محمدی

مترجمی زبان خوندم. علایق زیادی دارم که مترجمی یکی از آنهاست. برای شروع اینکار مباحث بازاریابی (بهترین راه اثبات توانایی ها) رو انتخاب کردم. امیدوارم بتونیم با توسعه دانش در کسب و کار و زندگی شخصی مون بهتر عمل کنیم.

    مطالب مرتبط

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *